مسئله‌ای زیست‌محیطی یا حاکمیتی؟

حل بحران آلودگی هوا نیازمندسیاستگذاری‌های سیاسی-اجتماعی است

مسئله‌ای زیست‌محیطی یا حاکمیتی؟

مریم ایثاری - کارشناس‌ارشد مردم‌شناسی

امروز بیش از گذشته آشکار شده است که آلودگی هوا، نه تنها مسئله‌ای زیست‌محیطی، بلکه پدیده‌ای حاکمیتی است.  از این رو نمی‌توان به آن اندیشید و از تحلیل اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری‌های پیرامون آن غافل ماند. 
منشا آلودگی هوا، چه ناشی از حمل‌ونقل و ترافیک شهری باشد و چه ریزگردهای طبیعی و یا -مانند آنچه در اراک شاهدش هستیم- ناشی از صنایع آلاینده، نقش مناسبات قدرت، فرآیندهای سیاسی و اقتصادی، در پدیدآمدن و تشدید آن و نیز در کاهش و حل آن، چشمگیر است.
نمونه اخیر سیاست‌های تشدیدکننده آلودگی هوا، بودجه پیشنهادی اخیر شورای شهر در ارتباط با حرکت سواره و پیاده است. به طوری که شاهد آن هستیم که بودجه پیشنهادی برای تسریع حرکت سواره، به مراتب بیش از مجموعه بودجه پیشنهادی برای تسهیل حرکت پیاده، معلولان و سالمندان، ‌تسهیل دوچرخه و نیز حمل‌ونقل عمومی است.
این مثال، نمونه روشنی از سیاست‌هایی است که  «میل به تردد سواره» را تشدید می‌کند. اختصاص بودجه‌های نجومی برای ساخت پل‌های چندطبقه، ‌اتوبان‌ها، روگذرها، تونل‌های درون‌شهری و حتی ایجاد استارت‌آپ‌های فریبنده‌ای هم‌چون اسنپ، همگی عملا در خدمت دیدگاه فوق هستند. 
در مقابل این رویکرد، توجه به خیابان، به مثابه گذرگاه پیادگان و رویکرد زیست‌محیطی محله‌گرایی -که نوعی خودبسندگی و در نتیجه کاهش ترددهای مبتنی بر سواره را ترویج می‌کند- به صورت نظام‌مند مغفول می‌ماند و در چنین شرایطی، اندک جرقه‌های اجتماعی، نظیر کمپین سه‌شنبه‌های بدون خودرو، در سطوح قدرت، خریداران چندانی پیدا نمی‌کند.
در این میان، مافیای خودروسازی نیز با ده‌برابرکردن عوارض خودروهای هیبریدی، اندک روزنه‌های بهبود آلودگی هوا و حق گزینش خودروهای زیست‌محیطی از سوی شهروندان را سلب کرده است.
در این شرایط بحرانی، به نظر می‌رسد که تنها راه کاهش آلودگی هوا‌، در وهله نخست توجه روزافزون به رویکرد انتقادی اکولوژی سیاسی است و در وهله دوم، تقویت خواست عمومی برای بهبود و تغییر وضع موجود. اهمیت این امر، زمانی آشکار می‌شود که بدانیم آلودگی هوا، چهارمین عامل مرگ‌ومیر نابه‌هنگام در جهان است. 
از این رو، پیوندخوردن جنبش‌های تاثیرگذار اجتماعی با سیاستگذاری‌های کلان شهری -نظیر آن‌چه در برخی از مثال‌های موفق جهانی، هم‌چون مکزیکوسیتی شاهدش بودیم- کلیدی برای حل مسئله خواهد بود. مسیری که در نهایت، از منظر پارامترهای رفاه و سلامت، به نفع همه گروه‌های اجتماعی خواهد بود و گونه‌ای زیست سیاست را پی‌ریزی خواهد کرد که در جهت دفاع از حیات انسان امروز و نسل‌های آینده باشد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه