احساس می‌کنم 120سال عمر خواهم کرد

خرده‌روایت‌های کار در گلخانه

احساس می‌کنم 120سال عمر خواهم کرد

نیلوفر منزوی

علاقه علی مبارک‌آبادی به کار روی زمین به سال‌های کودکی‌اش برمی‌گردد. روزهایی که 12ساله بوده و پدرش کار کشاورزی می‌کرده است. روزهایی که سخت و آسان، تلخ و شیرین سپری شد: «گندم و جو و صیفی‌جات می‌کاشتیم. من از دوران نوجوانی کمک‌حال پدرم بودم. کار ما دو مرحله‌ای بود و بعضی شب‌ها هم کار می‌کردیم. از آن طرف درس هم می‌خواندم. ولی با وجود همه زحمت‌هایی که می‌کشیدیم، پول زیادی دستمان را نمی‌گرفت. بیشتر پول به واسطه‌ها می‌رسید. کمی تحقیق کردیم و دیدیم بازار گل بهتر است و می‌توان از آن سود بیشتری به‌دست آورد.»
در همان سال‌ها پدر از دنیا می‌رود و او که دیپلمش را گرفته و در رشته دامپزشکی هم قبول شده، بر سر دوراهی ادامه تحصیل یا ادامه راهی که پدر آغاز کرده، می‌ماند. مبارک‌آبادی درباره آن روزها می‌گوید: «تازه دانشگاه قبول شده بودم. آن زمان کنکور دومرحله‌ای بود و من در مرحله اول رشته دامپزشکی پذیرفته شده بودم. آن زمان کسی نبود راهنمایی‌ام کند و بگوید می‌شود هم کار کرد و هم درس خواند. پدرم از دنیا رفته بود و باید تصمیم می‌گرفتم. برادرم دست‌تنها می‌شد. برای همین تصمیمم بر این شد که خدمت سربازی را بگذرانم و شغل پدری را ادامه بدهم.»
در سال68 که کارشان را شروع می‌کنند، ابتدا روش سنتی را در پیش می‌گیرند که برای به ثمر رسیدن کارها شش ماه زمان لازم است، اما کم‌کم کار را گسترش می‌دهند و با روش‌های مدرن، آشنا می‌شوند و به کشت صنعتی می‌رسند که در حال حاضر برای به ثمر رسیدن تنها 45روز احتیاج دارند. او درباره کارشان می‌گوید: «ما تنها تولید گل و گیاه می‌کنیم. آن هم گلدان‌های تزئینی، نه آپارتمانی. به همین دلیل اکثر گلدان‌هایی که داریم هم به اضافه گل هستند.»مبارک‌آبادی می‌گوید با وجود اینکه در ابتدای امر انگیزه‌های اقتصادی او را به سمت گل کشانده است، اما حالا اوضاع فرق می‌کند و درباره حس و حالی که گل‌ها به او می‌دهند، می‌گوید: «وقتی وارد گلخانه می‌شوم و بین گل و گیاهان قدم می‌زنم، اصلا خسته نمی‌شوم. با وجود اینکه این کار وقت زیادی از آدم می‌گیرد، اما به لذتی که از آن می‌برم، می‌ارزد. درست است که اول به‌خاطر صرفه اقتصادی وارد این حوزه شدم، اما الان دیگر به این کار آغشته شده‌ام و تنها انگیزه‌ مادی مطرح نیست. زمان‌هایی که در کنار گل‌ها هستم، احساس می‌کنم 120سال عمر خواهم کرد. گل‌ها و گیاهان احساسات عجیبی دارند. کافی است یک هفته بروم مسافرت. وقتی برمی‌گردم و بینشان قدم می‌زنم، احساس می‌کنم با من قهر کرده‌اند.»47 ساله است. فرزند بزرگش که به کار پدری علاقه‌ای نداشته، در رشته خلبانی تحصیل می‌کند و فرزند کوچک‌تر نیز هنوز دانش‌آموز است. از ابتدای سال‌های فعالیتش از طرف بیمه تامین‌اجتماعی می‌آیند و موظف می‌شود خود و کارکنانش را بیمه کند، اما چون با سازوکار تامین‌اجتماعی آشنایی نداشته، سابقه بیمه‌پردازی چندانی ندارد . در تمام این سال‌ها هم درگیر کار بوده و نتوانسته وقت مشخصی برای پیگیری این کار بگذارد. از اتحادیه هم چیزی عایدش نشده است. اما از کاری که انجام می‌دهد، راضی است و با وجود اینکه معتقد است از تولیدکننده آن گونه که باید حمایت‌ نمی‌شود، اما از همنشینی با گل‌ها لذت می‌برد.  
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه