
وقتی دفتر کار معنایی تازه میگیرد
نازنین رزاقیمهر روزنامه نگار
همزمان با تحولات بازار کار در دهههای اخیر، نوعی دگرگونی آرام، اما عمیق در شیوهی کار کردن در حال وقوع است؛ حالا دیگر الزامی به اجاره یک دفتر رسمی یا استخدام پرسنل تماموقت برای شروع فعالیت اقتصادی وجود ندارد. فضاهای کار اشتراکی
(Coworking Spaces) بهعنوان پاسخ خلاقانه به نیازهای متغیر بازار کار، روزبهروز بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؛ از استارتاپها تا فریلنسرها، از تیمهای کوچک هنری تا مشاوران مستقل، همگی در این فضاها جایی برای تنفس، ارتباط و رشد مییابند. اما این انتخاب چه معنایی برای کاربران آن دارد؟ مزایا و موانع آن چیست؟ و ایران در این مسیر چقدر از جهان فاصله دارد؟ در ادامه به روایتهایی از کاربران این حوزه خواهیم پرداخت.
طراح گرافیک آزاد
«وقتی از خانه کار میکردم، بعد از مدتی حس میکردم زندگی و کارم در هم آمیخته. مرز نمیتونستم بذارم. اینجا، توی فضای اشتراکی، انگار دوباره مرز دارم. آدمها با انگیزه هستن، گاهی فقط نگاه کردن به بقیه که دارن با جدیت کار میکنن باعث میشه منم متمرکز بشم.»
نازنین یکی از دهها فریلنسر تهرانی است که ماههاست بخشی از روز خود را در فضای اشتراکی در باغ کتاب تهران میگذراند. برای او این فضا نه فقط یک میز و اینترنت پرسرعت، بلکه ساختاری برای نظم دادن به زندگی کاری است.
توسعهدهنده وب
«من با دو نفر دیگه که اینجا بودن، یه پروژهی خارجی گرفتیم. اصلاً اگه تو خونه بودم همچین اتفاقی نمیافتاد. این فضاها فقط برای تمرکز نیست، برای دیده شدنه. ارتباطات خودجوشی که شکل میگیره با هیچ دورهای از شبکهسازی حرفهای قابل مقایسه نیست.» مجتبی به نقطهای اشاره میکند که بسیاری از کاربران فضاهای کار اشتراکی بر آن تأکید دارند: ارتباطات اتفاقی و همافزا که در این فضاها شکل میگیرد، گاهی تأثیرگذارتر از جلسات رسمی و رزومههای سنگین هستند.
بنیانگذار استارتاپ
«نه دفتر ثابت داریم، نه هزینه دفتر برامون بهصرفهست. فقط با مدل فضای اشتراکی تونستیم تیممون رو جمع کنیم. گرچه بعضی وقتها بهخاطر قوانین بیمه و مالیات دچار مشکل میشیم. چون آدرس پستی رسمی نداریم، نمیتونیم خیلی از تسهیلات دولتی بگیریم.»
فرزانه به یکی از موانع مهم اشاره میکند: عدم تطابق ساختارهای حقوقی و قانونی ایران با مدل کار اشتراکی. در حالی که این فضاها انعطافپذیری بالایی دارند، قوانین موجود همچنان بر مبنای الگوهای سنتی تدوین شدهاند.
مدرس زبان
«صادقانه بگم، فضای اشتراکی برای من همیشه مناسب نیست. گاهی شلوغه، گاهی مزاحمت صوتی هست و نمیتونم کلاس آنلاین برگزار کنم ولی بهخاطر دسترسی، موقعیت مکانی و قیمت مناسب، همچنان انتخاب اولمه.» او بخشی از کاربران را نمایندگی میکند که هم مزایا و هم معایب این فضاها را همزمان تجربه میکنند. مشکلاتی چون نبود فضای شخصی، سر و صدا، یا نداشتن کنترل کامل بر محیط کار، از جمله مواردی است که برخی کاربران به آن اشاره دارند.
بررسی جایگاه ایران
در بسیاری از کشورها، فضاهای کار اشتراکی نهتنها بهعنوان راهحلی برای کارآفرینان جوان شناخته میشوند، بلکه بخشی از سیاستهای کلان توسعه شهری و اقتصاد دیجیتال بهشمار میآیند. در کشورهایی مانند آلمان، هلند، یا حتی اندونزی و مالزی، شهرداریها با همکاری بخش خصوصی، این فضاها را به ابزار بازآفرینی شهری، کاهش بیکاری و توانمندسازی اقشار حاشیهای تبدیل کردهاند. به عنوان مثال در آلمان، فضاهای کار اشتراکی نهتنها در برلین و مونیخ بلکه در شهرهای کوچکتر نیز گسترش یافتهاند. شهرداریها با ارائه معافیتهای مالیاتی، اجارهی ارزان در ساختمانهای بازسازیشدهی شهری، و حتی حمایت از ایجاد شتابدهندهها در این فضاها، کوشیدهاند تا مناطق کمتحرک اقتصادی را به کانونهای نوآوری تبدیل کنند. پروژههایی مانند
Smart City Berlin نقش کلیدی برای فضاهای کار اشتراکی در کاهش بیکاری و جذب نیروی جوان تعریف کردهاند. یا در آمستردام و روتردام هلند که دولتهای محلی با واگذاری ساختمانهای بلااستفاده (مانند انبارها یا مدارس متروکه) به شرکتهای مدیریت فضای اشتراکی، با کمترین هزینه، توانستهاند هم از تخریب زیرساختها جلوگیری کنند و هم آنها را به مراکز نوآوری محلی تبدیل نمایند. هلندیها از فضاهای اشتراکی برای اتصال بین دانشگاهها، صنایع خلاق، و جوامع محلی استفاده میکنند. این مدل مشارکتی موجب کاهش شکاف میان نهادهای تولید دانش و فضای واقعی بازار شده است. در میان کشورهای آسیایی نیز دولت مالزی، بهویژه در کوالالامپور، سیاستهای توسعهی فضاهای اشتراکی را به سیاستهای صنعتی و رشد شرکتهای فناوریمحور پیوند زده است. برنامهی MaGIC (Malaysian Global Innovation & Creativity Centre) بهعنوان یکی از مؤثرترین مراکز حمایت از نوآوری، با تأسیس و توسعهی فضاهای کار اشتراکی در سراسر کشور، به توانمندسازی کارآفرینان اجتماعی، زنان و جوانان مناطق محروم کمک کرده است. ترکیب آموزش، فضای کار، مربیگری و دسترسی به سرمایه، این فضاها را به مراکزی برای تحول اقتصادی محلی تبدیل کردهاند. آنچه در همهی این کشورها مشترک است، درک سیاستگذاران از ماهیت چندوجهی فضاهای کار اشتراکی است.
آنها این فضاها را نه فقط بهعنوان پاسخ به بحران دفتر کار، بلکه بهعنوان ابزار احیای زیرساختهای شهری بلااستفاده، کاهش بیکاری و رشد اشتغال غیررسمی، گسترش نوآوری و صنایع خلاق و ایجاد اتصال ارگانیک میان مردم، دانش و صنعت در نظر گرفتهاند. در ایران اما هنوز با تأخیر در سطح سیاستگذاری، خلأهای قانونی و بیتوجهی نهادهای حمایتی روبرو هستیم. بسیاری از فضاهای اشتراکی هنوز فاقد مجوز رسمیاند، حمایت بیمهای ندارند، یا بهدلیل نداشتن «آدرس حقوقی قابل ثبت» از خدماتی مانند تسهیلات بانکی یا ثبت شرکت محرومند. در مقابل، روحیه خلاق، تابآور و سازگار فعالان ایرانی، باعث شده این فضاها در ایران هم رشد کنند. آنچه کم داریم، نه ایده یا انرژی انسانی، بلکه زیرساختهای حقوقی و حمایتی هماهنگ با این مدلهای نوین کاری است.
انتخابی برای آینده
فضاهای کار اشتراکی، بهویژه در ایران، صرفاً پاسخی به مشکلات اقتصادی نیستند؛ بلکه تجسمی از یک سبک زندگی جدیدند. نسلی که میان نااطمینانی اقتصادی، گسترش فریلنسری و میل به استقلال شغلی حرکت میکند، در این فضاها خانهای موقت اما پرپتانسیل یافته است. با این حال، برای آنکه این فضاها بتوانند نقشی پایدار و مؤثر در اقتصاد کشور ایفا کنند، نیاز به بازبینی در قوانین، تعیین متولی مشخص، و نگاه حمایتی از سوی دولت وجود دارد. در غیر این صورت، این فرصت نیز همانند بسیاری فرصتهای دیگر ممکن است بهجای شکوفایی، در چرخهی بیتوجهی و محدودیت از بین برود.
