خشونتی علیه تن کودکان

بررسی زمینه‌های شکل‌گیری و عوارض سوءاستفاده جنسی از کودکان

خشونتی علیه تن کودکان

مرتضی کریمی - دانشجوی دکتری انسان‌شناسی

کافی است سری به یکی از اورژانس‌های اجتماعی بهزیستی بزنید تا متوجه شوید که بیشتر دخترانی که خانه‌های‌شان را ترک می‌کنند و در این مراکز، به شکل موقت نگه‌داری می‌شوند، سابقه خشونت جنسی، تجاوز توسط افراد غریبه یا اعضای خانواده و حتی فروخته‌شدن توسط اعضای خانواده را در سنین پایین به مردانی به عنوان همسر، یا کارگر جنسی داشته‌اند. رضا قدیمی، مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرده در سه ماهی که طرح حمایت از کودکان بدسرپرست اجرایی شد، از 400 کودکی که مددکاران بهزیستی با آنها صحبت کرده‌اند، به حدود ٩٠ درصدشان تعرض شده است. همچنین الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران، چندی پیش گفته بود که سوءاستفاده جنسی، بزرگ‌ترین آسیب برای بچه‌های زباله‌گرد است.
از آنجا که نفس به‌ کارگرفتن کودکان، طبق قوانین بسیاری از کشورهای دنیا جرم است، انواع و اقسام سوءاستفاده‌ها و خشونت‌های دیگر در این شرایط نسبتا مخفی و قاچاقی، علیه کودکان تحمیل می‌شود. کودکان در این شرایط -که عموما دور از چشم قانون و پلیس هستند- در خطر سوءاستفاده جنسی، آزار و اذیت جنسی، تجاوز جنسی و یا استثمار جنسی در فحشا یا پورنوگرافی قرار دارند. 
سوءاستفاده از کودکان، به معنای هر نوع بدرفتاری فیزیکی و روانی-عاطفی با کودکان است. بیشتر سوءاستفاده‌ها از کودکان، نه در موسسات یا سازمان‌ها یا حتی مدارس، بلکه در خانه‌هایی است که از ثبات ساختاری یک خانواده برخوردار نیستند، یعنی جایی که آنها بیشترین زمان خود را در آنجا هستند، رخ می‌دهد. چهار دسته اصلی سوءاستفاده از کودکان، عبارت‌اند از: بی‌توجهی، سوءاستفاده فیزیکی، سوءاستفاده روانشناختی-عاطفی و سوءاستفاده جنسی. سوءاستفاده جنسی، شامل هرگونه اقدام جنسی یک بزرگسال و یک کودک است که حتی لمس نامناسب را نیز دربر می‌گیرد. یک بررسی -که در 21 کشور (عمدتا توسعه‌یافته) انجام شد- نشان داد که حدود 36 درصد زنان و 29 درصد مردان، از سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی خود رنج برده‌اند. متاسفانه آمار مشخصی از این سوءاستفاده‌ها در کشورهای درحال توسعه وجود ندارد، اما طبق آمارهایی که از کشورهای درحال توسعه گزارش شده، به‌طور کلی دختران، سه برابر پسران در معرض این سوءاستفاده‌ها هستند. تن‌فروشی کودکان، شامل ارائه‌کردن خدمات جنسی یک کودک یا وادارکردن به انجام افعال جنسی، به منظور شکلی از جبران یک بدهی مالی و ... می‌شود. حدود یک میلیون کودک در سال، مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و حدود ده میلیون کودک تن‌فروش، در دنیا وجود دارد. این کودکان، عموما نه به اختیار خود، بلکه با زور فیزیکی، وعده‌هایی دروغین یا به هر حال به دلیل کمبود اطلاعات و عدم آگاهی از پیامدهای این کار، وارد این حوزه می‌شوند. این امر، نه تنها آنها را در معرض ابتلا به انواع بیماری‌ها قرار داده و باعث مرگ و میر کودکان می‌شود، بلکه سلامت روان آنها را تهدید کرده و آنها را در معرض خشونت‌های بیشتر قرار می‌دهد. گزارش‌ها نشان داده‌اند که پنج‌درصد کودکان در ویتنام و 17 درصد در تایلند، به ویروس اچ‌آی‌وی مبتلا هستند. تن‌فروشی کودکان، همچنین آثار بسیار مخرب و بلندمدتی بر ذهن و روان -از جمله اضطراب، افسردگی و اختلالات رفتاری دارد. این کودکان، در معرض اقدام به خودکشی و اختلال استرس پس از سانحه هستند. یک مطالعه انجام‌شده در ایالات متحده نشان داد که 41 درصد از نوجوانان تن‌فروش که حامله شده‌اند، گزارش کرده‌اند که به طور جدی در معرض ابتلا به خودکشی قرار گرفته‌اند. این کودکان همچنین از جهت اینکه انواع و اقسام خشونت‌های دیگر، علیه آنها استفاده می‌شود، در معرض خطر فراوان هستند. وقتی که رفتار جنسی دختران تن‌فروش، به حاملگی منجر می‌شود، به شکل مضاعفی تحت‌فشار و در معرض سوءاستفاده برای سقط جنین هستند. مطالعه 475 کودک تن‌فروش در پنج کشور نشان داد که 73 درصد از آنها در هنگام کار به عنوان یک کارگر جنسی، متحمل جراحت شده و 62 درصد از آنها مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. 
در ایران، اطلاعات دقیقی درخصوص تعداد کودکان کار، آسیب‌هایی که آنها متحمل شده‌اند یا مشکلات و سوءاستفاده‌های مختلف -از جمله سوء‌استفاده جنسی‌ای که از آنها شده است- در دسترس نیست. اما فقر مالی، نداشتن سرپرست یا داشتن سرپرست بد، اعتیاد والدین، طلاق، سابقه مجرمیت و در حبس‌بودن والدین و... باعث می‌شود تا شرایط سوءاستفاده یا تن‌فروشی برای این کودکان ایجاد شود. 
در کتاب «گزارش اجتماعی وضعیت ایران» که به بررسی آسیب‌های اجتماعی ایران در سال‌های 80 تا 88 می‌پردازد، یافته‌هایی از پژوهش دکتر سعید مدنی و دیگران (1386) نقل شده است. این یافته‌ها موید این حقیقت بوده‌اند که بسیار از کودکان تن‌فروش، در سنین کودکی، مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته بوده‌اند. به این ترتیب، ارتباط بین سن روسپی‌شدن با سابقه آزار جنسی، در آزمون‌های آماری، معنی‌دار بوده است. احتمال این که کودکانی که مورد استفاده جنسی قرار می‌گیرند، در بزرگسالی به جرم تن‌فروشی دستگیر شوند، 7/27 بار بیشتر از کودکانی است که قربانی این مسئله نمی‌شوند. احتمال ورود مردان و زنانی که در کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز قرار گرفته یا مجبور به انجام فعالیت جنسی شده‌اند، به روسپیگری، چهار برابر کسانی است که قربانی این مسئله نشده‌اند. ‌هر سال شاهد افزایش آمار تعداد کودکان بازمانده از تحصیل هستیم که خود، نشانه افزایش تعداد کودکان کار است. کودکانی که برای تامین مایحتاج خانواده، مجبور به کار می‌شوند و از جنبه‌های مختلف مورد آزار قرارمی‌گیرند. بر اساس پیمان‌نامه حقوق کودک -که مجلس شورای اسلامی ایران در تاریخ 1/12/1372 تصویب کرد- برخورداری از آموزش و پرورش، حق هر کودک است و دولت‌ها باید امکان آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همگان فراهم آورند. اگر در کشورهای توسعه‌یافته، میزان زیادی از سوءاستفاده‌های جنسی، مربوط به محیط خانه است، باید گفت متاسفانه در ایران، کودکان کار بیشتر در کارگاه‌های بسته و در خیابان‌ها مورد خشونت جنسی کارفرما یا همکاران‌شان قرارمی‌گیرند. بنابراین در اینجا فقط مسئله عدم آگاهی یا عدم آموزش به کودکان و تابوبودن این آموزش‌‌ها را نداریم. کودکان گاهی با آگاهی، اما به دلیل فقر مالی، مجبور می‌شوند در ازای حفظ کارشان یا دریافت پول بیشتر، در این خصوص همکاری کرده و این مسئله را گزارش نکنند. همچنین ممکن است عوامل دیگری، مانند مهاجربودن از یک شهر یا کشور دیگر، مزید بر علت شود؛ یعنی مهاجربودن، ممکن است هم احتمال خشونت و سوء استفاده را بالا ببرد و هم احتمال گزارش‌دادن را پایین بیاورد. بنابراین، صرف غیرقانونی‌بودن کار کودکان -که منجر به پنهانی‌بودن کار آنها می‌شود- می‌تواند منجر به اعمال سوءاستفاده از آنها شود. سیاستگذاران و مسئولان مربوطه باید تدابیری بیندیشند تا در مناطق محروم یا حاشیه‌ای، شرایط به نحوی پیش برود که کارفرمایان نتوانند به سادگی از کودکان استفاده و سوءاستفاده کنند. همچنین فقدان چرخش اطلاعات و آمار دقیق، روشن و تفکیک‌شده و عدم دسترسی محققان به این آمارها، باعث تحلیل‌های اشتباه، سوءاستفاده‌های شبکه‌ها و رسانه‌های بیگانه و افزایش روزافزون این مشکلات است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه