سازوکارهای احیای مجدد واحد‌های تولیدی راکد

سازوکارهای احیای مجدد واحد‌های تولیدی راکد

آخرین آمار دولتی از احیای نزدیک به ۹۰۰۰ واحد راکد و نیمه فعال در راستای اجرای نهضت احیای واحدهای راکد خبر می‌دهد. کارخانه‌هایی که به دلایل مختلف در دهه‌های گذشته به تعطیلی کشیده شده بودند، با احیای تمام یا بخشی از ظرفیت اسمی خود دوباره در مدار تولید قرار گرفته و نیروی کار آن‌ها به خطوط تولید بازگشته‌اند.

سیدمحمود رزاقی سنگلجی روزنامه نگار

واحدها و کارخانه‌های راکد یک نگرانی مهم برای اقتصادهایی است که بخشی از سرانه درآمد آن‌ها به تولید صنعتی وابسته است. واحدهای غیرفعال نشان‌دهنده ظرفیت استفاده نشده، دارایی‌های معطل مانده، فرصت‌های اقتصادی از دست رفته و در عین حال در دسترس نبودن فرصت‌های شغلی برای تعداد زیادی از افراد جویای کار است.
اگرچه بر اساس گزارش‌های رسمی، برخی از این واحدهای راکد پس از مدت‌ها در سال‌های اخیر احیا شده و در مدار تولید قرار گرفته‌اند، اما هنوز تعداد واحدهایی که به مشکلاتی چون فقدان وثیقه مورد نیاز برای دریافت تسهیلات بانکی، نبود نقدینگی، مشکل در تأمین هزینه مواد اولیه، نرخ ارز و غیره در رکود مانده‌اند، قابل‌اعتناست. کارشناسان معتقدند، احیای این کارخانه‌ها و کارگاه‌های بزرگ و کوچک مستلزم تصمیم‌سازی و راهبردی جامع است که به علل ریشه‌ای رکود بپردازد و راهکارهای پایداری برای احیای تولید پیشنهاد کند. در همین زمینه، دولت می‌تواند با اقداماتی چون تمرکز بر ارتقای فناوری، احیای نیروی کار، مشوق‌های مالی و مشارکت‌های راهبردی، واحد‌های راکد را از حالت رکود خارج کند و آن‌ها را به چرخه تولید بازگرداند.

ارتقای فناوری 
یکی از حیاتی‌ترین گام‌ها در مورد احیای کارخانه‌های راکد، ایجاد یا نوسازی فناوری آن‌هاست. برخی از کارخانه‌ها به دلیل تجهیزات و فرآیندهای قدیمی که دیگر نمی‌توانند در بازار مدرن رقابت کنند، دچار رکود می‌شوند. سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات و خودکارسازی فرآیندهای حاکم بر این واحدهای تولیدی امکان ارتقای کارایی آن‌ها را به میزان زیادی فراهم می‌کند. برای این کار، باید ترکیب اتوماسیون و رباتیک در خط تولید، استفاده از اینترنت اشیاء و بهره‌مندی از هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داد. ترکیب اتوماسیون و رباتیک در خط تولید، موجب کاهش قابل‌ملاحظه هزینه‌های نیروی کار و به حداقل رساندن خطاها و  افزایش سرعت تولید می‌شود. همچنین رباتیک پیشرفته می‌تواند وظایف تکراری را با دقت انجام دهد؛ این امکان همینطور به کارگران اجازه می‌دهد بر روی فعالیت‌های پیچیده‌تر و با ارزش‌تر تمرکز کنند.
در راستای استفاده از فناوری در بازگرداندن کارگاه‌های راکد به چرخه تولید، پیاده‌سازی راه‌حل‌های اینترنت اشیاء، نظارت و بهینه‌سازی فرآیندهای تولید را در زمان واقعی امکان‌پذیر می‌کند. حسگرهای هوشمند و دستگاه‌های متصل می‌توانند داده‌هایی را در مورد عملکرد تجهیزات، مصرف انرژی و معیارهای تولید ارائه کنند که تعمیر و نگهداری پیش‌بینی‌شده را تسهیل و زمان خرابی را کاهش می‌دهند.
همچنین برای تسهیل بازگشت کارخانه‌های تعطیل یا نیمه‌تعطیل به چرخه فعالیت، هوش مصنوعی می‌تواند زنجیره تأمین را بهینه سازد، نیازهای تعمیر و نگهداری را پیش‌بینی کند و کنترل کیفیت را بهبود بخشد. این امکان در کنار استفاده از فناوری ماشین (Machine Leaning) حجم وسیعی از داده‌ها را برای شناسایی الگوها و تصمیم‌گیری آگاهانه که کارایی عملیاتی را افزایش می‌دهد، تجزیه و تحلیل می‌کند. 

