بحث داغ شبکههای اجتماعی
برای صورت زخمی صدرا...
صدرا محقق
در روزهای گذشته انتشار خبری در یکی از روزنامههای محلی اصفهان واکنش اغلب کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشت. اگرچه روایتهای متناقض و متعددی از این خبر منتشر شد اما کلیت آن به این شرح بود: «اوایل هفته گذشته بود که پسربچهای به نام صدرا زاهدپور به دلیل جراحت چانه به بیمارستان اشرفی اصفهانی واقع در خمینیشهر مراجعه میکند و بهدلیل ناتوانی مالی خانواده این کودک برای پرداخت هزینه بخیه، پزشک معالج پس از بخیهزدن زخم صورت کودک، دستور باز کردن بخیه را میدهد و این کودک را در همان حال رها میکند.»
انتشار این خبر واکنشهای گسترده و فراوانی را در شبکههای اجتماعی و رسانهها در پی داشت. این خبر را حتی وزیر بهداشت و برخی مسئولان دیگر این وزارتخانه تایید کردند. پس از انتشار گسترده خبر، اعلام شد مسئولان بیمارستان، پزشک و پرستاری که در این ماجرا دست داشتند از کار برکنار و بازداشت شدهاند. با این حال واکنشها به این ماجرا در شبکههای اجتماعی گستردهتر شد و تا اواخر هفته گذشته هم ادامه یافت. بسیاری از کاربران پس از این ماجرا به انتقاد از جامعه پزشکی پرداختند و بسیاری نیز به واکنشهای آنها به سریال طنز «در حاشیه» ساخته مهران مدیری اشاره کردند که موجب انتقاد و واکنش پزشکان شده بود. با این حال بخشی دیگر از کاربران نیز در اصل خبر و چگونگی روایت آن تردید کردند و نوع انتشار و واکنشهای پیرامونیان را نقد کردند. بخشی از نوشتههای کاربران در این رابطه در فیسبوک و توییتر به این شرح است.
رویا، کاربری از اهالی توییتر، در این باره اینطور نوشت: «پزشکها فقط به مهران مدیری اعتراض میکنن. به این قضیه بخیه پسربچه اعتراضی ندارن؟ خب خداروشکر.» علی مصلح، خبرنگار حوزه سینما، هم در توییتر خود نوشت: «مدافعان جامعه پزشکی کشور هنوز توجیه بخیه کشیدن توی اصفهان رو شروع نکردن؟»
کاربری به نام دانشطلب هم در توییتر ماجرا را اینطور دیده است: «حالا به کسی که بخیه بچه چهارساله رو باز کرده بگی چرا؟ میگه برو بابا، چند هزار میلیارد میخورن صداتون درنمیآد، به یه بخیه گیر دادید؟» یکی دیگر از کاربران هم از احساس خود بعد از خواندن خبر این ماجرا نوشت: «وقتی به لحظهای فکر میکنم که بخیههای صورت اون طفل معصوم رو میکشیدن، پاهام شل میشه، دستام میلرزه، فشارم میافته.»
زکی پدیا، از کاربران توییتر، هم به سریال «درحاشیه» مهران مدیری اشاره کرد و نوشت: «مهران مدیری شانس آورد که سریال در حال پخش نداره وگرنه میگفتن تقصیر اونه که بخیههای بچه رو کشیدن.» حسین نوروزی در توییتر به روزنامه اصفهان زیبا، که منبع اولیه خبر بود، اشاره کرد و در توییترش نوشت: «اصفهان زیبا: بخیههای تازه صورت کودک چهارساله به دلیل بیپولی کشیده شد. زیبایی ناخواسته ترکیب اسم نشریه و تیتر خبر، تباهی محضه.»
کاربری به نام مرضیه هم در پی شدت گرفتن انتقادها از جامعه پزشکی برای تلطیف فضا درباره این قشر چنین نوشت: «بهعنوان یک پزشک از این واقعه شرمسارم. از اینکه نهتنها سوگندنامه بقراط که همه پزشکان در روز فارغالتحصیلی به آن قسم خوردهاند توسط عدهای رعایت نمیشود، بلکه اصول اولیه انسانیت هم به خاطر چند اسکناس کثیف زیر پا گذاشته میشود. اما هستند پزشکانی که به جای «سرای زرنگار» از آنها «نام نیکو» بر جای مانده؛ ازجمله زندهیاد دکتر شیخ در مشهد، که موتورسیکلتی که با آن به خانه بیماران میرفت و کیف و کلاه و عکس ایشان و کاسهای که مردم در آن به جای حق ویزیت کلان سکه خرد و گاه سر بطری پپسی میانداختند در موزهای در مشهد نگهداری میشود و همه روزه مردم از آن بازدید میکنند. دکتر شیخ به منشیاش سپرده بود اگر مردم به جای سکه، فلز انداختند به روی بیماران نیاورد و خود سر پپسیها را ضدعفونی میکرد و در اطراف مطب سر راه بیماران میریخت.»
با این حال کاربران زیادی هم تلاش کردند روایتهایی غالب از این خبر را نقد کنند. محمد سرابی در فیسبوک خود در این باره اینطور نوشت: «ماجرای بخیه کشیدن از چانه بچه به نظرم کمی متفاوت از چیزی است که گفته میشود. مسلما پزشکی که به خاطر پول نداشتن بخیه را باز میکند مقصر است. هم از نظر پزشکی، هم از نظر حقوقی و هم از نظر اخلاقی و در این مقصر بودن هیچ بحثی نیست. اما جریان به نظر انقدرها هم ساده نمیآید. در فاصله زمانی که بخیه زدن شروع شده تا زمانی که بچه و مادرش از بیمارستان بیرون آمدهاند، احتمالا اتفاقاتی افتاده که در حال حاضر درست مشخص نیست. با جوی که در جامعه شکل گرفته و مثل همیشه بیشتر احساسی است تا اینکه به دنبال کشف ماجرا باشد، نمیشود زیاد سوال کرد. بازار دلسوزی با محتوای سیاسی هم گرم شده و هر سوالی همدستی با دکتر بخیهکش تلقی میشود، ولی بدون شنیدن حرفهای مادر و همینطور دکتر و کسانی که آن موقع در بیمارستان بودهاند و جریان را دیدهاند نمیشود حکم صادر کرد.»
یکی از کاربران فیسبوک به نام ایلیا به این ابعاد ماجرا اشاره کرد: «چند نکته درباره ماجرای باز کردن بخیه: 1- ما فقط روایت رو از زبون اینور شنیدیم. کسی از زبون اون پزشک و پرستار چیزی نشنیده. ممکنه روایت دیگهای هم وجود داشته باشه. 2- هویت بچه و پدر و مادر معلوم نیست و اینکه جایی گفته شده که بیمارستان برای لاپوشانی جراحی پلاستیک کرده. بعد جایی دیگه گفتن یهسری قبول کردن چونه بچه رو جراحی کنن. 3- باز کردن بخیه از روی زخم بچه اونقدر هولناکه که هرطور حساب کنی قابلانجام نیست. 4- اون بخیه بازشده به هیچ دردی نمیخورده. 5- تعداد بخیهها دو یا سهتا بوده. 6- و اینکه به خاطر یه دستمال قیصریه رو آتش نزنیم. تو این فقره بیشترمون با موج همراه شدیم. کسی دنبال صحتوسقم ماجرا نرفت.»
کاربران زیادی هم به روایتهای مختلف ماجرا پرداختند، مثل این نوشته کاربری به نام مرتضی در فیسبوک: «توی گروهای زیرمجموعه پزشکی تا حالا سیصد روایت مختلف از ماجرای بخیه بچه ذکر شده. هرکی یه سنگ برداشته، به دو گروه تقسیم شدن، همدیگه رو میزنن.»
یکی از کاربران فیسبوک به نام مهرداد هم روایت خود از مواجه شدن با این خبر را اینگونه شرح داد: «خبر دکتر و بخیه به شکلی که در رسانهها آمد برای من کمی عجیب بود که بپذیرم پزشک نشسته مثلا هشتتا بخیه به صورت بچه زده و بعد که گفتند مادر بچه پول را به صندوق نپرداخته دوباره بچه را گرفته و بخیهها را باز کرده. امروز روایتی را در صفحه یکی از دوستان پزشک در اصفهان خواندم که روایتی قابلقبولتر از ماجراست. به گفته ایشان: کودک به همراه والدینش حدود دو هفته پیش به بیمارستان برده شده و طبق روال کارهای پرونده انجام میشود. همراه برای تسویهحساب به صندوق فرستاده میشود و پرستار بیتوجه به تسویهحساب شروع به بخیه میکند. بعد از زدن یک بخیه، همراه از صندوق برمیگردد و اعلام میکند توان پرداخت هزینه را (150 هزار تومان) ندارد، لذا طبق دستور پزشک، زخم پانسمان و کودک با همان یک بخیه مرخص میشود.»
پویا هم از نحوه انتشار خبر این ماجرا در رسانهها انتقاد کرد و در فیسبوک خود اینطور نوشت: «بیتوجه به جزئیات، این خبر عجیب بهشدت در رسانهها پخش شد و مبنای تحلیل انسانشناسانه و جامعهشناسانه فیسبوکی و غیرانسانی بودن نظام نولیبرال و... هم قرار گرفت. وزیر بهداشت گفت این خبر را شنیده و بازرسی وزارت بهداشت را مسئول تحقیق در این مورد کرده است. رضوی در مصاحبهای گفت پرستار موضوع کشیدن بخیه را رد کرده و پزشک هم گفته که اساسا مسئولیت مالی با او (یا هر پزشک دیگری) نیست که بخواهد دراینباره تصمیمی بگیرد. اما حتی سخنان رضوی، بازرس وزارت بهداشت، هم دقیق خوانده نشد و صرفا روی یک بخش «مزاح» وقت چارهجویی تمرکز شد. در همین حین روایت مقابلی هم از سوی یکی از کارکنان بیمارستان پخش شد که پرستار بیتوجه به پرداخت نشدن صورتحساب بیمارستان کار خود را شروع کرده بوده اما در میانه کار دست نگه داشته و به تصمیم ولی کودک (مادر)، وقتی با پرسوجو مطلع شده بخیه زدن حیاتی نیست و توانایی پرداخت صورتحساب را هم ندارد، دست از کار کشیده و کودک با همان یک بخیه و پانسمان از بیمارستان خارج شده.» طرح ضمیمهشده هم در شبکههای اجتماعی زیاد دستبهدست شد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




