طنز کارگری
واردات ژاپنی، واردات ایرانی
عبدالله مقدمی
در خبرها آمده بود: ژاپنیها آنقدر کار کردهاند و کار آفریدهاند تا آخر سر، کارگر کم آوردهاند و مجبور شدهاند بزنند توی کار واردات کارگر. یعنی این طور که این جماعت چشمبادامی کارآفرینی میکنند، آدم میترسد یکهو صبح، کله سحر دو تا ژاپنی را بالای تختش ببیند که دارند به زور میبرندش سر کار. اگرچه باید توجه داشته باشید که اگر آنها «کارآفرین» دارند، ما هم داریم، حتی شاید خیلی بیشتر از آنها. کارآفرینهای ما، البته با همکاران ژاپنی خود تفاوتهایی دارند. به این صورت که اینها صبحبهصبح به سر کار خود میروند و از آنجایی که هرکدام رئیس و معاون و کارشناس و قدیمی و پیشکسوت و چیوچی اداره خودشان هستند، به تعدادی کارگر و کارمند که بهشدت کار میکنند، «آفرین» میگویند. یعنی هی آنها کار میکنند و هی اینها آفرین میگویند تا غروب که هر دو گروه خسته و کوفته برگردند خانهشان.
اگر ژاپن چنین است و چنان است
از آن بهتر هزاران سازمان است
اداراتی خوش و خرم که در آن
دو تا رعیت، ولی هفتاد خان است!
خلاصه سرتان را درد نیاورم ژاپنیجماعت عقل درست و حسابی ندارد. هلکوهلک راه افتاده توی جهان که چه؟ که برای کارخانجاتش کارگر پیدا کند. در حالی که اینجا برخی مسئولان با فکر و اندیشه، راه بهتری را پیدا کردهاند. آنها با خودشان گفتهاند: چه کاری است که آدم به سختی بیفتد و کارخانه راه بیندازد و کارگر بگیرد و حقوق بدهد و مواظب تولیداتش باشد و هزاران دردسر دیگر؟ خب میرویم محصولاتی که همان کارگرها ساختهاند را وارد کشور میکنیم دیگر. راحت و بیدردسر. خلاص! خب به هر حال این هم راهی است.
راستی! یادتان هست چند ماه پیش برخی مسئولان محترم اعلام کردند: «بهزودی بستههای حمایتی کارگران و اقشار آسیبپذیر، برای کمک به آنها در برابر موج گرانیها، توزیع میشود؟»
یادتان مانده منِ ساده همین جا چقدر در مورد مبلغش چانه زدم؟... هیچی دیگر. خواستم ببینم یادتان مانده یا -دور از جان- «موج» یک جوری توی صورتتان خورده که به کلی حافظهتان پاک شده؟ اگر پاک نشده بگویم دوستان موج بعدی را دستبهدست کنند!
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




