طنز کارگری
حالا بیکارها پیش چه کسی درددل کنند؟
عبدالله مقدمی
فکرش را بکنید تا حالا امید داشتیم اگر یک روزی بیکاری خیلی به ته دلمان و بیپولی به ته جیبمان فشار آورد، برویم و با وزیر کار درددل کنیم تا خودمان را خالی کنیم. تازه خدا را چه دیدی؟ یکهو میدیدی وزیر را میتوانستیم طوری تحتتاثیر قرار بدهیم که برگردد و به ما بگوید: «از فردا بیا وردست خودم همین جا مشغول شو!» اما حالا چی؟ نمایندههای محترم مجلس، خود وزیر کار را هم بیکار کردند. دیگر ما لشکر بیکارها ماندهایم که در روز مبادا سراغ چه کسی برویم؟ برویم سراغ وزیر بهداشت؟ آن بنده خدا که فوق فوقش بتواند نمره چشممان را بررسی کند و بگوید: بله! شما درست دیدهاید. واقعا بیکارید.
گفتم که برای کار گِل میآیم
بسیار به سرعت و زبل میآیم
گفتند: برو عمو! که کار اینجا نیست
گفتم که برای درددل میآیم
خلاصه که از امروز عجالتا مینشینیم زیر آفتاب و منتظر میمانیم ببینیم چه کسی میشود وزیر کار جدید مملکت، بلکه دوباره ته دلمان قرص بشود که اگر یک روزی خیلی بهمان فشار آمد برویم و پیشش درددل کنیم. اگرچه حالا که فکرش را میکنیم میبینیم وزیر جدید تا بیاید جاگیر بشود و سکان هدایت کشتی کارگران و قایق شکسته بیکاران را در دست بگیرد، کلی زمان گذشته است و بنده خدا دیگر وقت درددل شنیدن پیدا نمیکند. برای همین یک پیشنهاد راهگشا برای وزیر سابق داریم. حالا که ما نتوانستیم یک کار قرص و قایمی برای خودمان پیدا کنیم، بلکه ببینیم دست ایشان را بتوانیم بند کنیم. شاید توانستیم از بیکاری و دعواهای توی خانه نجاتش بدهیم. پیشنهاد ما این است که جناب آقای ربیعی حالا که سرشان خلوت شده، یک دفتر استماع درددل دایر کنند و بشوند سنگ صبور کارگر، کارفرما و بیکار جماعت، همه با هم!
نه جرعه خوش ز چشمه نوش بده
نه رابطه عوام را جوش بده
یکبار شده نکن سخنرانی... دوست!
این بار نگو کلامی و گوش بده
اینطوری، هم یک نفر از آمار بیکاران کشور کم میشود و هم یک نفر به تعداد گوشکنندهها اضافه میشود. توجه داشته باشید که شاید جمعیت دسته اول زیاد باشد و این کاهش خیلی به چشم نیاید، اما در عوض تعداد افراد دسته دوم سیر صعودی پیدا میکند و آمار مستمعین مملکت زیاد میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




