در تکاپوی فرهنگ‌سازی و سه‌جانبه‌گرایی واقعی

دکتر منصور اعتصامی، معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی از الزامات مشارکت واقعی شرکای‌اجتماعی می‌گوید:

در تکاپوی فرهنگ‌سازی و سه‌جانبه‌گرایی واقعی

نیمه ‌دوم سال 1392هنگامی‌که تیم مدیریتی منتخب دولت تدبیر و امید، سکان هدایت سازمان تامین‌اجتماعی به‌عنوان مهم‌ترین سازمان اقتصادی و اجتماعی کشور را در دست گرفت، یکی از نخستین تصمیمات دکتر سیدتقی نوربخش مدیرعامل این سازمان، احیای معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان بود که در کنار تصمیماتی دیگر چون بازگشایی موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی، نشان از توجه ویژه تیم جدید مدیریت سازمان به مقوله تحقیق و پژوهش و نیز فرهنگ‌سازی داشت. اندکی پس از اعلام تصمیم مدیریت سازمان تامین‌اجتماعی برای احیای معاونت فرهنگی و اجتماعی، دکتر منصور اعتصامی که دارای دکتری علوم اقتصادی در سه گرایش توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی، اقتصاد منابع و اقتصاد پولی است، به عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی این سازمان انتخاب و معرفی شد. در طول بیش از سه سالی که از احیای این معاونت می‌گذرد، سازماندهی نظام تعامل و ارتباط با شرکای اجتماعی و برگزاری جلسات و نشست‌های مختلف با مسئولان تشکل‌های صنفی کارگری، کارفرمایی و بازنشستگان، از جمله مهم‌ترین راهبردهای مورد توجه این معاونت بوده است. تلاش برای وارد کردن مفاهیم بیمه اجتماعی و تامین‌اجتماعی به کتاب های درسی و دانشگاهی و ترویج و نهادینه سازی این مفاهیم در نظام آموزش کشور از دیگر رویکردهای اصلی این معاونت بوده است. برای اطلاع از دستاوردها، جهت‌گیری‌ها، برنامه‌ها و تلاش‌های این معاونت، گفت و گویی با دکتر منصور اعتصامی داشتیم. اعتصامی معتقد است به رغم تعهد مدیریت ارشد سازمان تامین‌اجتماعی به تقویت سه‌جانبه‌گرایی و فراهم ساختن بسترهای مورد نیاز برای مشارکت واقعی شرکای اجتماعی در نظام تصمیم‌سازی این سازمان، هنوز توفیق کامل در این زمینه حاصل نشده است. اعتصامی صریح‌اللهجه است و از انتقاد استقبال می‌کند و معتقد است استمرار، تکرار و تعهد همه اجزای سازمان به مولفه‌های سرمایه اجتماعی، تنها راه تقویت سرمایه اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی و نهادینه شدن فرهنگ تکریم ارباب‌رجوع و مدارا و برخورد مناسب با مردم است. گفت‌وگوی تقریبا یک ساعت و نیمه ما با معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان در مواردی حتی فراتر از موضوع بحث بود؛ هر چند به سبب محدودیت‌ صفحات نشریه، ناچار از تلخیص این گفت‌وگو شده‌ایم.

 سازمان تامین‌اجتماعی به عنوان یک سازمان بیمه‌ای، چه نیازی به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دارد؟ چه الزاماتی این سازمان را به حضور فعال در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، رسانه‌ای و ارتباطی واداشته است؟
هر رخدادی که می‌خواهد اتفاق بیفتد، به دو روش صورت می‌گیرد. روش اول، براساس مدل ارتجالی است که مبتنی بر سلیقه افراد و بدون مطالعه و کارشناسی است که متأسفانه در ایران بسیار مرسوم است، روش دوم  این است که ابتدا در مورد کار و تبعات آن، اندیشه شده و برنامه‌ای مدون تنظیم می‌شود. نمونه کار مبتنی بر روش اول، انحلال معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان تأمین‌اجتماعی در سال 1387 بود. در دوره جدید مدیریت سازمان، یکی از اولین اقدام‌های تیم مدیریتی سازمان، بازخوانی ضرورت و الزامات کار فرهنگی در این سازمان بود. زمانی که بنده این مسئولیت را برعهده گرفتم از مدیرعامل سازمان خواستم اجازه دهند بعد از یک مطالعه و براساس نیاز، اقدام به تدوین برنامه راهبردی درخور حوزه فرهنگی ‌کنم. براساس بررسی‌های ما و مطالعاتی که صورت گرفت، نیاز سازمان تأمین‌اجتماعی به حضور در عرصه فرهنگی و اجتماعی، متأثر از سه ویژگی خاص است. اطلاع دارید که سازمان تأمین‌اجتماعی، یک سازمان اقتصادی/اجتماعی است که شرکای اجتماعی آن اعم از بیمه‌شدگان، کارگران، بازنشستگان و تأمین‌کنندگان منابع که کارفرمایان هستند، براساس اصل سه‌جانبه‌گرایی باید در مدیریت و راهبری این سازمان نقش و مشارکت داشته باشند و لذا ضرورت دارد که ارتباط مستمر و وسیعی با این سه طیف داشته باشیم. این ویژگی اول است. ویژگی دوم آن است که متاسفانه نهادهای عمومی و فرهنگی کشور آشنایی چندانی با مفاهیم بیمه‌ای و  تأمین‌اجتماعی ندارند. این نهادها، شامل نهادهایی مثل آموزش و پرورش، آموزش عالی، شوراهای فرهنگی مختلف فعال در کشور، جریان‌های اثرگذار فرهنگی، مجموعه تریبون روحانیت که باید فضا را ایجاد کنند و .... است. وقتی خود این نهادها با فرهنگ بیمه و تامین‌اجتماعی بیگانه باشند و نتوانند بسترسازی کنند برای آشنایی جامعه با این فرهنگ، جامعه با شما فاصله می‌گیرد و باید دائم فریاد بزنید که 42 میلیون نفر یعنی بیش از نیمی از جمعیت کشور تحت پوشش این سازمان هستند و ضروری است که مسائل و چالش‌های این سازمان مهم اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد تا جامعه کثیر تحت پوشش آن، دچار مشکل نشوند.
ویژگی سوم، سطح تماس گسترده این سازمان با مردم است که نهادینه‌سازی یک فرهنگ رفتار سازمانی مناسب را ضروری ساخته است. این سه ویژگی، ضرورت وجود ساختاری منسجم، هوشمند و هدفمند برای سامان‌بخشی به اقدامات فرهنگی و اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی است. 
به انحلال معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی در سال 1387 اشاره کردید. در حالی‌که مجموع بودجه و اعتباراتی که به بخش فرهنگی سازمان تأمین‌اجتماعی اختصاص پیدا می‌کند، شاید از هزینه کوچکترین درمانگاه سازمان تأمین‌اجتماعی هم کمتر باشد، به نظر شما چرا وقتی بحث از صرفه‌جویی و کنترل منابع و اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود، همیشه در درجه اول اقدامات فرهنگی و اجتماعی تحدید می‌شود؟
به نظر می‌رسد متاسفانه هنوز برخی مدیران و افراد دیگر، به اهمیت اقدامات فرهنگی واقف نیستند و اینگونه اقدامات را زاید می‌دانند. درست است که احیای معاونت فرهنگی و اجتماعی و احیای موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی یکی از نخستین تصمیمات تیم مدیریتی جدید سازمان بود که نشان می‌دهد مدیریت ارشد سازمان به فرهنگ و فرهنگ‌سازی و به پژوهش و اندیشه اهمیت می‌دهد اما هنوز هستند کسانی که اینگونه اقدامات را نوعی هزینه‌سازی زاید می‌دانند. دیدگاه این افراد آن است که ما ابزارهای قانونی لازم را در اختیار داریم و می‌توانیم از اختیاراتمان استفاده کنیم و نیازی به تعامل با شرکای اجتماعی نداریم اما نگاهی به مطالبات انبوه سازمان تامین‌اجتماعی از کارفرمایان و همین طور از نهاد دولت، نشان می‌دهد که صرف در اختیار داشتن ابزارهای قانونی و برخوردهای قانونی، نمی‌تواند چاره‌ساز باشد بلکه نیاز است که کارگر و کارفرما به این باور برسد که حق بیمه‌ای که می‌پردازد در مسیر درست و برای ارائه خدمات، به خود آنان استفاده می‌شود. به اعتمادسازی و به اقناع نیاز است و این کاری است که معاونت فرهنگی و اجتماعی انجام می‌دهد.
‌ما هم اکنون در سازمان تامین‌اجتماعی، شورای فرهنگی اجتماعی داریم، شورای نشر داریم و اثرگذاری فرهنگی گسترده‌ای داریم. بسیاری از مدیران سازمان می‌گویند که انقلاب و تحول فرهنگی در سازمان صورت گرفته است. ما در 78 دانشگاه، کارگاه‌های 4 ساعته گفتمان سازی تامین اجتماعی و گفتمان‌سازی اقتصاد مقاومتی با حضور دانشجویان و استادان دانشگاه‌ها برگزار کردیم که کل هزینه‌های آن به 280 میلیون نرسید در حالی که زمانی در دولت گذشته، در همین سازمان تنها برای برگزاری جشن شصتمین سال فعالیت تأمین اجتماعی، 280 میلیون تومان هزینه شد!
وقتی طرح بازدیدهای دانش آموزان از شعب تأمین‌اجتماعی را مطرح کردیم، عده ای در ابتدای کار می گفتند این چه کاری است و چه دستاوردی دارد؟ جالب است که همان روزی که ما این کار را شروع کردیم، مقام معظم رهبری در مراسمی که برای جشن تکلیف حدود 1000 دانش‌آموز برگزار شد، دانش‌آموزان و آموزش و پرورش را به آشنایی با نهادها و سازمان‌های مختلف توصیه کردند. هزینه بازدید 35 هزار دانش‌آموز تا پایان سال با همراهی 3 هزار مربی را ما 500 میلیون تومان پیش‌بینی کرده‌ایم. اثربخشی این بازدیدها به اندازه‌ای بود که آموزش و پرورش اعلام کرده است که هزینه 150 بازدید را ما خودمان متقبل می‌شویم چراکه اثربخشی گردشگری دانش‌آموزان فوق‌العاده بوده است. معتقدیم وقتی تولید فکر در ذهن دانش‌آموز می‌کنیم او در مطالبه‌گر بیمه‌ و به تعبیری سفیر سازمان تامین‌اجتماعی در خانه خود می‌شود. این ظرفیتی بود که ما رشد دادیم. ظرفیت دیگری هم در سایه این اتفاق ایجاد شد و آن اثرگذاری بر پرسنل سازمان بود. احساس شخصیت پرسنل به‌طور وسیعی افزایش یافت و آنان خود را آماده پاسخگویی کردند. این فضای جدید، خود یک سرمایه اجتماعی در سازمان است. ما اگر بتوانیم در حوزه دانش‌آموزان و آموزش و پرورش اقداماتمان را ادامه و توسعه دهیم و شما هم به عنوان یک رسانه، از آن حمایت و دستاوردهای آن را مستند کنید، فضاهای جدیدی برای سازمان ایجاد می‌شود. مثلاً اگر طرح پیشنهادی ما برای تولید انیمیشن‌های با موضوع بیمه و بازی‌های با موضوع بیمه پیاده می‌شد و در این بازدیدها به تمام این بچه‌ها، یک بازی یا یک انیمیشن مرتبط با بیمه و تامین‌اجتماعی هدیه می‌کردیم، اثرگذاری‌اش قطعا چندین برابر بود.
در حوزه فرهنگ‌سازی بیمه و تامین‌اجتماعی و تاکیدی که بر قشر کودک و نوجوان به عنوان قشر هدف دارید، معاونت فرهنگی و اجتماعی جز این بازدیدها، چه اقدامات دیگری انجام داده است؟
غیر از بازدیدها، در بحث تولید محتوای آموزشی هم اقدامات گسترده‌ای انجام داده‌ایم. ما کتاب‌های درسی اول تا نهم را تحلیل محتوا کردیم. جستجو کردیم که در کجای کتاب های درسی بحث بیمه آمده است و چه تعریفی از آن ارائه شده است. جالب است که حدود 12 مورد در کتاب‌های درسی در کنار هزینه تامین‌اجتماعی در داخل پرانتز نوشته شده است هزینه سرباری! هزینه سرباری در اقتصاد یعنی اضافی، مازاد و مثال‌های بسیار غلطی در داخل این کتاب‌ها دیدیم. این موارد استخراج شده و کار تحقیقاتی گسترده‌ای با همکاری کارگروه‌های مختلف سازمان تألیف کتاب‌های درسی انجام شده است. در کنار تلاش برای شناسایی و تحلیلی وضعیت موجود کتاب‌های درسی کشور، یک بررسی تطبیقی بین‌المللی هم در حال انجام است که دریابیم در کشورهای دیگر دراین زمینه چگونه کار شده است. ما می‌خواهیم یک مدل بسازیم. قرار شده است نتایج این اقدامات و بررسی‌ها منجر به تولید محتوای مناسب آموزشی شود و بر مبنای الگویی علمی این مفاهیم و محتوای تهیه شده در 4 سطح تصویری، جمله، پاراگراف و درس وارد کتاب‌های درسی شود. این اتفاق به نظر ما انقلابی در حوزه آموزش و پرورش خواهد بود. 
در سطح دانشگاهی چه اقداماتی انجام شده است؟ می‌دانید که در سطوح دانشگاهی هم متاسفانه مفاهیم بیمه اجتماعی و تامین‌اجتماعی تاکنون مهجور مانده است.
من عضو کارگروه اقتصاد شورای تحول و ارتقای علوم انسانی هستم. تاکنون با پیگیری معاونت فرهنگی و اجتماعی، سه درس به عنوان دروس اختیاری رشته اقتصاد به مفهوم تأمین‌اجتماعی اختصاص پیدا کرده است. یک درس، اصول بیمه و تأمین‌اجتماعی است که الان کتاب درسی آن در مؤسسه عالی پژوهش در حال تولید است. هدف اصلی این درس، آشنایی دانشجویان با مفاهیم کلیدی و اساسی بیمه‌های اجتماعی (به‌عنوان یکی از مولفه‌های اساسی تامین‌اجتماعی) و همچنین مفهوم تامین‌اجتماعی است تا این آشنایی منجر به شناخت مناسبی نسبت به نظام تامین‌اجتماعی در ایران و سطح بین‌المللی شود. دو درس دیگر شامل «اقتصاد و سرمایه اجتماعی» و «اقتصاد اجتماعی» نیز به تصویب شورای تحول رسیده است. به صورت همزمان، با پیگیری معاونت اداری و مالی سازمان تامین‌اجتماعی، در صدد هستیم رشته‌های اقتصاد تأمین‌اجتماعی، مدیریت تأمین‌اجتماعی و حقوق تأمین‌اجتماعی را در قالب رشته‌های درسی، وارد دانشگاه کنیم که در این زمینه با دانشگاه شهید بهشتی به توافق رسیده‌ایم.
یکی از دغدغه‌های اصلی شرکای اجتماعی، تحقق سه‌جانبه‌گرایی به مفهوم عینی و واقعی آن است. سه‌جانبه‌گرایی واقعی یعنی مشارکت واقعی و تاثیرگذار شرکای اجتماعی در تصمیم‌گیری‌ها و نظارت بر اجرای تصمیمات. به‌نظر شما سازمان تامین‌اجتماعی در تحقق سه‌جانبه‌گرایی واقعی و عینی تا چه حد توفیق داشته است؟
اگر بخواهم صریح صحبت کنم باید بگویم توفیق چندانی نداشته‌ایم. اساسا به نظر می‌رسد در این حیطه دولت‌ها عموما با دست پیش می‌کشند و با پا پس می‌زنند چرا که من به‌عنوان مدیر دولتی نمی‌خواهم حیطه اختیاراتم تقلیل یابد. اصلاً این جزو ذات حیطه قدرت است که اگرچه گاه ژست دموکراسی و مردم‌سالاری می‌گیرد، اما در مقابل محدود شدن اختیارات و قدرتش معمولا مقاومت می‌کند. بگذارید یک مثال بزنم. من و بسیاری دیگر چون من در سال 84 جذب شعارهای عدالت‌طلبانه دولت وقت شدیم، اما وقتی در عمل اتفاقاتی دیگر افتاد، در سال 86 از آن فاصله گرفتم و در سال 89  کار به تقابل رسید. شعار مردم‌سالاری با اینکه اجازه ندهیم کسی حرف بزند و نقدی کند، منافات دارد. شعار عدالت و مهرورزی با «خس و خاشاک» خواندن 5/2 میلیون نفری که مانند من فکر نمی‌کنند، قابل جمع نیست، اینکه مهرورزی با مردم نیست. «سه‌جانبه‌گرایی» که شما از آن پرسیدید یعنی توجه به حق‌الناس، یعنی اجازه مداخله در تصمیم‌سازی‌ها و مردم را به بازی گرفتن نه بازی دادن آنها. باور به سه‌جانبه‌گرایی در سازمان تامین‌اجتماعی، اولین مرحله‌اش گزارش دادن به صاحبان حق است، دریافت نظرات آنان است و توجه به این نظرات در سیاستگذاری‌ها. 
 
فکر می‌کنید طرح جدید سازمان در مورد بخشودگی جرایم بیمه‌ای کارفرمایان خوش‌حساب که به تصویب دولت هم رسید و هم‌اکنون در حال اجراست، یا تصمیمات دیگر در مورد تنقیح بخشنامه‌های متعدد سازمان و تسهیلات مختلف برای کارفرمایان از کجا آمد؟ اینها نتیجه عینی سه‌جانبه‌گرایی و اهمیت دادن به انتظارات و خواست‌های شرکای اجتماعی است. اما واقعیت این است که به رغم باور و تعهد مدیریت ارشد سازمان به تحقق اصل سه‌جانبه‌گرایی، پذیرش اینکه مردم و شرکای اجتماعی، ولی‌نعمت ما هستند، برای بسیاری از کارکنان و حتی مدیران، دشوار و تغییر آن نیازمند تداوم اقدامات فرهنگی و فرهنگ‌سازی و آموزش است. پیشرفت هایی حاصل شده است اما هنوز تا تکریم واقعی شرکای اجتماعی فاصله‌ای طولانی داریم. علت هم این است که من کارمند یا مدیر، مردم را عامل حضور خود نمی‌دانم، بلکه خود را عامل حضور مردم می‌دانم. تغییر این فرهنگ، سخت است. ما طرحی داریم که هر روز بر روی رایانه همکاران سازمان تامین‌اجتماعی یکی از آیات نورانی قران کریم نمایش داده می‌شود و آیاتی را هم استفاده می‌کنیم که بر تواضع در برابر مردم، محبت، مودت، احترام و عدالت‌خواهی تاکید دارند. این اقدام تلاشی برای فرهنگ‌سازی و اصلاح رفتار سازمانی است.
در گفت‌وگوهایی که ما در «آتیه‌نو» با فعالان کارفرمایی، کارگری و مستمری‌بگیران داریم، شرکای اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی معتقدند که اگرچه باور به سه‌جانبه‌گرایی در مدیریت سازمان تقویت شده است، اما هنوز در بدنه اجرایی این سازمان چندان جاری و ساری نشده است. علت چیست؟
واقعیت این است که تغییر یک فرهنگ قدیمی، یک شبه امکانپذیر نیست. اقدامات فرهنگی و اجتماعی هم در داخل سازمان و هم در فضای بیرونی باید استمرار داشته باشند و همه اجزای سازمان باید با آن همراهی کنند. یک آسیب این است که گاهی برخی مدیران تنها به وظایف قانونی خود توجه دارند و از تعامل و ارتباط و نقش آن در تسهیل و بسترسازی برای اجرای مناسب ماموریت‌های سازمان غفلت می‌کنند. نظر و تحلیل ما این است که وقتی رابطه و تعاملاتمان با شرکای اجتماعی بهتر و گسترده‌تر شود، فضا برای اجرای ماموریت‌های سازمان هم تسهیل می‌شود. من مدیر تامین‌اجتماعی وقتی نظام تعاملی‌ام را با کارفرما اصلاح کردم و توانستم اعتماد او را جلب کنم، رغبت او به حفظ ساختار تامین‌اجتماعی و صیانت از آن در برابر هجمه‌های احتمالی بیشتر می‌شود. یادم هست که استادم مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی به ما توصیه می‌کرد از تسامحات قانون به‌نفع مردم استفاده کنید و مردم را به رسمیت بشناسید. این نوع نگاه به حل مشکلات مردم باید تقویت شود.
یکی از چالش‌های اصلی تیم مدیریتی جدید سازمان تامین‌اجتماعی در ابتدای کار، ذهنیت نامناسب شکل‌گرفته در مخاطبان نسبت به سازمان، متأثر از برخی اقدامات حاشیه‌ای و برخی عملکردها بود. برای تغییر ذهنیت و جلب دوباره اعتماد عمومی نسبت به سازمان چه اقداماتی در حوزه فرهنگی و اجتماعی سازمان انجام شده است؟
تأکید بر مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی. اول صداقت، گفتیم 25 هزار بازنشسته را به مشهد می‌بریم که 25 هزار و 500 نفر را بردیم. گفتیم نشاط را بین آنها می‌آوریم، المپیاد ورزشی بازنشستگان را اجرا کردیم. گفتیم جمع‌تان می‌کنیم تا حرف‌هایتان را بزنید که به این قولمان هم عمل کردیم. گفتیم صدایتان را به مدیران سازمان می‌رسانیم که رساندیم. در قضیه ادغام شرکای اجتماعی در شورای مربوطه گفتند چرا سازمان موضع نمی‌گیرند که موضع رسمی‌ سازمان اعلام شد. صداقت، اعتمادسازی و تعهد، مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی ا ست که سازمان نیز بر آن تأکید کرده است. در عین حال خیلی هم با گذشته چالش نمی‌کنیم، اصلاً نقش قبر را نمی‌‌پسندیم و سعی می کنیم که وعده بیهوده هم ندهیم. ما امروز هر سه تشکل‌ کارگری شامل کانون شوراهای اسلامی کار، کانون انجمن‌های صنفی کارگران و مجمع عالی نمایندگان کارگران را به رسمیت می‌شناسیم و با هر سه تشکل ارتباط و تعامل داریم.
معتقدم سرمایه اجتماعی سازمان تامین‌اجتماعی تقویت شده است ولی این به معنای آن نیست که دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد. زیرساخت و نیاز تقویت سرمایه اجتماعی تامین‌اجتماعی آن است که هم مدیران و هم کارکنان تحول ذهنی پیدا کنند. مثلاً بحث ‌تکریم ارباب‌رجوع یک اصل است و فقط گفتمانی نیست. تکریم ارباب‌رجوع، از خود مدیر شروع می‌شود. نمی‌شود مدیری که خودش در اتاقش به روی مردم و به روی کارکنان بسته است و با ریموت‌کنترل و توسط منشی‌اش باز می‌شود، از کارکنان انتظار داشته باشد که موضوع تکریم ارباب‌رجوع را جدی بگیرند. تصور می‌کنم برای اینکه تکریم ارباب‌رجوع، پاسخگویی و مدارا در سازمان نهادینه شود، باید این اصول به عنوان معیارهای مورد توجه در ارتقای مدیران و کارکنان و نیز در نظام انگیزشی سازمان مورد توجه قرار گیرد.
اگرچه بحث آسیب‌های اجتماعی و تلاش برای مهار این آسیب‌ها جزو ماموریت‌های اصلی سازمان تامین‌اجتماعی نیست اما می‌دایند که سازمان تامین‌اجتماعی به عنوان  سازمانی که متولی ارائه خدمات به حدود نیمی از جمعیت کشور است، از تبعات ناشی از آسیب‌های اجتماعی بسیار تاثیرپذیر است. در این حوزه تاکنون چه اقداماتی انجام شده است؟
ما در حال حاضر چند تفاهم‌نامه همکاری با حوزه‌های متولی آسیب‌های اجتماعی داریم. با معاونت پیشگیری از جرم قوه قضاییه یک تفاهم‌نامه منعقد شده است که در حوزه‌های پیشگیری وارد شویم. یکی از محورهای کار هم طلاق و اعتیاد است هم در خود سازمان و هم محیط بیرونی. همچنین در مورد سکونتگاه‌های غیررسمی هم قصد داریم برنامه هایی مشخص را تعریف و اجرا کنیم. بحث مشاوره خانواده در داخل سازمان و در سطح کارکنان سازمان آغاز شده است که به تدریج به سمت شرکای اجتماعی توسعه خواهد یافت. ماهیانه جلسه سلامت خانواده با حضور کارکنان خواهیم داشت که در این جلسات، مشکلات و مسائل و آسیب‌ها را ذکر می‌کنیم و رودربایستی هم نداریم. در این حوزه، همان‌طور که گفتید ما به صورت قانونی مسئولیت نداریم اما تبعات این آسیب‌ها گریبان سازمان تامین‌اجتماعی را می‌گیرد.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه