کوچه ابرهای گمشده، نوشته کورش اسدی، نشر نیماژ
بازگشت خیابان به رمان
در روزگاری که رمان ایرانی از خیابان و کلا عرصه عمومی - این اس و اساس رمان در هر کجای دنیا - خالی شده و وقایع رمانها اغلب یا در چاردیواری آپارتمانها میگذرد و یا در بهترین حالت در کنج تاریک کافهها، باید رمانی را که خیابان را به رمان ایرانی بازگردانده قدر دانست. «کوچه ابرهای گمشده» نوشته کورش اسدی، که در نشر نیماژ منتشر شده، چنین رمانی است. کارون، شخصیت اصلی این رمان، یک کتابفروش خیابانی است که در پیادهرو بساط میکند. رمان یک شبانهروز از زندگی این شخصیت را روایت میکند. بخش عمده داستان یا شرح پرسهزنیهای خود این شخصیت در خیابان است و یا شرح زندگی خیابانی دیگر شخصیتهای رمان. در این یک شبانهروز کارون بعد از ملاقات با زنی به نام شیده که کتابی را به کارون سفارش داده دستخوش تحول میشود. این تحول حاصل آگاهی او به تکهای از گذشته خود و دیگرانی است که میشناخته. کورش اسدی در عین به کار بستن روایتی مدرن و غیرخطی که مبتنی بر چرخشها و پیچشهای روایی و رجوع به گذشته آدمهاست، داستانش را بر یک استخوانبندی کلاسیک سوار کرده است. طرح و توطئه داستان نسبتا درست و دقیق چیده شده و همه چیز در عین اینکه در آغاز بیارتباط با هم به نظر میرسند در پایان به طرز جالبی به هم ربط پیدا میکنند. البته در جاهایی، این ربط دادنها کمی تصنعی از کار درآمده و در طرح و توطئه رمان خوب ننشسته و ایراد دیگری که شاید بتوان به داستان گرفت این است که در صفحات پایانی رمان خواننده زودتر از شخصیت اصلی داستان حقایق را حدس میزند، گرچه تا پایان داستان به قطع و یقین به خواننده گفته نمیشود که حقیقت همین است که او و شخصیت اصلی داستان حدس زدهاند اما از قرائن میتوان به اصل ماجرا پی برد. از نقاط قوت این رمان نثر آن است که این نیز یکی از ویژگیهای کمیاب داستان امروز فارسی است. نثر اسدی جاهایی با نثر آهنگین ابراهیم گلستان پهلو میزند بیاینکه این ویژگی در نگاه اول به چشم بیاید و توی ذوق بزند و به اداواصول تبدیل شود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




