شفافیت، مبارزه با فساد و بازگشت به سیاستگذاری اصولی رفاهی، الزامات رفع فقر مطلق و تحقق عدالت رفاهی است
سیاستگذاری علیه فقر مطلق
منصور اولی
رفع فقر و کمک به بهبود افزایش درآمد سرانه ایرانیان، از جمله برنامههای اعلامی دولت دوازهم است. البته نباید از یاد ببریم که این یک برنامه و ایده جدید نیست و تقریبا این شعار یا اشکالی از آن، در همه دولتهای بعد از انقلاب، و به عنوان بخشی از گفتمان محوری انقلاب اسلامی یعنی تحقق عدالت اجتماعی-اقتصادی مطرح، بیان و براساس شاخصهای اقتصادی، موفقیتهایی نیز در ارتباط با آن حاصل شده است. به عنوان مثال، همین اینکه درحال حاضر همه روستاهای بالای پنج خانوار کشور، به برق دسترسی دارند، خود نوعی تلاش موفق در حوزه گفتمان عدالتخواهی انقلاب و مهمترین محور آن یعنی رفع فقر به حساب میآید؛ هر چند به هیچوجه، این تلاشها کافی نبودهاند و فقر مطلق کماکان در بخشهایی از جامعه اثرات مخرب خود را نشان میدهد. از نظر تئوریهای اقتصادی، مفهوم «فقر» مانند هر شاخصه اقتصادی مدرن دیگری، در طول زمان تغییر میکند و قبل از قضاوت در مورد عملکرد دولتها در این عرصه، اول باید پرسید که منظور آنها از فقر چه بوده است؟ براساس اصل سوم قانون اساسی، «هدف حاکمیت باید پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه طبق ضوابط اسلامی، جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرفساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه، استوار شود.» این موضوع را با مهدی تقوی، ابراهیم رزاقی، مهدی پازوکی، علی مرادی و حسن ساسانی در میان گذاشتهایم.
رابطه رشد اقتصادی و فقر
در تئوریهای کمی شاید قدیمیشده اقتصادی، تلاش برای افزایش رشد اقتصادی را مساوی با تلاش برای رفع فقر میپنداشتند، اما خیلی زود مشخص شد که این تئوری، کامل نیست. رگههایی از دلبستگی به این ایده، در دورههایی از اقتصاد ایران، قبل و حتی بعد از انقلاب هم دیده میشود. رشد اقتصادی مستمر در دهه 50 در کشور را میتوان شاهد مثال این مسئله عنوان کرد. در آن دوران، با وجود رشد اقتصادی بالا، شاخصههای فقر در کشور رو به گسترش هم بود.
مهدی تقوی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در اینباره به آتیهنو میگوید: «ثبت نرخ رشد اقتصادی بالا، الزاما نمیتواند به رفع فقر منجر شود. اول باید دید که برای حصول این رشد اقتصادی، برنامههای اقتصادی بر اساس کدام الگوهای اقتصادی انجام شده است؟ اگر این برنامهها براساس الگوی موردنظر نئولیبرالها پیش رفته باشد، نمیتوان از آن انتظار پاسخ به این هدف را داشت.»
ارتباط بین رشد اقتصادی و کاهش فقر، یکی از مباحثی است که در دهههای اخیر موردتوجه اقتصاددانان قرار گرفته است. این مسئله، زمانی بیشتر مطرح شد که تجربه برخی از کشورهای پیشرفته صنعتی نشان داد که حتی با وجود رشد اقتصادی بالا، فقر در جوامع از میان نرفته و گاهی شدیدتر میشود. در این رابطه، نگاهی کلی به مطالعات تجربی نشان میدهد که اگر توسعه مالی در یک اقتصاد، به روش صحیح و همراه با اصلاح نظام توزیع درآمد اجرا شود، میتواند به کاهش فقر و شکاف طبقاتی در جامعه کمک کند. اما اگر این الزامات رعایت نشده باشد، چنین نتیجهای حاصل نخواهد شد. تا اینجای کار، به نظر میرسد که میتوان به دولتمردان بر اساس تئوریهای اقتصادی، یک توصیه مهم کرد و آن اینکه «اگر میخواهند فقر را ریشهکن کنند، اول باید نظام توزیع درآمد را مورد بازنگری قرار دهند.» رشد اقتصادی یک کشور، موجب بزرگترشدن بخش حقیقی اقتصاد و افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) میشود، که به نوبه خود میتواند در کنار یک نظام توزیع درآمد مناسب و کارآمد، به کاهش شکاف طبقاتی بینجامد.
سلامت اداری و افزایش کیفیت رشد
در سالهای اخیر، رشد اقتصادی مناسب بوده و تورم هم کنترل شده است، اما این واژه هم برای عموم دولتمردان و مردم آشنا است که مردم، این بهبود شاخصها را «در سفره خود حس نمیکنند.» کارشناسان اقتصادی، در این حوزه مفهوم «کیفیت رشد» را مطرح میکنند. حسین ساسانی، کارشناس توسعه، در اینباره به آتیهنو میگوید: «آنچه در حوزه مطالعات توسعه، خصوصا در سالهای اخیر موردتوجه قرار گرفته، مفهوم «رشد خوب» یا «رشد بد» است. در واقع منظور از رشد خوب اقتصادی، یک رشد اقتصادی پایدار با مشارکت تعداد بیشتری از مردم در اقتصاد است. این رشد، شاخصی به نام کیفیت رشد دارد که میتواند در کاهش فقر و افزایش رفاه اجتماعی هم به خوبی نقش بازی کند، اما رشدهایی مانند رشد حاصل از خامفروشی معادن یا نفت، نمیتواند چنین هدفی را محقق سازد.»
بر اساس تئوریهای نوین اقتصادی، سیستم و ساختار سیاسی یک کشور، نقش مهمی در کیفیت شاخصهای اقتصادی به دستآمده، بازی میکند. مسئولیتپذیری نهادهای مختلف قانونی در نظارت بر عملکرد نظام اقتصادی، توجه به عواملی مانند حقوق مالکیت، کاهش میزان وقوع فساد در نهادهای قانونی و غیره، از مواردی است که تمایل و توان یک کشور را برای رشد اقتصادی همراه با کاهش فقر، معین میکند. نباید فراموش کرد آسیبی که گروههای پایین درآمدی از کیفیت پایین عملکرد این نهادها میپذیرند، بیش از گروههای بالای درآمدی است. ارتقای سیستم مالیاتی کشور، علاوه بر افزایش درآمدهای دولتی، موجب توسعه مالی در یک نظام اقتصادی میشود و به موجب آن، اتکا به درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی، همچون نفت، کاهش پیدا میکند. به علاوه، بازتوزیع مناسب مالیاتهای دریافتی، در کاهش نابرابریها و رفع فقر موثر خواهد بود.
اسناد بالادستی چه میخواهند؟
در اصل 29 قانون اساسی کشور، برخورداری از تامیناجتماعی، مستمریها و حمایتهای بازنشستگی، بیکاری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی درمانی و مراقبتهای پزشکی، بهصورت بیمه و ... را از جمله حقوق مردم برشمرده است. از سوی دیگر، در سند چشمانداز ۱۴۰۴ هم ایران بهعنوان کشوری برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامیناجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده بهدوراز فقر، فساد، تبعیض و بهرهمند از محیطزیست مطلوب توصیف شده است. در برنامههای توسعه کشور هم مدام بر مفاهیم متنوعی -از جمله کاهش فقر، رفع نابرابری و برقراری عدالت- سخن به میان آمده است. علی مرادی، کارشناس حقوق، در اینباره به آتیهنو میگوید: «از نظر حقوقی و قانونی، در تمام اسناد بالادستی، بر رفع فقر تاکید شده است و مشکل قانونی عمدهای در مسیر اجرای برنامههای این چنین وجود ندارد اما گاه شاهد اجرای ناقص این برنامهها هستیم که خصوصیسازی انجامشده، مثال بارز این مسئله است. به نحوی که اهداف مهم پنهان در پس این قانون، که کاهش فاصله طبقاتی و به کار گیری بیشتر توان اجتماعی بود، محقق نشد.»
توجه به تامیناجتماعی، راهکاری مهم
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که یکی از الزامات مهم رفع فقر به صورت پایدار در کشور، توجه به تقویت نظام تامیناجتماعی و اجرای قوانین در این حوزه است. ابراهیم رزاقی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، در اینباره به آتیهنو میگوید: «توجه به تامیناجتماعی و درک این واقعیت که حرکت کشور در مسیر توسعه باید با الگوهای غربی تفاوت داشته باشد و نباید تسلیم اجرای بیچون و چرای برنامههای جهانی در این عرصه شد، میتواند در رفع فقر در کشور تاثیر داشته باشد.» این استاد دانشگاه میگوید: «قبل از اجرای هر برنامهای در کشور، ابتدا باید این مسئله را ریشهیابی کنیم که چرا این فقر در کشور به وجود آمده است؟ آیا منابع مالی کمبود داشتهاند؟ آیا فقر فرهنگی موثر بوده است؟ آیا کشور درگیر حوادث و جنگ و اشغال از سوی قوای بیگانه بوده؟ آیا منابع کشور از سوی بیگانگان به تاراج رفته؟ یا اینکه نابرابری در توزیع درآمد وجود داشته است؟» رزاقی، با بیان اینکه کشور ما ذاتا کشور فقیری نیست و مردم ما هم آنقدرها فقر فرهنگی نداشتهاند که فقر گسترده را ناشی از آن بدانیم، میگوید: «از جمله الزامات مهم اقتصادی رفع فقر در کشور، بازتعریف نحوه توزیع درآمد از یک سو و گسترش و تقویت نظام تامیناجتماعی معطوف به رفع فقر است.» این استاد دانشگاه، با بیان اینکه در برنامه پنجم توسعه، استقرار نظام چندلایه، بهعنوان یک تکلیف برای دولت معینشده بود که متاسفانه عملیاتی نشد، میگوید: «تا جایی که من مطالعه کردهام، در برنامه ششم هم همان تکلیف دوباره تکرار شده و در ماده ۹۶ اشاره شده که دولت مکلف است در اجرای بند ۴۰ سیاستهای کلی برنامه، نسبت به برقراری، استقرار و روزآمدسازی نظام جامع رفاه و تامیناجتماعی چندلایه مشتمل بر حوزههای امدادی، حمایتی و بیمههای اجتماعی، به غیر از بیمه سلامت، با رعایت سطحبندی خدمات در سطوح پایه، مازاد و مکمل بر اساس غربالگری اجتماعی و آزمون وسع و نیازمندیابی فعال و مبتنی بر سطح دستمزد و یا درآمد افراد و خانواده، اقدام کند. بنابراین، یکی از انتظارات کارشناسان و همچنین یکی از راهکارهای تحقق این هدف، اجراییکردن این تکلیف قانونی است.»
نظام تامیناجتماعی، محلی مناسب برای استفاده از منابع هدفمندی
یکی از راهکارهای مهم برای تقویت بنیه مالی نظام تامیناجتماعی، استفاده از اعتبارات هدفمندی یارانهها است. به باور کارشناسان، با حذف یارانه ثروتمندان و غیرنیازمندان، میتوان منابع مالی را در بخش خدمات اجتماعی افزایش داد. مهدی پازوکی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه، در اینباره به آتیهنو میگوید: «اصلاحات اقتصادی، درحال حاضر یکی از نیازهای مهم و اساسی برای برونرفت از وضعیت فعلی است. یکی از مهمترین مولفههای اصلاح ساختاری در اقتصاد کشور هم موضوع اصلاح روش فعلی هدفمندی یارانهها است.»
وی با بیان اینکه، بخش مهمی از اقشار کشور، نیازمند دریافت خدمات تامینی مناسب هستند، میافزاید: «روش پرداخت یارانه نقدی درحال حاضر، به مثابه دورریز بخشی از منابع مالی کشور است. باید با اصلاح این روش، بخشی از منابع حاصل از قطع یارانه غیرنیازمندان، برای تقویت نظام تامیناجتماعی و اجراییکردن نظام چندلایه تامیناجتماعی هزینه شود. با توجه به الگوهای جهانی، اگر این اتفاق رخ دهد، میتوانیم شاهد یک تحول مهم در ارائه خدمات اجتماعی از طریق یک سازوکار کارشناسی باشیم.» پازوکی، با اشاره به اینکه تامین رفاه اجتماعی، یکی از وظایف دولتها است، میگوید: «دسترسی به این هدف، منابع مالی مناسب میخواهد و یکی از منابع اعتباراتی مناسب در این حوزه، اصلاح روش پرداخت یارانهها و استفاده از آن در بخش خدمات اجتماعی است.»
حمایت از محرومان و پرهیز از نگاه صدقهای
دولت در سال 96 مشخصا از خانوارهای تحتپوشش کمیته امداد و بهزیستی حمایت کرد و پرداختی به آنها را افزایش داد. حمایت از خانوارها و افراد تحت حمایت کمیته امداد و بهزیستی، برای دولت 4 هزار میلیارد تومان بار مالی داشت. برای مثال، مقرری یک خانوار تکنفره به 200 هزار تومان رسید و یا مقرری یک خانوار پنج نفره از 340 یا 350 هزار تومان به 700 هزار تومان افزایش پیدا کرد. براساس جهتگیری انجامشده در لایحه بودجه سال 97، همین برنامه دولت ادامه پیدا خواهد کرد؛ منتها دامنه مشمولان آن، از مددجویان کمیته امداد و بهزیستی فراتر خواهد رفت و شامل همه افرادی خواهد بود که خط مستمری آنها کمتر از رقمی باشد که دولت تعیین میکند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




