تعادل بین کار و زندگی؛ مسئله این است

تعادل بین کار و زندگی؛ مسئله این است

بسیاری از ما همواره در تلاش برای دستیابی به موفقیت در زندگی هستیم؛ این در حالی است که بخش چشمگیری از ساعات روزانه خود را در دفتر کارمان سپری می‌کنیم و اهداف شخصی و رفاه عمومی خود را مورد غفلت قرار می‌دهیم. با چنین شرایطی دستیابی به تعادل در کار و زندگی تقریباً غیرممکن می‌شود. گاهی اوقات، برای بسیاری از کارمندان امروزی این احساس پیش می‌آید که کل زندگی‌شان پیرامون اتفاقات محل کارشان می‌چرخد. اگر شما هم جزو این افراد هستید ممکن است حتی در زمان‌هایی غیر از ساعات کاری تماس‌هایی دریافت کنید، لازم باشد ایمیل‌های کاری را جواب دهید یا گزارش‌هایی که باید آن‌ها را به نتیجه برسانید. زمانی که دوستان‌تان در مهمانی هستند، شاید مشغول بررسی دقیق آمار و ارقام گزارش‌ها باشید و از این موضوع ناراحت هستید که روز بعد باید چیزی برای ارائه‌ دادن به رئیس‌تان داشته باشید. در این وضعیت تعادل کار و زندگی شما به هم خورده است. برقراری این تعادل مسئله مهمی است که گاهی از آن غافل می‌شویم و تا حدی اهمیت دارد که به وفور در مورد آن تأکید می‌شود.

پرتو جغتایی روزنامه نگار

البته رعایت این اصل وابسته به موضوعاتی است که نباید از نظر دور شود. رعایت تعادل بین کار و زندگی و عدم افراط در کار اثرات جسمی و روحی بسیار زیادی دارد و دامنه آن به‌قدری وسیع است که انتظار می‌رود سازمان‌ها توجه ویژه‌ای به این مسئله داشته باشند. متأسفانه گاهی میل به پیشرفت فردی یا سازمانی باعث می‌شود چشم‌های‌مان فقط واژه موفقیت را ببینید و دیگر هیچ. با تمام وجودمان به سمت پله‌های موفقیت حرکت می‌کنیم، اما حواس‌مان نیست که در راه رسیدن به خواسته‌ها و اهداف‌مان (چه فردی و چه سازمانی) چه چیزهایی را فدا می‌کنیم.

طرح چند سؤال کلیدی
تعادل بین کار و زندگی تلاشی آگاهانه برای جدا کردن زندگی کاری از زندگی شخصی است. پس باید مراقب باشید و اجازه ندهید اولی برای دومی تعیین تکلیف کند. این عبارت در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، با این حال احتمال دارد از شما خواسته شود انواع کارهای حرفه‌ای را در ساعات مختلفی انجام دهید. درست است این زندگی شماست و این شمایید که تصمیم می‌گیرید آیا از انجام این نوع فداکاری‌ها و تعهدات راضی هستید یا خیر؟ اما به یاد داشته باشید که فقط یک زندگی دارید و چیزهای بسیار بیشتری از یادداشت‌ها و پیش‌بینی درآمد در آن وجود دارد. ریسک‌های مالی، جلسات متعدد و قرار ملاقات‌های مهم، بخشی از برنامه‌ کاری یک کارآفرین محسوب می‌شود. به همین دلیل زندگی به سبک‌وسیاق کارآفرینان، فرازونشیب‌های بسیاری دارد و از جایی به بعد حفظ تعادل میان زندگی و کار برای آن‌ها تبدیل به چالش بزرگی می‌شود. به‌طوری که فقط عده‌ اندکی قادرند این تناسب را حفظ کنند. از آنجا که همیشه احتمال وقوع رویدادهای غیرمنتظره وجود دارد،‌ نمی‌توان انتظار داشت رابطه‌ میان زندگی و کار، یک رابطه‌ کاملاً متعادل و متوازن باشد. طرح یک یا چند سؤال در ابتدای مسیر ایجاد تعادل به شما کمک خواهد کرد که اولین گام‌ها را در این مسیر به درستی بردارید. اما چه سؤالاتی را باید برای خود مطرح کنید. برای مثال از خودتان بپرسید وظایف و مسئولیت شما در زندگی چیست؟ آن‌ها را بنویسید و براساس اولویت‌های خودتان مرتب‌ کنید. خانواده، دوستان، شغل، تفریحات و هر چیز دیگری را از مهم‌ترین تا کم‌اهمیت‌ترین یادداشت کنید. یا این پرسش که اولویت‌های اصلی زندگی شما چه چیزهایی هستند؟ برای پاسخ به این مورد باید کاملاً با خودتان صادق باشید. مثلاً اگر به تازگی با شخصی آشنا شده‌اید، با اینکه رابطه‌ جدید برای شما حائز اهمیت است اما چون هنوز از کیفیت آن مطمئن نیستید نباید اولویتی بالاتر از شغل خود برایش در نظر بگیرید. با رتبه‌بندی اولویت‌های خود، برای مسائل مهم کاری و شخصی، وقت کافی خواهید داشت.

کمال‌گرایی، خواسته مدیران خودبین
وجود رؤسای خود‌بین و ایده‌آلیست که می‌خواهند مسیرهای چندساله را یک‌شبه بپیمایند، موجب فشار مضاعف بر پرسنل می‌شود. اگر بخواهیم به این قضیه مثبت نگاه کنیم با کارفرمایانی مواجه می‌شویم که با پاداش و تعریف و تمجید کارمندان را ترغیب به فعالیت دوچندان می‌کنند و اصطلاحاً هندوانه زیر بغل‌شان می‌گذارند. تصور کنید زمانی که به خانه می‌رسید باز هم باید تماس‌ها یا پیام‌های مختلفی را از محل کار جواب دهید و یا ایمیل‌های کاری‌تان را چک کنید و یا گزارش کار بنویسید. همه این موارد باعث شده تا تعادل بین کار و زندگی‌مان را به فراموشی بسپاریم. همچنین این فرهنگ غلط را در جامعه توسعه دهیم که اگر بخواهیم اندکی به خودمان و زندگی‌مان برسیم و پاهای‌مان را دراز کنیم و استراحت کنیم،‌ یعنی فردی بی‌هدف هستیم که اوقات خود را به بطالت می‌گذراند. این مسئله در شرکت‌ها بسیار پررنگ دیده می‌شود. زمانی که کارمندی برای استراحت و صرف چای پنج دقیقه از پشت میزش بلند می‌شود، انگار از زیر کار در رفته است. اگر تمام زندگی خود را در حالت آماده‌ به‌خدمت و گوش‌به‌زنگ رئیس خود سپری می‌کنید، پس احتمالاً از تعادل و سلامت زندگی کاری خود بی‌بهره‌اید. هیچ تردیدی وجود ندارد که اگر ساعت‌های کاری زیاد و دیوانه‌واری را در اداره می‌گذرانید و کل زندگی خود را روی کار و حرفه خود پیش می‌برید، فرسودگی شغلی را نیز تجربه خواهید کرد و شیرازه کار و زندگی شما از هم می‌پاشد. شاید هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها موفق شوید این سبک زندگی را حفظ کنید، اما در نهایت فرسودگی شغلی به سراغ‌تان می‌آید. در صورتی که این اتفاق رخ دهد، نتایج خوشایندی نخواهد داشت. در دنیایی دائماً وابسته به فناوری، جایی که سعی می‌کنیم همه کارها را به یک‌باره انجام دهیم و به‌طور مداوم برای زمان تحت فشار قرار می‌گیریم، لازم است یک قدم به عقب برداریم و آنچه در زندگی ما مهم است را شناسایی کنیم. برای برخی، این امر تمرکز بر خانواده و برای برخی دیگر دنبال کردن یک هدف شخصی به حساب می‌آید که به کناری نهاده شده است. هر‌چه باشد، ضرورت دارد که خواسته‌ها و نیازهای خود را در اولویت قرار دهید و از زمانی که دارید حداکثر استفاده را ببرید.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه