زندگی در لحظه یعنی امید به آینده
مردم جهان امروزه همواره در معرض مصائب متعدد همچون ویرانگری پس از حوادث طبیعی، بیماریها و برخی مشکلات ناشی از سیاستگذاریهای کلان کشورها و یا انتخابهای شخصی هستند. این مسائل قرار نیست بهطور کامل حذف شوند و یا از طرفی به صورت مستمر تداوم یابند. افراد در چنین شرایطی ناگزیرند به منظور بازیابی جسمی و روانی خود و تجربه حال خوب، گذشته را فراموش کرده و بدون ترس و نگرانی از روزهای نیامده، به واقع زندگی را زندگی کنند. بعضیها معتقدند گذشتهها هرگز فراموش نمیشوند. همواره چیزی از گذشته در زندگی انسان باقی میماند و احتمال امتداد آثار آن در بخشهای مختلف حال و آینده زندگی فرد وجود دارد. یکی از راههای اینکه چطور میتوان بدون نگرانی از آینده بر زندگی حال متمرکز شد، رها شدن از گذشتهای است که اغلب افراد در زندگی کموبیش تجربهاش کرده و میکنند. «آتیهنو» در این شماره با لیلا رضایی، دکترای روانشناسی سلامت موضوع چگونگی رهایی از گذشته و نگرانی از آینده به منظور تجربه حال خوب در لحظه را بررسی کرده است.
مهدیار عبدالهی روزنامه نگار
گذشته را باید فراموش کرد؛ چراکه توقف افراطی در این موقعیت باعث میشود فرد دچار نشخوار فکری شود و بیش از اندازه زمان خود را صرف رویدادها و تحلیل آنها کند و گاه نگرانی بیش از حدی را تجربه کند. تمام این مسائل زمینهساز بروز یکسری بیماریهای رایج روانی مانند افسردگی و اضطراب و در نهایت لذت نبردن از زندگی حال و عدم برنامهریزی برای آینده میشود.
زمانی که یک اتفاق ناخوشایند و ناگوار رخ میدهد نمیتوان در روزهای اول به فرد گفت که گذشته را فراموش کند و نگران نباشد؛ چراکه فرد فکر میکند مسئله او را بیاهمیت جلوه دادهایم. این حرفها فشار سنگینی بر او القا کرده و بار روانی مضاعفی بر او تحمیل میسازد.
• چرا باید گذشته را فراموش کنیم؟
قطعاً برای تمام افراد گذشتهای وجود دارد که در آن اتفاقات متعدد ناگوار و خوشایند رخ داده و مجموعه این اتفاقات ممکن است در سطح کلان و یا فردی باشد. در مجموع زمانی که برای فردی اتفاقات ناخوشایندی رخ داده، طبیعی است دورهای را در سوگواری طی کند. باید بروز خشم، اندوه، افسردگی، یأس، ناامیدی و ترس را پشت سر بگذارد و آنها را تجربه کند. اطرافیان و نزدیکان فرد نباید انتظار داشته باشند که او بلافاصله به حالت طبیعی و زندگی روزمره خود بازگردد.
اما آن چیزی که غیرطبیعی و نیازمند مداخله سریع است ماندن بیش از حد فرد در موقعیت موردنظر است. نکته مهم دیگر اینکه همیشه ماندن در خاطرات ناخوشایند گذشته، بد نیست، چون ممکن است فرد در گذشته خود لحظات شیرین و مملو از هیجانات مثبت داشته باشد، اما در این صورت نیز، توقف در چنین موقعیت شاد و خوبی چندان مایه خرسندی نیست. این وضعیت باعث میشود فرد از لذت بردن در لحظات حال و برنامهریزی برای آینده غفلت کند. بنابراین وقتی از ماندن در گذشته صحبت میکنیم لزوماً منظور خاطرات و اتفاقات بد افراد نیست.
• زندگی در لحظه چه فوایدی دارد؟
لذت بردن از زندگی و آرامش درونی برجستهترین فایدهها را دارد. زندگی در لحظه یکی از راههای اساسی برای بهدستآوردن احساس خوشبختی و شادی در میان اضطرابهای هراسآور امروزی است. کنترل کردن تمام امور زندگی تمایل بسیاری از ماست.
باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که همواره نمیتوان ناشناختهها را کنترل کرد. اینکه نمیتوان آینده را پیشبینی کرد، بسیار اضطرابآور است. حسرتهای گذشته یا خاطرات بد سالهای کودکی و نوجوانی مانند وزنههای سنگینی روی پا، مانع از پیشروی افراد به جلو میشوند. در مقابل باید از روشهای نادرست گذشته، برای پیشبرد اهداف اکنون و آینده بهره جست.
استفاده از تمام امکانات و زمان فایده دیگر زندگی در لحظه است. کسی که در لحظه زندگی میکند نهتنها اعتمادبهنفس بیشتری دارد، بلکه امید به آینده در او تقویت خواهد شد. او میتواند ارتباط خود را با دیگران گسترش دهد و کیفیت روابط خود را بهبود ببخشد. علاوه بر این، از هر لحظه خود، همزمان بهطور صحیح استفاده میکند و لذت میبرد.
• راهکارهای مفید برای موقعیتهای سهگانه کمرنگکردن وقایع گذشته، نگرانی از آینده و همچنین در لحظه زندگیکردن چیست؟
تکنیکها و راهکارهای مختلفی در این زمینه وجود دارد. مهم این است که فرد با آگاهی و پذیرش وضعیت روانی خود، تمایل داشته باشد تکنیکهای مؤثر را بهکار گیرد.
• روانشناسان با بهرهگیری از چه تکنیکهایی میتوانند زندگیکردن در لحظه را به افراد آموزش دهند؟
رسیدن به آرامش فکری و کاهش نشخوار فکری با گذشت زمان امکانپذیر است. روانشناس به فرد بازخورد میدهد که باید صبور باشد و به خودش زمان دهد. روانشناسها از یکسری تکنیکها مانند تمرین ذهنآگاهی و تنظیم احساسات با تنفس عمیق برای فاصلهگیری افراد از اتفاقات گذشتهشان بهره میگیرند. در این مسیر به فرد آموزش داده میشود که بر اتفاقات حال متمرکز شود. تمرینات ذهنآگاهی به فرد کمک میکند که تنها به لحظه فکر کند. زمانی که یک خاطره و یا حادثه ناخوشایند در ذهن شروع به شکلگیری میکند، فرد میتواند حواس خود را به چیزهای مختلف مثل یک منظره زیبا یا بوی خوشایند منحرف کند. در این صورت مسیر حواس او از نشخوار فکری فاصله میگیرد. با تمرین مکرر به فرد کمک میشود که در زمان حال زندگی کند، همچنین خاطرات گذشته از حیطه تمرکز حافظه او دور میشود. تمرین تنظیم نفس عمیق سبب اکسیژنرسانی به مغز میشود. در این صورت ذهن با دریافت نکردن پیغام استرس، آرامش میگیرد. روانشناسان مهارت حل مسئله را به افراد آموزش میدهند. اینکه وقتی مشکلی پیش میآید بتوان برای آن راهحل مناسب پیدا کرد. تکنیکهای آرامسازی عضلانی، مدیتیشن و تنظیم احساسات از دیگر روشهای مؤثر هستند.
روانشناس به فرد گوشزد میکند که در زمان نشخوار فکری دقت کند که در بدن او چه اتفاقی میافتد. طبیعتاً فرد در چنین شرایطی احساس ترس و اضطراب را تجربه میکند. بنابراین با آموزش فرد میتواند به یک خودآگاهی نسبت به واکنشهای تمام اعضای بدن خود دست پیدا کند.
نوشتن و اصلاح فکر روش مناسبی برای کمرنگ کردن اتفاقات و افکار گذشته است. همزمان که رویدادهای گذشته به ذهن فرد خطور میکند فرد باید ضمن یادداشتبرداری از بروز هیجانات و احساسات خود، به آنها نمره دهد. سپس وقتی با گذشت زمان به یادداشتها مراجعه کند متوجه میشود که بسیاری از اتفاقات روزانه در آن لحظه نگرانکننده بودهاند و اکنون از شدت ناخوشایندی آنها کاسته شده است.
ورزشهای آرام و تنفسی مانند یوگا ذهن و بدن را در جهت مثبت هدایت میکند و به تعادل هورمونهای شادی در فرد کمک میکند.




