خانواده و پیشگیری از آزار جنسی کودکان
زهرا حاجیهاشمی - دانشجوی دکتری خطمشیگذاری
برخلاف تصورات رایج، امر جنسی، امری خودبهخودی نیست؛ بلکه هر فردی، آموزههای مرتبط با زیست جنسیاش را نخستینبار در فضای خانواده تجربه کرده و میآموزد. کودکان، زمان زیادی را در خانه میگذرانند. سدلاک، روانشناس و استاد دانشگاه بارسلونا، پس از انجام تحقیقی (2010) تاکید کرد که نقش خانواده در آموزش کودکان در جهت پیشگیری از آزار جنسی، اهمیت بالایی دارد. والدین، بهترین افرادی هستند که میتوانند به کودک آموزش بدهند که بدن هر کس، به او تعلق دارد و فضای شخصی او محسوب میشود. آنها میتوانند در قالب بازی، اعضای خصوصی بدن را به کودکان معرفی و مرزهای بدنی را از هم تفکیک کنند. همچنین به کودکان آموزش بدهند که هرکسی حق دیدن یا لمسکردن همه اعضای بدن آنهارا ندارد. والدین -به عنوان ایمنترین و نزدیکترین افراد- باید کودکان را آگاه کنند که حتی افراد نزدیک به کودک -مانند دایی، عمو و ...- باید برای بغلکردن، بوسیدن و لمس بدن، مرزها را رعایت کنند و اگر کودک، احساس ناخوشایندی در این زمینه دارد، به احساس او احترام بگذارند. پِردا و همکارانش (2009) در مطالعهای نشان دادند که 50 درصد کودکان زیر 6 سال و 23 درصد از کودکان 12 تا 17 سالی که در آمریکا مورد آزار قرار میگیرند، توسط اعضای خانواده یا خویشاوندانشان مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند. افرادی که مرتکب آزار جنسی میشوند، علائم خاص رفتاری یا ظاهر و چهره خاص و عجیبی ندارند. بنابراین، آموزش این نکته به کودکان الزامی است که هر کسی -فارغ از نسبت خانوادگی یا آشنایی با خانواده- که به او محبت میکند یا سعی در جذب عواطف کودک دارد، اجازه ندارد که مرزهای بدنی یا حسی کودک را نادیده بگیرد.بیان احساسات ناخوشایندی که کودکان ممکن است در ارتباط با سوءاستفاده جنسی دچار آن شوند، برای آنها بسیار دشوار است. افراد مطمئن که کودکان امکان بازگشایی رازها و بیان احساساتشان را در حضور آنها دارند، غالبا کسانی هستند که کودکان نسبت به آنها احساس شرم و حیا میکنند. بنابراین این والدین هستند که باید به شکل مستقیم و غیرمستقیم، شرایط را برای بیان احساسات آزارنده کودکان فراهم کنند. باید پیش از وقوع هر اتفاقی، از کودکان خواست که اگر کسی (حتی نزدیکان) به مرز بدن آنها احترام نگذاشت و یا اعضای خصوصی بدن آنها را لمس کرد، به آنها یا فرد مطمئنی اطلاع دهند. مؤسسه ملی سلامت عمومی دانشگاه دانمارک جنوبی گزارش کرده ( 2010) در بسیاری از موارد، کودک مورد آزار کسی قرار میگیرد که با او تعامل زیاد دارد. وقتی کودکان از احساسات ناخوشایندی صحبت میکنند، واکنش والدین از اهمیت زیادی برخوردار است. والدین باید متوجه باشند که کودکان چه تلاشی برای فاشکردن این احساسات به خرج دادهاند و مراقب باشند که او را سرزنش یا تنبیه نکرده یا احساساتش را نادیده نگیرند و بیاهمیت تلقی نکنند. این نکته بسیار کلیدی است که نباید انتظار داشت کودکان، رفتارهایی را گزارش کنند که صریحا جنسیاند. باید به حداقل احساسات ناخوشایند او در تعاملات توجه کرد و با فردی که کودک این احساس را در مورد او داشته، بهصورت شفاف وارد گفتوگو شد. نکته کلیدی دیگر این است که نباید به متهمکردن فرد خاطی پرداخت؛ بلکه بهتر است برای این فرد توضیح داده شود که این بخش از کارش، حس خوبی به کودک نمیدهد و از تکرار این کار جلوگیری شود. یکی از نشانههای غیرمستقیمی که کودکان در اینگونه مواقع از خود بروز میدهند این است که بهطور ناگهانی علاقهشان را در فعالیتی که قبلا از آن لذت میبردهاند، از دست میدهند. در اینگونه مواقع، از انصراف یا از «نه» گفتن کودکان حمایت کنید و همچنان تلاش کنید تا بفهمید چه چیزی پشت آن «نه گفتن» نهفته است. علاوه بر حوزههای خصوصی یا میدانهایی که کودکان با بزرگسالان در ارتباط هستند، روابط و شبکه بینفردی خود کودکان همچنین پاکداشت جمعهایی که کودک در آنها حضور دارد نیز بسیار مهم است. گزارش انجمن درمان بازماندگان جنسی (2008) حاکی از آن بود که بیش از یکسوم آزارهای جنسی به کودکان، توسط نوجوانان زیر 18 سال صورت میگیرد. بنابراین بسیار مهم است که والدین به روابط و تعاملات کودکان خود توجه داشته و اگر شاهد رفتار غیرمعمول کودک یا بزرگسالی در یک جمع مرتبط به کودکان -مثلا مربی یا راننده سرویس- شدند به سرعت این مسئله را به نهادهای مربوطه یا افراد مسئول گزارش دهند. کودکان اولین درخواستهایشان را از خانواده دارند. اولین کسانی که میتوانند اعتماد کودک را جلب کنند، خانواده هستند. اولین کسانی که به کودک آموزش میدهند، خانواده هستند. بنابراین شاید بتوان گفت که یک خانواده سالم، میتواند پرچمدار پیشگیری از آزار جنسی کودک باشد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