(Coworking Spaces) بهعنوان پاسخ خلاقانه به نیازهای متغیر بازار کار، روزبهروز بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؛ از استارتاپها تا فریلنسرها، از تیمهای کوچک هنری تا مشاوران مستقل، همگی در این فضاها جایی برای تنفس، ارتباط و رشد مییابند. اما این انتخاب چه معنایی برای کاربران آن دارد؟ مزایا و موانع آن چیست؟ و ایران در این مسیر چقدر از جهان فاصله دارد؟ در ادامه به روایتهایی از کاربران این حوزه خواهیم پرداخت.
طراح گرافیک آزاد
«وقتی از خانه کار میکردم، بعد از مدتی حس میکردم زندگی و کارم در هم آمیخته. مرز نمیتونستم بذارم. اینجا، توی فضای اشتراکی، انگار دوباره مرز دارم. آدمها با انگیزه هستن، گاهی فقط نگاه کردن به بقیه که دارن با جدیت کار میکنن باعث میشه منم متمرکز بشم.»
نازنین یکی از دهها فریلنسر تهرانی است که ماههاست بخشی از روز خود را در فضای اشتراکی در باغ کتاب تهران میگذراند. برای او این فضا نه فقط یک میز و اینترنت پرسرعت، بلکه ساختاری برای نظم دادن به زندگی کاری است.
توسعهدهنده وب
«من با دو نفر دیگه که اینجا بودن، یه پروژهی خارجی گرفتیم. اصلاً اگه تو خونه بودم همچین اتفاقی نمیافتاد. این فضاها فقط برای تمرکز نیست، برای دیده شدنه. ارتباطات خودجوشی که شکل میگیره با هیچ دورهای از شبکهسازی حرفهای قابل مقایسه نیست.» مجتبی به نقطهای اشاره میکند که بسیاری از کاربران فضاهای کار اشتراکی بر آن تأکید دارند: ارتباطات اتفاقی و همافزا که در این فضاها شکل میگیرد، گاهی تأثیرگذارتر از جلسات رسمی و رزومههای سنگین هستند.
بنیانگذار استارتاپ
«نه دفتر ثابت داریم، نه هزینه دفتر برامون بهصرفهست. فقط با مدل فضای اشتراکی تونستیم تیممون رو جمع کنیم. گرچه بعضی وقتها بهخاطر قوانین بیمه و مالیات دچار مشکل میشیم. چون آدرس پستی رسمی نداریم، نمیتونیم خیلی از تسهیلات دولتی بگیریم.»
فرزانه به یکی از موانع مهم اشاره میکند: عدم تطابق ساختارهای حقوقی و قانونی ایران با مدل کار اشتراکی. در حالی که این فضاها انعطافپذیری بالایی دارند، قوانین موجود همچنان بر مبنای الگوهای سنتی تدوین شدهاند.
مدرس زبان
«صادقانه بگم، فضای اشتراکی برای من همیشه مناسب نیست. گاهی شلوغه، گاهی مزاحمت صوتی هست و نمیتونم کلاس آنلاین برگزار کنم ولی بهخاطر دسترسی، موقعیت مکانی و قیمت مناسب، همچنان انتخاب اولمه.» او بخشی از کاربران را نمایندگی میکند که هم مزایا و هم معایب این فضاها را همزمان تجربه میکنند. مشکلاتی چون نبود فضای شخصی، سر و صدا، یا نداشتن کنترل کامل بر محیط کار، از جمله مواردی است که برخی کاربران به آن اشاره دارند.
بررسی جایگاه ایران
در بسیاری از کشورها، فضاهای کار اشتراکی نهتنها بهعنوان راهحلی برای کارآفرینان جوان شناخته میشوند، بلکه بخشی از سیاستهای کلان توسعه شهری و اقتصاد دیجیتال بهشمار میآیند. در کشورهایی مانند آلمان، هلند، یا حتی اندونزی و مالزی، شهرداریها با همکاری بخش خصوصی، این فضاها را به ابزار بازآفرینی شهری، کاهش بیکاری و توانمندسازی اقشار حاشیهای تبدیل کردهاند. به عنوان مثال در آلمان، فضاهای کار اشتراکی نهتنها در برلین و مونیخ بلکه در شهرهای کوچکتر نیز گسترش یافتهاند. شهرداریها با ارائه معافیتهای مالیاتی، اجارهی ارزان در ساختمانهای بازسازیشدهی شهری، و حتی حمایت از ایجاد شتابدهندهها در این فضاها، کوشیدهاند تا مناطق کمتحرک اقتصادی را به کانونهای نوآوری تبدیل کنند. پروژههایی مانند
Smart City Berlin نقش کلیدی برای فضاهای کار اشتراکی در کاهش بیکاری و جذب نیروی جوان تعریف کردهاند. یا در آمستردام و روتردام هلند که دولتهای محلی با واگذاری ساختمانهای بلااستفاده (مانند انبارها یا مدارس متروکه) به شرکتهای مدیریت فضای اشتراکی، با کمترین هزینه، توانستهاند هم از تخریب زیرساختها جلوگیری کنند و هم آنها را به مراکز نوآوری محلی تبدیل نمایند. هلندیها از فضاهای اشتراکی برای اتصال بین دانشگاهها، صنایع خلاق، و جوامع محلی استفاده میکنند. این مدل مشارکتی موجب کاهش شکاف میان نهادهای تولید دانش و فضای واقعی بازار شده است. در میان کشورهای آسیایی نیز دولت مالزی، بهویژه در کوالالامپور، سیاستهای توسعهی فضاهای اشتراکی را به سیاستهای صنعتی و رشد شرکتهای فناوریمحور پیوند زده است. برنامهی MaGIC (Malaysian Global Innovation & Creativity Centre) بهعنوان یکی از مؤثرترین مراکز حمایت از نوآوری، با تأسیس و توسعهی فضاهای کار اشتراکی در سراسر کشور، به توانمندسازی کارآفرینان اجتماعی، زنان و جوانان مناطق محروم کمک کرده است. ترکیب آموزش، فضای کار، مربیگری و دسترسی به سرمایه، این فضاها را به مراکزی برای تحول اقتصادی محلی تبدیل کردهاند. آنچه در همهی این کشورها مشترک است، درک سیاستگذاران از ماهیت چندوجهی فضاهای کار اشتراکی است.
آنها این فضاها را نه فقط بهعنوان پاسخ به بحران دفتر کار، بلکه بهعنوان ابزار احیای زیرساختهای شهری بلااستفاده، کاهش بیکاری و رشد اشتغال غیررسمی، گسترش نوآوری و صنایع خلاق و ایجاد اتصال ارگانیک میان مردم، دانش و صنعت در نظر گرفتهاند. در ایران اما هنوز با تأخیر در سطح سیاستگذاری، خلأهای قانونی و بیتوجهی نهادهای حمایتی روبرو هستیم. بسیاری از فضاهای اشتراکی هنوز فاقد مجوز رسمیاند، حمایت بیمهای ندارند، یا بهدلیل نداشتن «آدرس حقوقی قابل ثبت» از خدماتی مانند تسهیلات بانکی یا ثبت شرکت محرومند. در مقابل، روحیه خلاق، تابآور و سازگار فعالان ایرانی، باعث شده این فضاها در ایران هم رشد کنند. آنچه کم داریم، نه ایده یا انرژی انسانی، بلکه زیرساختهای حقوقی و حمایتی هماهنگ با این مدلهای نوین کاری است.
انتخابی برای آینده
فضاهای کار اشتراکی، بهویژه در ایران، صرفاً پاسخی به مشکلات اقتصادی نیستند؛ بلکه تجسمی از یک سبک زندگی جدیدند. نسلی که میان نااطمینانی اقتصادی، گسترش فریلنسری و میل به استقلال شغلی حرکت میکند، در این فضاها خانهای موقت اما پرپتانسیل یافته است. با این حال، برای آنکه این فضاها بتوانند نقشی پایدار و مؤثر در اقتصاد کشور ایفا کنند، نیاز به بازبینی در قوانین، تعیین متولی مشخص، و نگاه حمایتی از سوی دولت وجود دارد. در غیر این صورت، این فرصت نیز همانند بسیاری فرصتهای دیگر ممکن است بهجای شکوفایی، در چرخهی بیتوجهی و محدودیت از بین برود.
ارسال دیدگاه