
فضای کار اشتراکی ضرورت آینده ایران
ایران امروز در آستانه تحولی عمیق در ساختار اقتصادی و اجتماعی خود قرار دارد. نرخ بالای بیکاری در میان جوانان، رشد تصاعدی فارغالتحصیلان بدون فرصت شغلی، تغییر الگوهای اشتغال از مدلهای سنتی به سمت فریلنسینگ و استارتاپها، و در نهایت فشار تورمی بر هزینههای دفتر و زیرساخت کسبوکار، همگی نشاندهنده یک نیاز فوری برای بازطراحی «فضای کار» در کشور است. در این میان، توسعه وحمایت از راهاندازی «فضاهای کار اشتراکی» نه فقط یک مدل اقتصادی نوین بلکه یک پاسخ راهبردی به نیازهای امروز و فردای بازار کار ایران به شمار میروند.
برخلاف تصور رایج، فضای کار اشتراکی صرفاً یک محیط برای میز و اینترنت نیست. این فضاها زیرساختی حیاتی برای شکوفایی اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی محسوب میشوند.
تجربه جهانی نشان داده که موفقترین استارتآپها، شتابدهندهها و شبکههای خلاق، نه در ساختمانهای بزرگ دولتی، بلکه در همین فضاهای اشتراکی شکل گرفتهاند. کشورهایی مانند آلمان، هلند، اندونزی و مالزی از این مدل استفاده کردهاند تا همزمان با توسعه شهری، اشتغالزایی و تقویت نوآوری، عدالت مکانی و اجتماعی را هم تقویت کنند. در ایران، اما هنوز این فضاها به مرحلهی بلوغ نرسیدهاند. با این حال، آیندهی این صنعت بسیار روشن است و میتواند یکی از معدود حوزههایی باشد که پتانسیل تبدیل شدن به یک یونیکورن (شرکتی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) را دارد. چرا؟ به چند دلیل روشن. نخست آنکه بازار ایران بهشدت تشنه چنین فضاهایی است. هر روز بر تعداد نیروهای مستقل، فریلنسرها، تیمهای کوچک استارتاپی و کارآفرینان فردی افزوده میشود که نیاز به فضای کاری منعطف، ارزان، شبکهمحور و الهامبخش دارند. بسیاری از این افراد؛ نه توان اجاره دفتر دارند، نه انگیزهای برای ورود به فضاهای سنتی. فضای کار اشتراکی برای آنان، نه فقط یک میز بلکه راهی برای ورود به یک جامعه حرفهای، تبادل دانش و دسترسی به خدمات مکمل (حسابداری، حقوقی، مشاوره، منتورینگ و…) است.
دوم اینکه از نظر کیفی، فضاهای فعلی در ایران هنوز فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارند. این یعنی پتانسیل رشد بالا. هنوز در بسیاری از شهرهای بزرگ و مناطق نوظهور، چنین فضاهایی یا وجود ندارند یا صرفاً در سطح حداقلی فعالیت میکنند. فضا برای نوآوری در طراحی، مدلهای کسبوکار، خدمات جانبی و تجربه کاربری باز است. آنچه در کشورهای پیشرو تجربه شده، در ایران میتواند در مقیاسی بومیسازیشده اجرا شود. دلیل سوم، ضعف دولت در حمایت مؤثر از اکوسیستم کارآفرینی است. زیرساختهای حمایتی دولتی هنوز ناکارآمد، بوروکراتیک و گاه مداخلهگرند. همین ضعف، تقاضا برای فضاهایی را که بتوانند به شکل مستقل، چابک و مبتنی بر مشارکت بخش خصوصی عمل کنند، افزایش داده است. فضاهای کار اشتراکی در چنین شرایطی به مراکزی برای خودیاری حرفهای بدل میشوند؛ جایی که افراد بتوانند بدون انتظار از دولت، برای حل مسائل خود اقدام کنند. در نهایت، مزیت ارزان ساخت و زمین در ایران همراه با بازده بالای سرمایهگذاری، فضاهای کار اشتراکی را به فرصت جذابی برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی تبدیل کرده است. این در حالی است که طرحهای شفاف و صندوقهای تخصصی، ریسک را کاهش و ورود سرمایه را تسهیل میکنند.
برخلاف تصور رایج، فضای کار اشتراکی صرفاً یک محیط برای میز و اینترنت نیست. این فضاها زیرساختی حیاتی برای شکوفایی اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی محسوب میشوند.
تجربه جهانی نشان داده که موفقترین استارتآپها، شتابدهندهها و شبکههای خلاق، نه در ساختمانهای بزرگ دولتی، بلکه در همین فضاهای اشتراکی شکل گرفتهاند. کشورهایی مانند آلمان، هلند، اندونزی و مالزی از این مدل استفاده کردهاند تا همزمان با توسعه شهری، اشتغالزایی و تقویت نوآوری، عدالت مکانی و اجتماعی را هم تقویت کنند. در ایران، اما هنوز این فضاها به مرحلهی بلوغ نرسیدهاند. با این حال، آیندهی این صنعت بسیار روشن است و میتواند یکی از معدود حوزههایی باشد که پتانسیل تبدیل شدن به یک یونیکورن (شرکتی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) را دارد. چرا؟ به چند دلیل روشن. نخست آنکه بازار ایران بهشدت تشنه چنین فضاهایی است. هر روز بر تعداد نیروهای مستقل، فریلنسرها، تیمهای کوچک استارتاپی و کارآفرینان فردی افزوده میشود که نیاز به فضای کاری منعطف، ارزان، شبکهمحور و الهامبخش دارند. بسیاری از این افراد؛ نه توان اجاره دفتر دارند، نه انگیزهای برای ورود به فضاهای سنتی. فضای کار اشتراکی برای آنان، نه فقط یک میز بلکه راهی برای ورود به یک جامعه حرفهای، تبادل دانش و دسترسی به خدمات مکمل (حسابداری، حقوقی، مشاوره، منتورینگ و…) است.
دوم اینکه از نظر کیفی، فضاهای فعلی در ایران هنوز فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارند. این یعنی پتانسیل رشد بالا. هنوز در بسیاری از شهرهای بزرگ و مناطق نوظهور، چنین فضاهایی یا وجود ندارند یا صرفاً در سطح حداقلی فعالیت میکنند. فضا برای نوآوری در طراحی، مدلهای کسبوکار، خدمات جانبی و تجربه کاربری باز است. آنچه در کشورهای پیشرو تجربه شده، در ایران میتواند در مقیاسی بومیسازیشده اجرا شود. دلیل سوم، ضعف دولت در حمایت مؤثر از اکوسیستم کارآفرینی است. زیرساختهای حمایتی دولتی هنوز ناکارآمد، بوروکراتیک و گاه مداخلهگرند. همین ضعف، تقاضا برای فضاهایی را که بتوانند به شکل مستقل، چابک و مبتنی بر مشارکت بخش خصوصی عمل کنند، افزایش داده است. فضاهای کار اشتراکی در چنین شرایطی به مراکزی برای خودیاری حرفهای بدل میشوند؛ جایی که افراد بتوانند بدون انتظار از دولت، برای حل مسائل خود اقدام کنند. در نهایت، مزیت ارزان ساخت و زمین در ایران همراه با بازده بالای سرمایهگذاری، فضاهای کار اشتراکی را به فرصت جذابی برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی تبدیل کرده است. این در حالی است که طرحهای شفاف و صندوقهای تخصصی، ریسک را کاهش و ورود سرمایه را تسهیل میکنند.
ارسال دیدگاه