«کارنامه سپنج» محمود دولت‌آبادی

ادبیات و کار - 2

«کارنامه سپنج» محمود دولت‌آبادی

ازجمله نویسندگانی که بسیار از کار و به‌ویژه کارهای سخت نوشته‌اند یکی محمود دولت‌آبادی است. قصه‌های کوتاه دولت‌آبادی در مجموعه «کارنامه سپنج» اغلب درباره مشقت‌های کارگران و کشاورزان است و درباره اجحاف‌هایی که به آن‌ها می‌شود. دولت‌آبادی نویسنده‌ای است که خود در جوانی انواع مشاغل سخت را تجربه کرده است و به گفته خودش در یک مصاحبه، برخی از همین داستان‌های کوتاه «کارنامه سپنج» را بین کار و در قهوه‌خانه‌ها نوشته است. برای همین وقتی از رنج کارگران و کشاورزان و حق‌کشی‌هایی که نسبت به آن‌ها صورت گرفته می‌نویسد روایت داستانی‌اش اصلا رنگ و بوی ایدئولوژیک ندارد. اگر برخی نویسندگان از بیرون و از پشت عینک یک ناظر و تماشاگر به مسائل کارگران و کشاورزان نگاه می‌کنند دولت‌آبادی زندگی این قشر از مردم را از درون تجربه کرده و خود جزئی از آن‌ها بوده است. برای همین نگاهش به زندگی کشاورزان و کارگران اصلا توریستی، ایدئولوژی‌زده و سرشار از رحم و شفقت سطحی و اغراق‌آمیز نیست. او کارگران و کشاورزان رنج‌کشیده را در ابعاد واقعی‌شان و با تمام بدی‌ها و خوبی‌ها و پیچیدگی‌هایشان می‌بیند و روایت می‌کند. دولت‌آبادی این نوع نگاه چندوجهی به زندگی کارگران و کشاورزان را از همان اولین داستان‌های کوتاه و بلندش مثل «بیابانی» و «هجرت سلیمان» و «آوسنه باباسبحان» و... داشت و این نگاه را به‌تدریج قوام داد تا به «جای خالی سلوچ» و «کلیدر» و «روزگار سپری‌شده مردم سالخورده» رسید. او در این داستان‌ها نشان می‌دهد که چطور حاصل دسترنج مردمی که برای لقمه‌ای نان عرق می‌ریزند و رنج می‌کشند توسط اربابان چپاول می‌شود و در عین حال حواسش به ستمی هم هست که خود آن مردم رنج‌کشیده در حق یکدیگر روا می‌دارند و آن را به هیچ وجه نادیده نمی‌گیرد. گرچه از بعضی داستان‌هایش می‌شود این‌طور نتیجه گرفت که ستمی که خودی‌ها به هم می‌کنند ریشه‌اش در ستمی است که از ارباب‌هایشان دیده‌اند.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه