تعداد بیمهشدگان استان به تفکیک بیمهشدگان اصلی و تبعی چند نفر است و چند درصد از جمعیت استان تحت پوشش سازمان تامیناجتماعی هستند؟
بر اساس آخرین آمار مربوط به شش ماهه اول سال جاری، تعداد افراد تحت پوشش ادارهکل تامیناجتماعی استان هرمزگان، شامل 308 هزار و 127 نفر بیمهشده اصلی و 535 هزار و 416 نفر بیمهشده تبعی است که مجموعا تعداد آنها 834 هزار و 534 نفر است. همچنین تعداد 41 هزار و 379 نفر به عنوان مستمریبگیر اصلی و 31 هزار و 568 نفر هم بهعنوان مستمریبگیر تبعی، تحت پوشش خدمات تامیناجتماعی استان هستند که مجموع آنان 72 هزار و 947 نفر است. در مجموع، تعداد افراد تحت پوشش خدمات تامیناجتماعی استان هرمزگان، نزدیک به 52 درصد کل جمعیت یک میلیون و ۷۷۶ هزار نفری استان است که این عده از خدمات متنوع بیمهای و درمانی تامیناجتماعی برخوردار هستند.
ضریب پشتیبانی یا نسبت بیمهشدگان بیمهپرداز به مستمریبگیران استان در چه وضعیتی و در مقایسه با میانگین کشوری چگونه است؟
همانطور که میدانید ضریب یا نسبت پشتیبانی، حاصل تقسیم تعداد بیمهشدگان اصلی بیمهپرداز به تعداد مستمریبگیران و بازگوکننده وضعیت منابع به مصارف تامیناجتماعی است. خوشبختانه به دلیل جوان بودن جمعیت هرمزگان، این نسبت در این استان هماکنون 3/11 است، در حالیکه میانگین این نسبت در سطح کشور 34/5 است. اگرچه تامیناجتماعی استان هرمزگان، از این نظر در حال حاضر شرایط مساعدتری نسبت به متوسط کشوری دارد اما نگرانی در مورد روند افزایش تصاعدی و غیرمنطقی تعداد مستمریبگیران بهویژه به واسطه قوانین کاهنده متوسط سن بازنشستگی در این استان هم مانند کل کشور وجود دارد و ضروری است تصمیمگیران کلان کشور به این شرایط توجه ویژه داشته باشند تا سازمان تامیناجتماعی که در حال حاضر تنها صندوق بازنشستگی کشور است که هنوز به اتکای منابع حاصل از حق بیمهها، قادر به اجرای تعهدات خویش در قبال بیمهشدگان و مستمریبگیران است، به وضعیت امروز دیگر صندوقهای بازنشستگی بزرگ کشور که برای پرداخت مستمریهای ماهانه، چشم به تامین اعتبار از منابع عمومی و مساعدت دولت دارند، گرفتار نشود. در مورد وضعیت فعلی منابع و مصارف تامیناجتماعی استان باید این را هم اضافه کنم که در سال گذشته، در مجموع ۶۶۹ نفر در استان مشمول بازنشستگی پیش از موعد در مشاغل سخت و زیانآور شدند و حجم پرداختیهای تامیناجتماعی استان در سال گذشته، تنها در بخش تعهدات بلندمدت یعنی انواع مستمریهای بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان، ۴۱۲ میلیارد تومان و میزان پرداختیها بابت تعهدات کوتاهمدت بیمهای در سال گذشته ۱۹ میلیارد تومان بود که به این ترتیب در مجموع ۴۳۱ میلیارد تومان در سال گذشته به بیمهشدگان و مستمریبگیران استان در بخش بیمهای تامیناجتماعی پرداخت شده است. این عدد به معنای آن است که در سال 1395 بهطور میانگین ماهانه نزدیک به 36 میلیارد تومان و روزانه بیش از یک میلیارد و 180 میلیون تومان تنها در بخش بیمهای و در قالب تعهدات کوتاهمدت و بلندمدت به بیمهشدگان و مستمریبگیران استان پرداخت شده است.
بدهیهای بیمهای معوقه برخی کارفرمایان، از جمله چالشهای جدی در زمینه تامین منابع مورد نیاز برای استمرار خدمترسانی موثر و کیفی سازمان تامیناجتماعی به افراد تحت پوشش است. در استان برای مقابله با این چالش و وصول مطالبات تامیناجتماعی چه اقداماتی صورت گرفته است؟
برای دریافت مطالبات از کارفرمایان، اصل را بر فهم مشترک مسائل گذاشتهایم و سعی میکنیم از راه تعامل با کارفرمایان و درک شرایط دشوار اقتصادی با این مشکل مقابله کنیم. حجم مطالبات بیمهای تامیناجتماعی استان نزدیک به 800 میلیارد تومان است و شهرداریها از جمله شهرداری بندرعباس از جمله مهمترین بدهکاران بیمهای استان هستند که درصدد هستیم بخشی از بدهیهای بیمهای شهرداری بندرعباس را در قالب تهاتر وصول کنیم. در زمینه وصول مطالبات بیمهای همچنین تعامل خوبی با صنایع و بخشهای تولیدی صورت گرفته است. در کارگروه رفع موانع تولید استان، فضایی ایجاد شده که مطالبات را پیگیری کنیم. همچنین تیم ویژهای ایجاد شده تا اقدامات ضروری را در این مورد انجام دهند. اما متاسفانه وضعیت اقتصادی اکثر بنگاههای تولیدی مناسب نیست و همین امر وصول مطالبات معوق را با مشکل مواجه کرده و ما هم تاکید داریم تا جایی که منافع سازمان که در اصل منافع بیمهشدگان و بازنشستگان است به آسیب نیفتد، اجازه ندهیم کارگاهی به سبب بدهی بیمهای تعطیل شود. در طرح بخشودگی جرایم کارفرمایان خوشحساب هم خوشبختانه به دلیل اطلاعرسانی مناسب و پیگیری همکاران، در این زمینه استقبال خوبی را از سوی کارفرمایان استان شاهد بودیم و به نسبت دوره قبل، استقبال از طرح اخیر بهتر و بیشتر بود. لازم است یادآوری کنم بر اساس آخرین آمار، جمعا 25 هزار و 953 کارگاه تحت پوشش تامیناجتماعی استان هستند که از این تعداد، 17 هزار و 178 کارگاه بین یک تا 5 نفر بیمهشده دارند، در 4004 کارگاه از 6 تا 10 نفر بیمهشده مشغول کار هستند و 3 هزار و 335 کارگاه بین 11 تا 50 نفر بیمهشده دارند. همچنین هزار و 45 کارگاه هم بیش از 50 نفر بیمهشده دارند.
یکی از اولویتهای سازمان در چند سال اخیر، حداکثر بهرهگیری از فناوریهای نوین برای تسهیل و تسریع در ارائه خدمات بیمهای و درمانی و تجمیع اطلاعات است. در استان، وضعیت اجرای طرحهای مرتبط با خدمات غیرحضوری تامیناجتماعی چگونه است؟
خوشبختانه در همه فرایندهایی که مکانیزه شده، استان هرمزگان از استانهای پیشگام بوده و توسعه خدمات غیرحضوری سبب افزایش رضایتمندی بیمهشدگان، بازنشستگان و کارفرمایان شده است. طرح ساختار نوین ارائه خدمات بیمهای در شعبی که از نظر زیرساختها آماده بودند، اجرایی و امکان ارسال لیست حق بیمه الکترونیک برای همه کارفرمایان کارگاههای تحت پوشش فراهم شده و پس از اجرای طرح ابلاغ الکترونیک، به تازگی نیز طرح بازرسی الکترونیک را آغاز کردهایم.
همانطور که در صحبتهایتان اشاره کردید کاهش متوسط سن بازنشستگی به سبب اجرای طرحهای مختلف بازنشستگی پیش از موعد بهویژه اجرای ناقص قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور، موجب افزایش شمار بازنشستگان شده است. به نظر شما چگونه و با چه راهکارهایی میتوان ضمن حمایت موثر از شاغلان واقعی در مشاغل سخت و زیانآور، از تحمیل هزینههای سنگین به تامیناجتماعی جلوگیری کرد؟
در درجه اول باید توجه داشت که سازمان تامیناجتماعی، یک سازمان بیمهگر اجتماعی است. سازمانهای بیمهگر اجتماعی در ایران و جهان به پشتوانه مشارکت اعضا در زمان اشتغال و پرداخت حق بیمه قانونی و نیز مشارکت کارفرمایان در برابر آسیبهایی که منجر به کاهش یا قطع درآمد آنان میشود، مورد حمایت قرار میگیرند. سازمان تامیناجتماعی یک سازمان بین نسلی است و نمیتوان انتظار داشت که هرچه امروز از محل حقبیمهها حاصل میشود برای شاغلان و بازنشستگان امروز هزینه شود؛ چراکه این سازمان در برابر نسلهای آتی بازنشستگان تعهداتی مهم بر عهده دارد و همواره باید بخشی از منابع جاری ورودی به صندوق، برای استمرار ارائه خدمات در سالهای بعد، در صندوق باقی بماند و از طریق فعالیتهای اقتصادی سالم و سودآور، ارزش این ذخایر حفظ شده و ارتقا یابد. در واقع میخواهم اشاره کنم که برخلاف برخی تصورات، سازمان تامیناجتماعی یک سازمان حمایتی و متصل به منابع عمومی و درآمد نفت نیست. منابع این سازمان، متعلق به تک تک ذینفعان آن است و نمیتوان انتظار داشت که بخشی از وظایف و مسئولیتهای بر زمین مانده سایر بخشها، به این منابع تحمیل شود. طبیعی است که هیچکس تردید ندارد کارگری که در شرایط دشوار و زیانآور مشغول کار و فعالیت است، باید بهصورت ویژه در برابر تبعات زیانبار کار در چنین شرایطی مورد حمایت قرار گیرد، اما این حمایت در درجه اول، وظیفه کارفرمایی است که از منافع تلاش این کارگران بهرهمند میشود و در مرحله بعد هم اگر نمیتوان شرایط سخت و زیانآوری برخی مشاغل را از بین برد، باید از محل منابع عمومی، هزینه حمایت از چنین کارگرانی را تامین کرد. منطقی نیست که این هزینه، به منابع متعلق به یکایک کارگران تحمیل شود. این رویکرد و این نگاه، در زمان تصویب قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور هم مورد توجه قانونگذاران بوده، اما متاسفانه به این بخش از قانون تاکنون توجه چندانی نشده است.