احیای نیروی کار 
نیروی کار ماهر و با انگیزه، به‌واسطه تأثیرپذیری چرخه تولید از نیروی کار دارای مهارت، برای احیای موفقیت‌آمیز کارخانه‌های راکد موضوعی ضروری به‌نظر می‌رسد. پرداختن به مسائل مربوط به نیروی کار مستلزم حفظ کارگران با تجربه و جذب نیروی کار جدید و بااستعداد است. برای تحقق این ایده نکاتی نظیر آموزش و استعداد نیروی کار، فرایند جذب افراد کارآمد و تعامل با کارگران اهمیت بالایی دارد. 
در راستای موضوع آموزش و توسعه، ارائه آموزش مستمر و فرصت‌های توسعه تضمین کننده مهارت کارگران در استفاده از فناوری‌ها و فرآیندهای جدید است. به این واسطه ارتقای مهارت نیروی کار موجود می‌تواند منجر به رضایت شغلی بالاتر شود.
همین‌طور برای جذب استعدادهای جدید، کارخانه‌ها نیاز به ارائه دستمزد رقابتی، مزایا و محیط کاری مثبت دارند. همکاری با مؤسسات آموزشی برای ایجاد برنامه‌های کوتاه‌مدت کارآموزی در این زمینه کمک‌کننده خواهد بود.
تعامل با نیروی کار و مشارکت دادن کارکنان در فرآیند تصمیم‌گیری و پرورش فرهنگ نوآوری امکان ایجاد رضایت شغلی بالاتر را فراهم خواهد کرد. این مهم در فرایند احیای نیروی کار و متعاقب آن بازگشت کارگاه به مسیر فعالیت تأثیرگذار است.

مشوق‌های مالی
علاوه بر موارد و شاخص‌های اشاره شده، احیای یک کارخانه راکد مستلزم سرمایه‌گذاری مالی قابل‌توجهی است. دولت‌ها و مؤسسات مالی می‌توانند از طریق انگیزه‌ها و گزینه‌های مختلف مشوق‌های مالی، نقشی حیاتی در ارائه حمایت‌های لازم از کارگاه‌های مذکور ایفا کنند.
یارانه‌های حوزه تولید، مشوق‌های مالیاتی و وام یا تسهیلات کم‌بهره، برخی از مشوق‌های مالی تأثیرگذار در راستای احیای کارگاه‌های تعطیل یا نیمه‌تعطیل محسوب می‌شوند. در ارتباط با موضوع یارانه مربوط به حوزه تولید، دولت‌ها می‌توانند کمک‌های بلاعوض را برای جبران هزینه‌های ارتقای فناوری، برنامه‌های آموزشی و بهبود زیرساخت‌ها ارائه دهند. این مشوق‌های مالی امکان سرمایه‌گذاری را برای صاحبان کارخانه فراهم می‌کنند.
همچنین مشوق‌های مالیاتی در قالب معافیت‌ها و اعتبارات مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید، انرژی‌های تجدیدپذیر و توسعه نیروی کار بار مالی شرکت‌هایی را که به دنبال احیای کارخانه‌های خود هستند، کاهش می‌دهد. مؤسسات مالی می‌توانند وام‌های کم‌بهره برای حمایت از سرمایه‌گذاری‌ در حوزه ماشین‌آلات، تجهیزات و ارتقای تسهیلات ارائه کنند. در واقع دسترسی به منابع مالی مقرون‌به‌صرفه می‌تواند احیای کارخانه‌های راکد را دست‌یافتنی‌تر کند.

مشارکت‌‌های راهبردی
همکاری با سایر مشاغل، سازمان‌های دولتی و مؤسسات آموزشی منابع و تخصص مورد نیاز برای بازگرداندن کارخانه‌های راکد به چرخه تولید را فراهم می‌آورد. در این مسیر اقداماتی مانند مشارکت‌های دولتی و خصوصی، ایجاد خوشه‌های صنعتی و همکاری با مؤسسات آموزشی تعیین‌کننده است.
مشارکت‌های دولتی و خصوصی اشتراک‌گذاری منابع، تخصص و خطرات بین بخش دولتی و خصوصی را تسهیل می‌کنند. این همکاری‌ها تلاش‌های کارآمدتر و مؤثرتر در روند احیای کارخانه‌ها را در پی دارند. ایجاد خوشه‌های صنعتی که در آن کسب‌وکارها و تأمین‌کنندگان مرتبط از نظر جغرافیایی متمرکز هستند، منجر به افزایش همکاری و نوآوری می‌شود. این امکان فراهم کردن یک اکوسیستم حمایتی برای کارخانه‌ها، ترویج منابع مشترک و تبادل دانش را به همراه دارد. 
از طرفی همکاری با مؤسسات آموزشی، نظیر مشارکت با دانشگاه‌ها و دانشکده‌های فنی دسترسی به تحقیق، توسعه و نیروی کار ماهر را ممکن می‌کند. این مشارکت‌ها همچنین برنامه‌های آموزشی تخصصی متناسب با نیازها را ایجاد می‌کنند. 
در مجموع احیای کارخانه‌های راکد در قالب چالشی چندوجهی نیازمند رویکردی کل‌نگر است. ارتقای فناوری، احیای نیروی کار، مشوق‌های مالی و مشارکت‌های راهبردی اجزای ضروری یک استراتژی احیای موفق و مطابق با استانداردهای جهانی هستند. با پذیرش این رویکردها و ادغام شیوه‌های پایدار، کارخانه‌های راکد امکان تبدیل‌شدن به مراکز پررونق نوآوری را دارند. در واقع احیای این کارگاه‌های بزرگ و کوچک علاوه بر نفع افراد جویای کار، رشد کلی اقتصادی و انعطاف‌پذیری بخش تولید را به ارمغان می‌آورد. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه