آفت وابستگی به مسیر طی شده

گفتار

آفت وابستگی به مسیر طی شده

بایزید مردوخی؛ اقتصاددان

در کشور ما از سال 1327 برنامه‌ریزی توسعه اجرا می‌شود، اما برای همه این پرسش وجود دارد که چرا ایران به سمت برنامه‌ریزی توسعه حرکت کرد. دلایل زیادی برای پاسخ به این پرسش می‌توان بیان کرد. برای نمونه ایران در همسایگی با شوروی قرار داشت و از طرفی نیز اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی برای روشنفکران آن زمان نگران‌کننده بود. از همه مهمتر اینکه از قدیم گفته‌اند برای کشتیرانی که نمی‌داند کجا می‌رود هیچ بادی نامساعد نیست. کشتی اقتصادی و اجتماعی ممکن است همه جا در اقیانوس‌ها سرگردان به پیش برود و به هیچ مقصدی نرسد اما برنامه اگر نشان ‌دهد که به کجا می‌خواهیم برسیم، راحت‌تر راهنمایی‌مان خواهد کرد. 
ما با شروع اولین برنامه هفت‌ساله عمرانی از سال 1327 به دوران جدیدی گام نهادیم و علاوه بر اینکه نگاه کردن یک روزه، یک ماهه و یک ساله را به‌طور رسمی به تاریخ سپردیم، مهمتر از این‌ها برنامه‌ریزی توسعه این امکان را فراهم ‌کرد که استفاده از درآمدهای نفتی و ذخایر خدادادی در راه‌ ایجاد ارزش‌افزوده، تولید و خلق شغل برای جمعیت کشور به‌کار گرفته شود.  واقعیت این است که برنامه‌ریزی توسعه در ایران کنونی نیز از آفت‌های زیادی در عذاب است. برای مثال توسعه در مکان و در سطح محلی ریشه پیدا می‌کند و جوانه می‌زند اما ما در برنامه‌‌ریزی‌هایمان به آن توجه نداریم. علاوه بر این باید تاکید کرد که برنامه‌های توسعه‌ای در ایران عمدتا دولت‌محور هستند و بخش غیردولتی و اقتصاد غیردولتی به‌صورت باقی‌مانده به برنامه‌ها ورود پیدا می‌کنند. به‌طور کلی می‌توان گفت ما به برنامه‌ریزی توسعه که تلفیقی از جامعیت، مسئله‌محوری و منطقه‌محوری نیاز داریم. جامعیت به منظور توازن در میان بخش‌های مختلف اقتصادی و محیط‌زیست، مسئله‌محوری به‌دلیل مسائل حادی چون مهاجرت، تورم، فقر و منطقه‌محوری برای تمرکززدایی و مطالبات مناطق کمتر توسعه‌یافته اهمیت دارد.
 این‌ها مسائل ما هستند و برای موفقیت باید به آن‌ها توجه کرد.اما ما با پدیده‌ای به نام «وابستگی به مسیر طی‌شده» روبه‌رو هستیم. نیروهایی هستند که مسیر تاریخی را بازتولید می‌کنند. این نیروها و این وابستگی در مسیر طی شده دارای چنان قدرتی هستند که می‌توانند هر تغییر و اصلاحی را دور زده و خنثی کنند، لذا ضروری است همراه با برنامه توسعه‌ای، برنامه‌های مدیریت تغییر برای تمام بخش‌ها، قوای سه‌گانه و همه استان‌ها تهیه شود. در 70سال اخیر که تجربه برنامه‌ریزی داشتیم تمام اتفاقات کشور ما مانند ملی‌شدن صنعت نفت، اصلاحات‌ارضی و هدفمندسازی ‌یارانه‌ها در برنامه‌های ما پیش‌بینی نشده بودند که حکایت از نقصی جدی در فرایند برنامه‌ریزی است و به ما می ‌آموزد که قادریم یک دفعه موضوعی را از آستین خود درآوریم و شروع کنیم به هزینه کردن در راه چیزی که برنامه‌ها را تخطئه می‌کند. برای نمونه طرح تحول سلامت در برنامه‌های توسعه پیش‌بینی شده بود، اما ما برای اجرای آن جشن گرفتیم و هیچ‌کسی هم سوال نکرد که منابع آن از کجا تامین می‌شود. نتیجه این شد که منابع صندوق‌های بازنشستگی که بیشتر آن دارایی و اندوخته‌های کارگران بوده، صرف این طرح شود. این‌ها هیچ ربطی به برنامه‌ریزی ندارند، بلکه به نظام تدبیر و نوع روابط میان قوای سه‌گانه ارتباط دارد که نمی‌خواهند با یکدیگر همکاری کنند. 
 
ارسال دیدگاه