‌نگاهی به پژوهش‌های جامعه‌شناسی پزشکی

‌نگاهی به پژوهش‌های جامعه‌شناسی پزشکی

ابعاد اجتماعی رابطه پزشک و بیمار و اهمیت یافتن مقوله سلامت به‌عنوان یکی از مهم‌‌‌ترین مولفه‌های سیاست‌گذاری اجتماعی و جایگاه ویژه آن در رفاه و توسعه کشورها، باعث شده پژوهشگران بسیاری با رویکرد اجتماعی به مقوله سلامت بپردازند و رابطه میان حرفه پزشکی و جامعه انسانی را زیر ذره‌بین بگذارند. در ادامه چند اثر پژوهشی را در حوزه جامعه‌شناسی پزشکی و ابعاد اجتماعی رابطه پزشک و بیمار معرفی می‌کنیم. 1- «جایگاه بیمار در تصمیم‌گیری‌های پزشکی» عنوان مقاله‌ای علمی- پژوهشی است که توسط «صحرا پورابهری لنگرودی» و «سید محمد اسدی‌نژاد» نوشته و در زمستان 1392 در فصلنامه «حقوق پزشکی» منتشر شده است. این مقاله تابعیت صِرف بیمار از پزشک را مدخلی برای ورود به این مبحث می‌کند که شخص بیمار چه جایگاهی در تصمیم‌گیری‌های پزشکی دارد. نویسندگان بر این باورند، از آنجا که بسیاری از بیماران در فرایند درمان خود مداخله نمی‌کنند یا دخالت داده نمی‌شوند، لازم است برای آنکه اراده بیمار در تصمیمات پزشکی حاکم شود، زمینه حمایت‌های قانونی را مهیا کنیم. طبق متون حقوق پزشکی، اخد نظر بیمار در امور درمان، از ملزومات ارتباط پزشکی در نظر گرفته شده، اما این مقاله به این موضوع می‌پردازد که در فرایند تشخیص، مراحلی نهفته است که انجام آن‌ها بدون جلب نظر بیمار امری غیرحقوقی است و به تعبیری نادیده‌گرفتن حقوق بیمار در یک ارتباط پزشکی قلمداد می‌شود. 2-«بررسی رابطه پزشک و بیمار» عنوان پایان‌نامه‌ای است به قلم «محمدحسن علائی» که در سال 1387 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ارائه شد. محقق با استفاده از تکنیک‌های تحقیقی چون مشاهده مشارکتی، مصاحبه با بیماران و پزشکان و مشاهده روند درمان به اصطلاح سرپایی در مراکز درمانی دولتی و خصوصی اردبیل در پی درک اهمیت جهان‌زیست (مفهومی از نظریه دیالکتیک گفت‌وگوهای درمانی میشلر) در مناسبات میان پزشک و بیمار است. داده‌های این پایان‌نامه حـاکی از آن اسـت کـه در اکثـر روابط چه در مطب‌های خصوصی و چه در بیمارستان‌ها، بیماران در شرح حال خود از بیانی مبتنی بر جهان‌زیست استفاده می‌کردند، اما توسـط پزشـکانی کـه از بیان پزشکی استفاده می‌کردند، نادیده گرفته ‌شدند به‌گونه‌ای که در نهایت بیمار تسلیم رفتار کلیشه‌ای پزشک مـی‌شـود.  موضوع دیگر مدت زمان بسیار کم اختصاص داده شده بـرای معاینـه بیمـار اسـت کـه در ایـن‌صورت زمینه امکان مشاوره و برقراری رابطه متعادل را منتفی می‌کند. محقق در نهایت پیشنهاد می‌کند جلب توجه پزشـکان بـه اهمیت اسـتفاده از بیـان جهان‌زیست و تغییراتی ساختاری در سیستم‌های بهداشـتی و درمـانی مـی‌توانـد در افـزایش توانـایی پزشکان در بیمارمداری موثر باشد. 3-در همین زمینه مقاله‌ای دیگر تحت‌عنوان «تبیین جامعه‌شناختی رابطه پزشک و بیمار» که مطالعه‌ای کیفی در شهر اهواز است، در سال 1393در مجله «مطالعات اجتماعی ایران» به چاپ رسید که داده‌هایی قابل‌توجه دارد. «معصومه شفعتی» و «محمد جواد زاهدی» از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 21 بیمار در مطب‌های خصوصی زنان و زایمان شهر اهواز به پنج مقوله محوری «ویزیت گروهی»، «محدودیت زمانی»، «تعداد زیاد بیماران»، «آماده نبودن بیماران» و «رفتار اجتنابی پزشکان» به مثابه شرایط علی رابطه غیرمشارکتی و درمان‌محور دست یافتند که الگوی غالب رابطه پزشک و بیمار است. طبق داده‌های این پژوهش، در عمده تعامل‌های صورت‌گرفته میان پزشکان و بیماران در مطب‌های تحت‌بررسی، رابطه‌ای میان دو طرف شکل می‌‌گیرد که با شیوه ارتباطی آرمانی فاصله بسیاری دارد. رابطه غیرمشارکتی و درمان‌محور بوده که نشان‌دهنده رابطه‌ای یک‌سویه و عاری از مشارکت فعال دوطرفه است. محققان، ویزیت گروهی به‌ویژه در مطب‌های زنان و زایمان را مانع شکل‌گیری رابطه مشارکتی در رابطه پزشک و بیمار و به‌نوعی عقب‌گرد در آن می‌دانند. 4-آخرین اثری که در اینجا قصد معرفی آن را داریم، کتابی است به نام «درآمدی بر جامعه‌شناسی سلامت و بیماری» نوشته «کوین وایت» که به همت «محسن ناصری‌راد» ترجمه شده است. این کتاب رابطه بین ساختارهای اجتماعی و تولید و توزیع سلامت و بیماری را در جامعه مدرن نشان می‌دهد و این مفروضه را پی می‌گیرد که بیماری، فرایندی اجتماعی است.  رابطه ساختارهای اجتماعی و تولید و توزیع سلامت و بیماری در جامعه مدرن به‌ویژه تاثیر متغیرهایی چون طبقه، نقش حرفه پزشکی، جنسیت و قومیت بر تولید و توزیع بیماری از محورهای اصلی این کتاب است. این اثر همچنین به واکاوی رویکردهای مارکسیستی، فمینیستی، پارسونزی و فوکویی در حوزه سلامت پرداخته است.
 
ارسال دیدگاه