فراموشی؛ استراتژی قوی کاهش رنج جمعی

فراموشی؛ استراتژی قوی کاهش رنج جمعی

«مردمان ایران زمین را به عنوان افرادی فراموشکار می‌شناسند. فراموشی بخشی از استراتژی قوی ایرانی‌ها برای کاهش رنج جمعی است. حتی رنج فردی چاره‌ای ندارد جز اینکه از طریق فراموشی از خاطر برود.» این بخشی از صحبت‌های کامل دلپسند، دکتر جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «آتیه‌نو» است. به نظر او قطعاً با بهره‌گیری از حافظه تاریخی، می‌توان حافظه افراد يك جامعه را تقلیل داد یا تقویت کرد.

مهین داوری روزنامه نگار

دلپسند اعتقاد دارد که فراموشی‌ کاهنده رنج جمعی است. در مقاطع خاصی از زمان بر اثر تکرارپذیری یا تکرارشوندگی و یا حتی بازنمود مجدد رویدادها می‌توانیم دوباره آن‌ها را تقویت کنیم.
این جامعه‌شناس، موریس هالبواکس (فیلسوف و جامعه‌شناس فرانسوی) را یکی از متفکران اثرگذار در حوزه حافظه‌جمعی خواند و گفت: «هالبواکس به دلیل اینکه در این زمینه فعالیت پژوهشی بسیاری داشته به عنوان پدر حافظه جمعی از او یاد می‌شود. این متفکر اشاره مستقیمی دارد که حافظه فرد تنها در چهارچوب گروه درک می‌شود و اتحاد یک ملت در زمان و مکان را تضمین می‌کند.» این جامعه‌شناس ادامه داد: «هالبواکس مفهوم حافظه‌جمعی را توسعه داد. او معتقد بود که هسته مرکزی حافظه‌جمعی دقیقاً داشتن یک تاریخ متعلق به خویشتن است. در یک فرایند مشخص ما تفاسیر گزینشی از گذشته را در راستای اهداف اجتماعی و سیاسی به کار می‌بریم. به همین خاطر حافظه جمعی بیانگر روایت‌های مختلف از تجربه‌های گذشته است که با گروه‌های مختلف قومی هویت پیدا می‌کند.»

واقعیات مشترک تاریخی 
دلپسند در بخش دیگری توضیح داد: «روایاتی از حقایق که در گذر زمان مورد پذیرش همگانی‌ قرار می‌گیرد به تدریج حافظه‌جمعی آن ملت یا گروه قومی را می‌سازد و در سایه همراهی حافظه جمعی با گروه‌ها یا ملت‌های دیگر تغییرناپذیرتر می‌شود. خصوصاً اینکه واقعیت‌های مشترک تاریخی خاصی (اسطوره‌ها و روایات تاریخی) در یک ملت وجود داشته ‌باشد.»
اثرگذاری گذشت زمان 
او با اشاره به رابطه مستقیم بین حافظه جمعی و تجربیات اجتماعی و تاریخی تأکید کرد: «تقلیل حافظه‌جمعی و تاریخی صرفاً با جایگزینی حافظه‌های جمعی خوشایندتر در یک پروسه تاریخی اتفاق می‌افتد. زمانی که یک رویداد شکل‌دهنده هویت قومی، محلی و یا ملی، ناخوشایند باشد به مرور با بهبود زندگی اجتماعی شهروندان و همچنین از طریق عدم تکرار در گذر زمان، می‌تواند به‌شدت تقلیل پیدا کند.»
این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه اساساً روایات اجتماعی و حافظه جمعی ابرازی برای شکل‌دهی هویت ملی یا قومی هستند، گفت: «آنالیز حافظه ‌جمعی یا قومی، تحلیلی بر بستر اجتماعی است. بسترهای اجتماعی به سادگی می‌توانند یادآور مجدد یا موجب فراموشی حافظه‌های جمعی و یا حتی حداقل کمرنگ شدن ذهنیت تاریخی شوند.»
تقویت هویت قومی- ملی 
او حافظه‌ جمعی را ابزاری برای شکل‌گیری و تقویت هویت قومی- ملی دانست و افزود: «حافظه‌ جمعی‌ تجلی مشترکی از وقایع و رویدادها برای یک گروه قومی است. حافظه تاریخی پهنه وسیع‌تری نسبت به حافظه‌ جمعی دارد که در گذر تاریخی بسیار طولانی‌تری شکل می‌گیرد. بنابراین این دو در عرض همدیگر قرار دارند و دارای رابطه دوسویه و در متن و حاشیه همدیگر هستند.» دلپسند اضافه کرد: «قطعاً بخش اعظمی از روایات تاریخی و اجتماعی شکل‌دهنده حافظه جمعی هستند. انبوه حافظه‌های جمعی، حافظه تاریخی مشترک را خلق می‌کنند. بسیاری از رویدادهای ناخوشایندی که در جامعه اتفاق می‌افتند بخشی از حافظه جمعی‌اند. مثلاً در یک منطقه قومی یا مذهبی هرگونه تعرض، تعدی یا اتفاقات ناخوشایند و یا خوشایند بخشی از حافظه جمعی‌اند که به مرور زمان تبدیل به حافظه تاریخی آن مناطق می‌شوند.» او ادامه داد: «اگر رویدادی به صورت تکرارشونده در بستر تاریخ اتفاق بیفتد بیشتر از آنکه حافظه ‌جمعی محسوب شود، حافظه تاریخی است. حافظه‌ جمعی بخشی جزئی از کلیت حافظه تاریخی به شمار می‌آید.» این جامعه‌شناس افزود: «معنی حافظه‌ اجتماعی در پس حافظه جمعی شکل می‌گیرد. ادارک، تفاسیر و هویت‌بخشی بازیگران از رویدادهای تاریخی بسیار مهم است. وقایع اجتماعی مبتنی بر کشمکش‌ها می‌توانند بخش زیادی از نگهداشت حافظه جمعی را توجیه کنند. مثلاً یک گروه برای معرفی خود به عنوان قربانی از حافظه ‌جمعی مشترک بهره می‌جوید.»

کارکرد حافظه جمعی و تاریخی 
او افزود: «بمباران حلبچه‌ همواره مفهوم قربانی شدن ‌کردها در خاورمیانه را به ذهن متبادر می‌سازد. این موضوع بیانگر این واقعیت است که چگونه بخشی از پروسه حذف قومی در یک برهه از زمان اتفاق افتاده است. بنابراین از شکل‌گیری این مفهوم معنایی، می‌توان این مهم را مورد تأکید قرار داد که حافظه جمعی کاملاً کارکرد شکل‌دهی به هویت دارد. روایات تاریخی می‌توانند باعث پویایی کشمکش‌ها باشند یا اینکه روندهای حل منازعه را ساختاربندی و حتی دلایل تشدید درگیری‌های قومی را تشریح کنند. اساساً اسطوره‌ها و روایات تاریخی کارکرد دوگانه‌ای در روند هویت‌سازی ملی و قومی دارند.» این جامعه‌شناس یادآور شد: «بخش اعظمی که به عنوان حافظه جمعی یا تاریخی می‌بینیم کارکرد بسیار جدی در هویت‌سازی ملی و شکل‌دهی هویت دارد. حتی بسیار تلاش می‌شود که با بهره‌گیری از نشانگان هویتی فرایندی از ملت‌سازی شکل گیرد. ملت‌سازی در اصل برقراری فاکتورهای حافظه جمعی با نمادهای ملی، شاخص‌های فرهنگی و یا افسانه‌های تاریخی است.»
او در آخر افزود: «رویدادها در بستر جامعه اتفاق می‌افتند، بنابراین با توجه به پویایی جامعه، حافظه جمعی قطعاً کارکرد بسیار مثبتی در نگهداشت و خلق هویت ملی و ماندگاری آن در جامعه مدرن دارد.»
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه