اول ایمنی بعد کار!

ساختمان نیمه‌کاره-102

اول ایمنی بعد کار!

مسعود مشایخی

کیان از خیلی پیش‌ترها پایش لنگ می‌زد. به‌خصوص اوقاتی که خیلی کارش سنگین بود و به پایش فشار می‌آمد. با کیان علاوه بر دوستی و همکار بودن رابطه‌ خویشاوندی هم داریم و از دوران بچگی با هم بزرگ شدیم. وقتی که بزرگتر شدیم با هم دنبال کار گشتیم و کارمان را شروع کردیم. از همان روزها پایش یاری نمی‌کرد و هر چه دکتر رفت و مداوا کرد، افاقه نکرد. به قول خودش دکتر گفته بود که این مشکل مادرزادی است که برای لگن پای راستش ایجاد شده و باید همین پا و دردهایش را تحمل کند تا از کار بیفتد و بشود آن را عمل کرد. الان دیگر آن اتفاق افتاده و پای کیان دیگر توان حرکت ندارد و خیلی کم می‌تواند در ساختمان کار کند. حالا که ازدواج کرده و فرزندی هم دارد، مجبور است پایش را به تیغ جراحی بسپارد و این یعنی چند ماهی بیکارشدن و شروع روزهای سخت خانه‌نشینی و مضیقه‌ مالی. متاسفانه در همین گیرودار بیمه کارگران ساختمانی هم که با هزار مشکل و رفت‌و‌آمد، تحت پوشش آن درآمده به مشکل خورده و تا یک ماه دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند. خلاصه رفیق زحمت‌کش ما با مشکلات عدیده‌ای مواجه شده و امید دارم هرچه زودتر همه چیز برایش درست شود. بچه‌های ساختمان هم که همه از دردسرهای کیان آگاه شده‌اند هر کدام به طریقی می‌خواهند به او کمک کنند. دیروز هم عده‌ای از دوستان کارهای ناتمام او را که این روزها توان تمام‌کردن آن را ندارد به پایان رساندند تا با خیالی راحت‌تر با بیماری‌اش مبارزه کند. «این هفته مجبور شدم علی‌رغم میل باطنی روی داربست بروم و در ارتفاع بالا کار کنم. از آخرین باری که در ارتفاع خیلی بالا و روی داربست کار کرده بودم تقریبا پنج سالی می‌گذشت و اکثر کارهایم روی زمین یا طبقات مختلف ساختمان بود. به اتفاق محسن که همیشه یار و یاور من است از صبح زود روی داربست رفتیم. داربستی که اصلا بچه‌ها روی آن مسائل ایمنی را رعایت نکرده بودند و مجبور شدم کلی محکم‌کاری کنم تا قابل کارکردن شود. تا ظهر مشغول کار بودیم که به یک‌باره محسن پایش لیز خورد و چیزی نمانده بود که از همان ارتفاع زیاد به پایین پرتاب شود که به لطف خدا و شانس زیاد خودش وسط راه دستش را به میله‌ای گرفت و خودش را نجات داد. واقعا صحنه وحشتناکی بود و نزدیک بود به فاجعه ختم شود. متاسفانه محسن توجه چندانی به رعایت مسائل ایمنی کار ندارد و بدون کفش مخصوص و محاظ لازم کار می‌کند و به خاطر همین ایمن‌نبودن کفش‌هایش داشت کار دست خودش و ما می‌داد.» مطلبی چند روز قبل در یکی از سایت‌های اینترنتی خواندم که آمار مرگ و میر کارگران ساختمانی را در حین کار روزی پنج نفر عنوان کرده بود. آمار بسیار فاجعه‌باری که اکثر آنها به خاطر رعایت نکردن اصول ابتدایی ایمنی کار بود، اصولی که یا به وسیله کارفرما یا خود کارگر رعایت نشده است.
در خیلی از موارد کارفرماها به خاطر پایین آمدن مخارج ساخت‌وساز از بسیاری از آنها سرباز می‌زنند. اما در برخی از موارد کارفرماها این امکانات ایمنی را فراهم می‌کنند، اما خود کارگرها آنها را استفاده نمی‌کنند و این آمار تکان‌دهنده به وقوع می‌پیوندد. اتفاقی که دیروز برای محسن افتاد از قسم دوم بود. چون حاج‌علی مثل بقیه پروژه‌هایش روی ایمنی این ساختمان هم خیلی حساس است.  
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه