
جهان راهی جز توسعه منطقهای ندارد
توسعه منطقهای بهعنوان یک مفهوم و فرایند، اوایل قرن بیستم به وجود آمد. این مفهوم به برنامهریزی و سیاستگذاری برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فضایی مناطق مختلف یک کشور میپردازد. هدف اصلی توسعه منطقهای کاهش نابرابریهای منطقهای و ایجاد تعادل در توسعه مناطق مختلف است. طی دهه 60 میلادی بود که کشورها کمکم موضوع را جدی گرفتند و آن را وارد برنامههای کلان و زیرساختی خود کردند. هدف آنها بیشتر حول محور کاهش شکاف توسعه در سطح کشور و توسعه مناطق عقبمانده بود. این برنامهها عموماً استراتژی جامع و کاملی نداشتند و ذیل برنامههای معمول ملی دنبال میشدند.
در دوره پس از جنگ، اغلب کشورهای جهان که با ویرانیهای حاصل از جنگ جهانی دوم دست به گریبان بودند، در جستوجوی راههایی برای رفع مشکلات و عقبافتادگیهای خود در مناطق مختلف کشورشان برآمدند. این بود که به توسعه منطقهای بهعنوان راهکاری برای بازسازی و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی مناطق آسیبدیده از جنگ نگاه کردند و به برنامههای مربوط به آن بال و پر دادند.
اما در سالهای اخیر، که ثبات نسبی در بسیاری از نقاط جهان، بهخصوص کشورهای توسعهیافته برقرار است، دولتها به ابعاد تازهتری از توسعه منطقهای نیز میپردازند. ابعادی که هم جامعتر است و هم پایدارتر. به همین منظور مسائل زیستمحیطی و رویکردهای توسعه پایدار در نگاه آنها بسیار مهم است. همچنین موضوع دیگر فقط اقتصادی نیست و مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارتقای آنها نیز در برنامهریزی مد نظر دولتمردان و کارشناسان توسعه هر کشور است.
اروپا؛ همه با هم
باید در نظر داشت که توسعه منطقهای موضوعی چندوجهی و گسترده است و نگاه به آن، و بهتبع اجرای آن، در مناطق مختلف جهان به مسائل و جزئیات متفاوتی پرداخته است. مثلاً در اتحادیه اروپا که در دهههای اخیر اهتمامی ویژه به این موضوع داشته و تلاش کرده ارتقای سطح زندگی مردم در کشورها و مناطق کمتر توسعهیافته را در دستور کار قرار دهد، موضوع توسعه منطقهای سازوکارهای ویژهای دارد.
سیاست انسجام اتحادیه اروپا معطوف به تلاش برای کاهش تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی بین مناطق مختلف است. این سیاست شامل برنامههای مختلفی مانند حمایت از نوآوری، توسعه زیرساختها، بهبود آموزش و ایجاد اشتغال است. برخی از کشورهای عضو، از این برنامهها بهرهمند شده و پیشرفتهای چشمگیری را در توسعه منطقهای خود شاهد بودند.
بهعنوان مثال، صندوق توسعه منطقهای اروپا (ERDF) مهمترین ابزار اتحادیه اروپا برای توسعه منطقهای است. محورهایی مثل کاهش سرمایهگذاری در زیرساختها، نوآوری، تحقیق و توسعه و ایجاد اشتغال ابزارهای این صندوق برای کاهش اختلاف سطح بین کشورها و مناطق مختلف اتحادیه است. در کنار آن، صندوق اجتماعی اروپا هم در پی توانمندسازی اهالی اروپا برای کاهش بیکاری و ایجاد فرصتهای شغلی مناسب است.
یکی دیگر از برنامههای اتحادیه اروپا، برنامه توسعه روستایی است که مشخصاً توسعه در روستاها را هدف گرفته و میخواهد از طریق حمایت از مشاغل روستایی و ایجاد زیرساخت، تفاوت روستاییها و شهریها را در اروپا کاهش دهد. همچنین، از نظر جغرافیایی مناطق مختلف اروپا ویژگیهای مختلفی دارند و اتحادیه برای مناطق کوهستانی، ساحلی و مرزی برنامهریزیهای متفاوتی در دستور کار دارد.
پروژه توسعه منطقهای لهستان از موفقترین پروژههای توسعه منطقهای اتحادیه اروپاست. کمکها از توسعه حملونقل عمومی تا ایجاد فرصتهای شغلی برای مردم لهستان را دربر میگیرد. پرتغال و یونان هم از پروژههای موفق دیگر اتحادیه در جهت توسعه مناطق زیر چتر حمایتیاش بوده است.
اما برنامههای توسعه منطقهای در آمریکا، به خاطر وسعت زیاد و همچنین تنوع بافت جمعیتی، نمونههای به مراتب متنوعتری دارد. بهعنوان مثال، در طرح توسعه منطقهای دره تنسی، دولت توانست با توانمند کردن مردم و ایجاد زیرساخت، سطح زندگی مردم را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد.
برنامه چین برای توسعه جهان
چین، بهعنوان کشوری که در سالهای اخیر سودای تفوق بر جهان را داشته، بیش از ده سال قبل، از ابرپروژه خود در زمینه توسعه منطقهای رونمایی کرد. این پروژه با نام «کمربند و جاده» شناخته شده است و جزئیات فراوانی دارد. بهطور کلی هدف چین ایجاد یک شبکه بزرگ و مویرگی در کشورهای جهان برای توسعه تجاری و اقتصادی در جهان است. در واقع، چین با پیشزمینه تاریخی جاده ابریشم، در پی احیای مسیرهایی است که این کشور را به جهان امروز وصل کند. این پروژه بیشتر شرق آسیا را در نظر دارد. بیش از 70 کشور جزو اهداف چین برای نفوذ و سرمایهگذاری هستند؛ سرمایهگذاریای که میتواند در یک دیدگاه خوشبینانه باعث ارتقای کشورها و مناطق کمتر توسعهیافته آسیا شود. هسته اصلی این کمربند چین- پاکستان است و زیرساخت اصلی مورد نظر چین نیز توسعه حمل و نقل ریلی تا آفریقا را دربر میگیرد.
اما نگاه کانادا و استرالیا به توسعه منطقهای تا حدی شبیه به هم است. هدف عمده طرحهای ملی آنها برای توسعه، مربوط به توانمند کردن روستاها و افزایش توان تولید و ارتباط با مناطق دیگر کشور است. صنایع محلی و ارتقای آنها در برنامههای توسعهای این دو کشور نقش و جایگاه ویژهای دارد.
کشورهای در مسیر توسعه
کشورهای در حال توسعه نیز راهبردهای خاص خود را در این زمینه در پیش گرفتهاند. در کشوری مثل نیجریه، به خاطر تفاوتهای زیستی و جغرافیایی، برنامههای توسعه منطقهای متفاوتی اجرا شده است. مثلاً برنامه توسعه مناطق نفتخیز به افزایش توان تولید و سطح زندگی ساکنان و کارگران این منطقه میپردازد. یا در کشور ویتنام، به خاطر رشد سریع اقتصادی در سالهای اخیر، برنامههای رشد مناطق روستایی همراستا با برنامههای توسعه مناطق صنعتی پیش میروند.
اگر بخواهیم کشور در حال توسعه دیگری را بررسی کنیم، کنیا نمونه خوبی است. در حالی که برنامه توسعه مناطق شمالی روی توسعه مناطق خشک و بهبود دسترسی به آب و بهداشت متمرکز است، در برنامه توسعه مناطق ساحلی، تمرکز اصلی روی ایجاد زیرساختهای توریستی و ارتقای صنایع محلی و خدمات عمومی و گردشگری است.
بهطور کلی، جهان امروز متقاعد شده است که برای حل مشکل هر یک از بخشهای خود باید به دنبال راهحلهای خلاقانه و منحصر به فرد همان منطقه بگردد. نگاه کلی به مسائل جزئی به نوعی در حکم پاک کردن صورت مسئله تفاوتهای مردم در مناطق مختلف و زیستگاههای متنوع روی کره زمین است. به همین دلیل، همانطور که در این گزارش مرور کردیم، هر کشور بنا به نیازها و چشماندازهای خود، زیرمجموعههای جغرافیایی خود را تفکیک کرده و بهعنوان اجزایی از یک کل منسجم، به حل و فصل مسائل آن میپردازد.
در دوره پس از جنگ، اغلب کشورهای جهان که با ویرانیهای حاصل از جنگ جهانی دوم دست به گریبان بودند، در جستوجوی راههایی برای رفع مشکلات و عقبافتادگیهای خود در مناطق مختلف کشورشان برآمدند. این بود که به توسعه منطقهای بهعنوان راهکاری برای بازسازی و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی مناطق آسیبدیده از جنگ نگاه کردند و به برنامههای مربوط به آن بال و پر دادند.
اما در سالهای اخیر، که ثبات نسبی در بسیاری از نقاط جهان، بهخصوص کشورهای توسعهیافته برقرار است، دولتها به ابعاد تازهتری از توسعه منطقهای نیز میپردازند. ابعادی که هم جامعتر است و هم پایدارتر. به همین منظور مسائل زیستمحیطی و رویکردهای توسعه پایدار در نگاه آنها بسیار مهم است. همچنین موضوع دیگر فقط اقتصادی نیست و مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارتقای آنها نیز در برنامهریزی مد نظر دولتمردان و کارشناسان توسعه هر کشور است.
اروپا؛ همه با هم
باید در نظر داشت که توسعه منطقهای موضوعی چندوجهی و گسترده است و نگاه به آن، و بهتبع اجرای آن، در مناطق مختلف جهان به مسائل و جزئیات متفاوتی پرداخته است. مثلاً در اتحادیه اروپا که در دهههای اخیر اهتمامی ویژه به این موضوع داشته و تلاش کرده ارتقای سطح زندگی مردم در کشورها و مناطق کمتر توسعهیافته را در دستور کار قرار دهد، موضوع توسعه منطقهای سازوکارهای ویژهای دارد.
سیاست انسجام اتحادیه اروپا معطوف به تلاش برای کاهش تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی بین مناطق مختلف است. این سیاست شامل برنامههای مختلفی مانند حمایت از نوآوری، توسعه زیرساختها، بهبود آموزش و ایجاد اشتغال است. برخی از کشورهای عضو، از این برنامهها بهرهمند شده و پیشرفتهای چشمگیری را در توسعه منطقهای خود شاهد بودند.
بهعنوان مثال، صندوق توسعه منطقهای اروپا (ERDF) مهمترین ابزار اتحادیه اروپا برای توسعه منطقهای است. محورهایی مثل کاهش سرمایهگذاری در زیرساختها، نوآوری، تحقیق و توسعه و ایجاد اشتغال ابزارهای این صندوق برای کاهش اختلاف سطح بین کشورها و مناطق مختلف اتحادیه است. در کنار آن، صندوق اجتماعی اروپا هم در پی توانمندسازی اهالی اروپا برای کاهش بیکاری و ایجاد فرصتهای شغلی مناسب است.
یکی دیگر از برنامههای اتحادیه اروپا، برنامه توسعه روستایی است که مشخصاً توسعه در روستاها را هدف گرفته و میخواهد از طریق حمایت از مشاغل روستایی و ایجاد زیرساخت، تفاوت روستاییها و شهریها را در اروپا کاهش دهد. همچنین، از نظر جغرافیایی مناطق مختلف اروپا ویژگیهای مختلفی دارند و اتحادیه برای مناطق کوهستانی، ساحلی و مرزی برنامهریزیهای متفاوتی در دستور کار دارد.
پروژه توسعه منطقهای لهستان از موفقترین پروژههای توسعه منطقهای اتحادیه اروپاست. کمکها از توسعه حملونقل عمومی تا ایجاد فرصتهای شغلی برای مردم لهستان را دربر میگیرد. پرتغال و یونان هم از پروژههای موفق دیگر اتحادیه در جهت توسعه مناطق زیر چتر حمایتیاش بوده است.
اما برنامههای توسعه منطقهای در آمریکا، به خاطر وسعت زیاد و همچنین تنوع بافت جمعیتی، نمونههای به مراتب متنوعتری دارد. بهعنوان مثال، در طرح توسعه منطقهای دره تنسی، دولت توانست با توانمند کردن مردم و ایجاد زیرساخت، سطح زندگی مردم را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد.
برنامه چین برای توسعه جهان
چین، بهعنوان کشوری که در سالهای اخیر سودای تفوق بر جهان را داشته، بیش از ده سال قبل، از ابرپروژه خود در زمینه توسعه منطقهای رونمایی کرد. این پروژه با نام «کمربند و جاده» شناخته شده است و جزئیات فراوانی دارد. بهطور کلی هدف چین ایجاد یک شبکه بزرگ و مویرگی در کشورهای جهان برای توسعه تجاری و اقتصادی در جهان است. در واقع، چین با پیشزمینه تاریخی جاده ابریشم، در پی احیای مسیرهایی است که این کشور را به جهان امروز وصل کند. این پروژه بیشتر شرق آسیا را در نظر دارد. بیش از 70 کشور جزو اهداف چین برای نفوذ و سرمایهگذاری هستند؛ سرمایهگذاریای که میتواند در یک دیدگاه خوشبینانه باعث ارتقای کشورها و مناطق کمتر توسعهیافته آسیا شود. هسته اصلی این کمربند چین- پاکستان است و زیرساخت اصلی مورد نظر چین نیز توسعه حمل و نقل ریلی تا آفریقا را دربر میگیرد.
اما نگاه کانادا و استرالیا به توسعه منطقهای تا حدی شبیه به هم است. هدف عمده طرحهای ملی آنها برای توسعه، مربوط به توانمند کردن روستاها و افزایش توان تولید و ارتباط با مناطق دیگر کشور است. صنایع محلی و ارتقای آنها در برنامههای توسعهای این دو کشور نقش و جایگاه ویژهای دارد.
کشورهای در مسیر توسعه
کشورهای در حال توسعه نیز راهبردهای خاص خود را در این زمینه در پیش گرفتهاند. در کشوری مثل نیجریه، به خاطر تفاوتهای زیستی و جغرافیایی، برنامههای توسعه منطقهای متفاوتی اجرا شده است. مثلاً برنامه توسعه مناطق نفتخیز به افزایش توان تولید و سطح زندگی ساکنان و کارگران این منطقه میپردازد. یا در کشور ویتنام، به خاطر رشد سریع اقتصادی در سالهای اخیر، برنامههای رشد مناطق روستایی همراستا با برنامههای توسعه مناطق صنعتی پیش میروند.
اگر بخواهیم کشور در حال توسعه دیگری را بررسی کنیم، کنیا نمونه خوبی است. در حالی که برنامه توسعه مناطق شمالی روی توسعه مناطق خشک و بهبود دسترسی به آب و بهداشت متمرکز است، در برنامه توسعه مناطق ساحلی، تمرکز اصلی روی ایجاد زیرساختهای توریستی و ارتقای صنایع محلی و خدمات عمومی و گردشگری است.
بهطور کلی، جهان امروز متقاعد شده است که برای حل مشکل هر یک از بخشهای خود باید به دنبال راهحلهای خلاقانه و منحصر به فرد همان منطقه بگردد. نگاه کلی به مسائل جزئی به نوعی در حکم پاک کردن صورت مسئله تفاوتهای مردم در مناطق مختلف و زیستگاههای متنوع روی کره زمین است. به همین دلیل، همانطور که در این گزارش مرور کردیم، هر کشور بنا به نیازها و چشماندازهای خود، زیرمجموعههای جغرافیایی خود را تفکیک کرده و بهعنوان اجزایی از یک کل منسجم، به حل و فصل مسائل آن میپردازد.
ارسال دیدگاه