یادداشت
آموزش شهروندی، رهیافتی برای تحقق حقوق شهروندی
محمد نیکپیما - کارشناس ارشد شهرسازی
مفهوم «شهروندی» ازجمله مفاهیمی است که معانی دیگری مانند شهرنشینی، حقوق شهروندی، جامعه مدنی، اخلاق مدنی، مشارکت و... به نحوی در قالب آن تعریف شده و موجودیت پیدا میکنند. موضوعی که در این نوشتار کوتاه لازم است به آن بپردازم مقوله «آموزش شهروندی» (Citizenship Education) است که پس از بیان تعریفی اجمالی از مفهوم «شهروندی» بیان میشود.
شهروندی را به طور عام میتوان چارچوب ارتقایافته شهرنشینی دانست که در آن، ساکنان شهر به حقوق یکدیگر احترام میگذارند و به مسئولیتهای خویش در قبال شهر و اجتماع عمل میکنند. «کیث فالکس» (Keith Faulks) در کتاب شهروندی، تعریفی از این مفهوم ارائه داده و شهروندی را هویتی متضمن برابری و مبتنی بر استقلال و حقوق فردی معرفی میکند و آن را در مقابل هویتهای مبتنی بر سلطه (نظیر بردگی و رعیتی) و همچنین هویتهای جمعیِ از پیش تعیینشده (مثل نژاد، قومیت، جنسیت و...) قرار میدهد. او سرآغاز شهروندیِ مدرن را انقلاب فرانسه میداند.
درمجموع، آموزش شهروندی نوعی از آموزش است که شهروندان را قادر میسازد تا تصمیماتِ مربوط به زندگی شهری خود را به گونهای بسازند که بتوانند درباره این تصمیمات، در مقابل خود و جامعهشان پاسخگو باشند. بدین ترتیب، آموزش شهروندی در پی آن است که آینده زیستگاه شهری را به دست جوانان بسپارد و آنان را برای ساختن آیندهای بهتر مهیا سازد. لذا آموزش شهروندی، در قالب برنامههای مدون، شهرنشینان و بهخصوص جوانان را با مفاهیمی مانند حقوق، فهم قانون، سیاست و اصول دموکراسی و برابری در زندگی آشنا میسازد و به معلمانشان کمک میکند بتوانند به این جوانان نحوه مشارکت و تصمیمسازی در باب مسائل شهری را، که نگرانشان کرده است، بیاموزند و بر جهان اطراف خود تاثیر بگذارند.
بنابراین، میتوان گفت آموزش شهروندی به دنبال ایجاد نوعی از دموکراسی است که در آن همه افراد جامعه بهعنوان شهرنشینان، با آگاهی، دانش، مهارت کافی و اعتمادبهنفس در مسائل مربوط به شهر محل سکونت، به نحو موثر مشارکت کرده و برای حل آنها تصمیمسازی میکنند.
از سوی دیگر، همانطور که شهروندی دارای ابعاد و زمینههای مختلف است، آموزش شهروندی نیز بایستی متناسب با این زمینهها، برنامهریزی و ساختارمند شود؛ برای مثال در بعد فرهنگی، یک شهروند آموزشدیده به ارزشهای فرهنگی جامعه پایبند است و برای دیدگاه فرهنگی همه اعضای اکثریت و اقلیت جامعه ارزش قائل است و یا در قلمروی سیاسی شهروندی، آموزش شهروندی مسائلی از قبیل حق رأی، مشارکت سیاسی، برپایی انتخابات آزاد، فرصت و حق برابر دستیابی به مناصب سیاسی را برای شهروندان معرفی، تحلیل و ارزیابی میکند. رفاه و تامیناجتماعی، تامین حداقل معیارهای سلامت و بهداشت، رفاه اقتصادی، برابری جنسی و قومی، حساسیت نسبت به مشکلات و آینده جامعه، تلاش در جهت ایجاد امنیت، ارتقای سطح سواد، امنیت شغلی و حق برخورداری از تسهیلات عمومی ازجمله مسائل مورد آموزش برای شهروندان در بُعد اجتماعیِ آموزش شهروندی است. از این رو اعتلای فرهنگ شهروندی جز از طریق آموزش و آگاهیبخشی نسبت به حقوق، وظایف و سایر مفاهیم اصلی مربوط به زندگی شهری ممکن نخواهد بود. در بسیاری از کشورهای مترقی جهان، آموزش شهروندی از سنین کودکی و از سالهای قبل از مدرسه آغاز میشود و به موازات دوره تحصیل ادامه مییابد.
بدینترتیب، آموزش شهروندی را میتوان ابزاری در بستر آزادسازی قدرت درونی شهروندان دانست که از طریق ایجاد انگیزه، آنها را به افرادی موثر در زندگی شهری مبدل میسازد؛ شهروندانی که نسبت به ابعاد گوناگون زندگی خود در شهر آگاهی دارند و حقوق و وظایف خود را بهخوبی میشناسند. این شهروندان افرادی پاسخگو، مسئولیتپذیر، حقطلب، مشارکتجو، آگاه و دلسوز خواهند بود که بهبود کیفی آینده زندگی خود را در گرو ارتقای کیفیت زندگی همه افراد جامعه به نحو برابر میدانند و از این طریق در تحقق وجوه مختلف حقوق شهروندی نقش موثر ایفا میکنند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




