مَگی کُن (1905-1995) Maggie Kuhn

مَگی کُن (1905-1995) Maggie Kuhn

در 65سالگی، زمانی که بیشتر مردم آماده شروع زندگی‌ای ساده و ساکت می‌شوند، «مگی کن» بزرگ‌ترین ماجراجویی عمرش را شروع کرد؛ او در این سن، برخلاف میلش ناچار به بازنشستگی شد. در حالی ‌که باور داشت سالمندان باید جایگاه خود را در جامعه حفظ کنند و توانایی تصمیم‌گیری داشته باشند. او با جمعی از دوستانش که شرایط مشابهی داشتند، سازمانی به نام «پلنگ‌های توسی» راه انداختند. این سازمان شکل گرفت تا در رابطه با مسائل سالمندان مثلا در زمینه حق‌وحقوق کاری‌شان فعالیت کند، اما مدتی بعد، فراتر رفت و در حیطه‌های گسترده اجتماعیِ دیگری مانند جنگ ویتنام هم دست به کنشگری زد. پیام اصلی این سازمان این بود که سالمندان نیاز دارند کنترل زندگی خود را به‌دست بگیرند و برای باورهایشان تلاش کنند. توصیه «مگی کن» به فعالانی که تمایل به ایجاد تغییرات اجتماعی دارند، نشان از میزان اعتقاد او به باورهایش دارد: «ایمنی را رها کن. خود را در معرض بگذار. در برابر کسانی که از آن‌ها می‌ترسی، بایست و حرفت را بزن؛ حتی اگر صدایت می‌لرزد. وقتی که انتظارش را نداری، یک نفر به حرف‌هایت گوش می‌سپارد. سنگ اگر خوب نشانه برود، می‌تواند بزرگ‌ترین غول‌ها را هم از پا دربیاورد. وظیفه‌ات را انجام بده.» نقطه‌نظر خاصی که کن در رابطه با مسائل و نیازهای سالمندان داشت، توجهات فراوانی را جلب کرد. بسیاری معتقدند که کن، یک انقلاب فرهنگی را در دنیای معاصر ما آغاز کرد؛ هم از لحاظ تعریف دوباره سن و سالمندی، هم از این منظر که جوانان و سالمندان را به اتحاد و همبستگی فرا می‌خواند. «پلنگ‌های توسی» به‌طور خاص دو هدف را دنبال می‌کند: 1. مقابله با بی‌عدالتی در برخورد با سالمندان در محیط کار به‌خاطر سن‌شان (مثلا دادن موقعیت بهتر شغلی به شخص جوان‌تر، صرفا به‌ این‌خاطر ‌که جوان‌تر است) 2.  مقابله با بی‌عدالتی در پرداخت دستمزد سالمندان کن و گروهش موفق شدند عقایدشان را به گوش عموم مردم آمریکا برسانند و نشان دهند که سالمندان می‌توانند توان و انرژی قابل‌توجهی در جامعه داشته باشند. او و گروهش نقش مهمی در اصلاحات اجتماعی در سطح ملی داشته‌اند. اصلاحاتی در زمینه قوانین بازنشستگی اجباری و شیادی در خدمات بهداشتی سالمندان. کن تا روزهای آخر زندگی‌اش، وقتی 89 سال داشت، با هرگونه تفکری که در آن با سالمندان مانند بچه‌ها برخورد می‌شد، مبارزه می‌کرد و فرقی نداشت که این برخورد، از طرف چه‌کسی باشد؛ سیاستمداران، مسئولان یا پرستاران خانه‌های سالمندان. در عوض، می‌گفت سالمندان باید فرصت بروز پتانسیل‌شان را داشته باشند، باید بتوانند در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه