یادداشت
سرمایهگذاری منطقی؛ راه رهایی از بنگاههای زیانده
آرمان خالقی؛ قائممقام دبیرکل و عضو هیئتمدیره کنفدراسیون صنعت ایران
تامیناجتماعی توسط شستا در شرکتهای مختلف تولیدی یا غیرتولیدی سرمایهگذاری میکند. این کار برای حفظ سرمایه اصلی تامیناجتماعی و سودده کردن این سرمایه است تا بتواند در طول زمان، ارزش سرمایهای سازمان تامیناجتماعی را حفظ کند تا بهعنوان یک صندوق بیننسلی بتواند شرایط را برای پرداختهای آتی سازمان تامین کند، بنابراین تامیناجتماعی با این نگاه، به سرمایهگذاری و بنگاهداری رو آورده است.
اگر نوع بنگاهداری این سازمان به نحوی باشد که سوددهی مطلوبی نداشته باشد و بنگاهها زیانده شوند یا در رقابت با سایر بنگاههای کشور نتوانند موفق عمل کنند، با یک اشکال اساسی مواجه خواهیم بود. این اتفاقی است که هماکنون برای بسیاری از این شرکتها رخ داده است. در نتیجه باید برای حل مشکلات فعلی شستا، چارهای اندیشید، چراکه سالهاست بهعنوان دغدغه فعالان تشکلهای کارفرمایی و کارگری مطرح است.
من کاملا موافق خروج سازمان تامیناجتماعی از بنگاهداری به سمت سهامداری هستم. سازمان میتواند در حوزه سهامداری وارد شرکتهای سودده شود و بسته به نوع مدیریت سهام سازمان تامیناجتماعی، سرمایهگذاری خود را بهصورت سودده انجام دهد.
تامیناجتماعی اگر در حوزه سرمایهگذاری بتواند، درست مدیریت کند، آن وقت میتوان گفت سازمان تامیناجتماعی از سرمایهگذاری در بنگاههای مختلف، سود مناسبتری خواهد برد، همچنین از این بنگاههای زیاندهی که نهاد دولت در طی سالهای گذشته در ازای بدهیاش به تامیناجتماعی واگذار کرده، رهایی مییابد.
در حال حاضر، تغییر سرمایه بنگاههای زیانده توسط سازمان تامیناجتماعی نیز خیلی سخت شده است. یعنی شستا خیلی اوقات نمیتواند سرمایهاش را از یک بنگاهی که زیانده است، به بنگاهی با سوددهی بالاتر انتقال دهد. این در حالی است که در شرایط سهامداری، قضیه فرق میکند و سازمان میتواند بهراحتی به سراغ بنگاههایی برود که سوددهی مطلوبتری دارند.
همچنین نکته مهم دیگر این است که شستا به طور ویژه باید ترازنامه مالی سالانه اش مثبت و بالاتر از میانگین تورم باشد. اگر این ترازنامه مالی کمتر از آن بود، یعنی زیان کرده و این اتفاق به ضرر سازمان تامیناجتماعی خواهد بود. در این راستا، حداقل سودی که شرکتهای زیرمجموعه شستا باید حاصل کنند، یک سود منطقی با در نظر گرفتن تورم است. مثلا یک شرکت خصوصی وقتی سرمایهگذاری میکند، میگوید سود حاصل از این سرمایهگذاری باید یک سود منطقی با در نظر گرفتن تورم سالانه باشد تا بتواند با سایر بنگاهها رقابت کند، بنابراین چنین نگاه مدیریتی نیز باید در شرکتهای زیرمجموعه شستا برقرار شود.
بهطور مثال، یک شرکت ساختمانسازی که زیر نظر سازمان تامیناجتماعی است را در نظر بگیرید. اگر این شرکت در مقایسه با سایر شرکتهای مشابه خود سود کمتری بدهد، این شرکت کارآمد نیست. این مسئله باید در مورد تکتک بنگاههای متعلق به سازمان تامیناجتماعی بررسی شود و هرکدام از آنهایی که قدرت رقابتیاش را از دست داده، باید فکر جدی برای احیایش انجام شود. یعنی چنین شرکتی یا باید واگذار شود یا مدیریت آن را بهصورت «پیمان مدیریتی» واگذار کنند و تنها مالکیت آن بنگاه را در اختیار بگیرند، اما اینکه یک کارمند را بهعنوان مدیر یک بنگاه اقتصادی بنشانند و از او درباره عملکردش هم بازخواست نشود، در این شیوه قاعدتا سازمان تامیناجتماعی از اهداف خود در فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری دور میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




