کارآفرینی عرصه‌ای که حضور در آن ساده نیست

کارآفرینی عرصه‌ای که حضور در آن ساده نیست

زمانی نه‌چندان دور خانواده‌ها تلاش بسیار می‌کردند تا فرزندان خود را برای ورود به دانشگاه‌های معتبر آماده کنند. والدین می‌خواستند به لطف داشتن مدارک معتبر دانشگاهی بچه‌ها را راهی شرکت‌ها و ادارات دولتی کرده و به‌نوعی از آینده کاری فرزندان‌شان اطمینان حاصل کنند. حالا اما سال‌هاست که دیگر این استراتژی قدیمی کارایی لازم را ندارد و برای ایجاد اشتغال به جوانان توصیه می‌شود خود را به مهارت‌هایی مجهز کنند که بتوانند برای خود و حتی گروهی دیگر شغل ایجاد کنند. بر همین اساس در این سال‌ها واژه‌هایی مانند کارآفرینی، استارت‌آپ، کسب‌و‌کارهای نوآورانه و مواردی از این دست جای خود را در بازار کار ایران باز کرده‌اند.

مهتاب نقره‌فام روزنامه نگار

امروز دیگر الزاماً برای کار نیاز به مدرک دانشگاهی نیست و شاید بتوان گفت ایده‌های نو و خلاقانه هستند که می‌توانند تحول ایجاد کنند. بدین ترتیب طی این سال‌ها جوانانی که در بسیاری موارد سن آن‌ها از دهه سوم زندگی هم تجاوز نمی‌کند، کسب‌وکارهایی ایجاد کرده‌اند که در اقتصاد کشور جایگاهی ویژه برای خود داشته و حتی مدل زندگی مردم را متحول کرده‌اند. نمونه بارز این کسب‌و کارها نیز استارت‌آپ‌های متنوعی هستند که در این سال‌ها روی کار آمده و طوری پاگرفته‌اند که اکنون حتی شاید نتوان زندگی بدون آن‌ها را تصور کرد.
طبق برخی تعاریف ارائه شده، کارآفرینی به معنای درک بهتر و استفاده بهینه از فرصت‌ها و انتخاب‌های گوناگون است. چنانچه فردی قادر باشد فرصت‌ها را شناسایی و آن‌ها را درک کند و بهره‌وری خود را از این فرصت‌ها افزایش دهد، می‌تواند به یک کارآفرین تبدیل شود. به زبان ساده‌تر شاید بتوان گفت زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می‌کنند که دوست دارند از دیگران موفق‌تر باشند. افرادی که نه از رئیس داشتن خوششان می‌آید و نه از ریاست کردن بر دیگران. در دهه 90 شمسی در مقاطع مختلف ایران از نظر جایگاه جهانی خود در زمینه کارآفرینی رشدی قابل‌توجه در حد 20 رتبه و 14 پله را تجربه کرد. این ارتقا به خوبی گویای آن است که در این سال‌ها نسلی جدید از جوانان وارد این عرصه شده و کسب‌وکارهای تأثیرگذاری را بنیان‌ نهاده‌اند. با این وجود همچنان معضلات متعددی پیش روی فضای کارآفرینانه وجود دارد و کارآفرینان با چالش‌های مختلفی مواجه هستند.

آموزش؛ حلقه مفقوده کارآفرینی
شاید عمده‌ترین مشکلی که کارآفرینان با آن روبه‌رو هستند و می‌تواند کار آن‌ها را با شکست مواجه کند بحث آموزش باشد. آموزش به دو صورت آکادمیک یا رسمی و عملی تقسیم می‌شود و متأسفانه نظام آموزشی کشور هم‌سو با نیاز بازار و جامعه در سطح کلان نیست. یعنی در موارد متعدد دانش و تخصصی که فرد دارد با مباحث روز همخوانی نداشته و در دانشگاه‌ها مباحثی تدریس می‌شود که چندین سال پیش در دنیا مطرح شده است. علاوه ‌بر اینکه آموزش‌های دانشگاهی در کشور با نیازهای کلان هماهنگ نیست. نبود آموزش عملی نیز در کنار آموزش دانشگاهی به‌شدت احساس می‌شود و بیانگر یک ضعف است که نشان می‌دهد باید در نظام آموزشی کشور اصلاحاتی صورت بگیرد.
اقتصاد دولتی و مضرات آن برای کارآفرینی
طبق آمارها حدود 80 درصد اقتصاد کشور در دست بخش دولتی است و این موضوع کار برای کارآفرینان را با مشکلات مضاعفی مواجه می‌کند. به‌طوری که نعمت‌الله رضایی‌، مدیرعامل صندوق کارآفرینی امید آبان‌ماه سال گذشته اعلام کرد که طرح‌های خرد، کوچک و متوسط با وجود سهم ۸۰درصدی در اشتغال فقط ۴.۵درصد تسهیلات بانکی را دریافت کرده‌اند.
به گفته او: «باید پذیرفت که حمایت از طرح‌های خرد، ضامن پایداری تولید و توسعه، افزایش درآمد و افزایش تاب‌آوری است. طرح‌های خرد، کوچک و متوسط اهمیت زیادی در اقتصاد کشورهای دنیا دارند و بخش قابل‌توجهی از اشتغال با تکیه بر این طرح‌ها محقق می‌شود. بر این اساس محدودیت دسترسی به منابع تأمین مالی از چالش‌های پیش ‌روی کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط محسوب می‌شود.»
البته دریافت تسهیلات بانکی برای این دسته مشاغل دشواری دیگری نیز دارد و آن چگونگی بازپرداخت به‌ویژه در سال‌های اول فعالیت است؛ چراکه یک فعالیت اقتصادی باید آن‌قدر توجیه داشته باشد که تولید‌کننده بتواند ۳۰درصد سود کند تا ۱۸درصد آن را به بانک‌ها پرداخت کند.
بلایی پرسود به نام واسطه‌گری
از دیگر مواردی که می‌توان چالش‌ کارآفرینی برشمرد آن است که در سالیان گذشته کسب‌و‌کارهای سوداگرانه و دلالی و واسطه‌گری چنان سودآور شده که در بسیاری موارد حتی بر تولید نیز ارجحیت یافته‌اند. در چنین فضایی واسطه‌گری نسبت به کارآفرینی سودآورتر است و این امر موجب می‌شود در عمل کارآفرینان با معضلات متعددی دست‌وپنجه نرم کنند. 
یکی دیگر از چالش‌های این حوزه که موجب کاهش سوددهی می‌شود، بازه زمانی شروع کارآفرینی و ورود آن به اقتصاد است. براساس یک تئوری در اقتصاد گفته می‌شود که فرصت سود در بلندمدت وجود ندارد، یعنی ممکن است ورود یک کارآفرین در یک عرصه خاص مفید و سودده باشد اما با ورود تعداد زیادی کارآفرین به این حوزه بازار اشباع می‌شود و سودی به همراه نخواهد داشت. بنابراین کارآفرینان باید به بازه زمانی ورود به یک کسب‌و‌کار دقت کنند.
این در حالی است که فرد کارآفرین باید در کسب‌و‌کار خود انتظار کسب درآمد تا بازه کوتاهی نداشته باشد؛ چراکه در اوایل راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار با نوسان‌های مختلفی مواجه خواهد شد. بنابراین باید حداقل میزان معاش وجود داشته باشد که فرد درگیر تأمین نیازهای اولیه خود نشود. در این صورت احتمال موفقیت کارآفرین بیشتر است.

جای خالی قوانین بومی شده
باید به خاطر داشت حوزه کارآفرینی ظرفیتی محدود دارد، یعنی اگر فردی قصد تولید کالایی را دارد باید این کالا ویژگی‌های منحصر به‌فردی داشته باشد تا خروجی مطلوبی حاصل شود.
به‌طور کلی هرچه تعداد کارآفرینان بیشتر باشد اشتغالزایی بالاتر، آمار بیکاران کمتر و رشد اقتصادی نیز بالاتر می‌رود. در حال حاضر کارآفرینان برای پیشبرد امور خود چالش‌های زیادی را تجربه می‌کنند. این مسئله به این دلیل است که نظام اداری کشور ما نظام کارآمدی نیست. در موارد متعدد قوانین، مقررات، بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها به نوعی مانعی پیشِ پای کارآفرینان محسوب می‌شوند. بر این مبنا فعالان اقتصادی خواهان اجرای صحیح قانون بهبود فضای کسب‌وکار هستند. باید توجه داشت در اقتصاد هر کشوری گاهی حالت‌های فوق‌العاده پیش می‌آید. به عنوان نمونه تحریم‌، خشکسالی و مواردی از این دست حالت‌های ویژه‌ای نیازمند اجرای صحیح قانون است تا بتوان از این حالت ویژه عبور کرد. متاسفانه شرایط نظام اداری ما به‌گونه‌ای است که یک کارشناس در تهران برای شهر دیگری تصمیم می‌گیرد. در واقع قوانین در همه‌جا به صورت یکسان اجرا می‌شود و متناسب با مناطق مختلف کشور بومی‌سازی نشده است. از سوی دیگر عدم تجربه بازار عامل دیگری است که می‌تواند مانع موفقیت کارآفرینی شود، یعنی ممکن است فرد قصد کارآفرینی داشته باشد اما شناخت مناسبی از بازار در اختیار او نباشد.  همچنین نداشتن استراتژی از دیگر عوامل شکست کارآفرینی است. فرد باید بازه‌های زمانی مختلفی برای خود تعریف کند و طبق آن سیاست کارآفرینی و تفکر خود را دنبال کند. برای مثال فرد قصد رسیدن به سود و افزایش تولید و فروش را دارد اما از استراتژی و گام عملیاتی برای رسیدن به این اهداف برخوردار نیست.
عامل دیگری که می‌تواند مانع کارآفرینی باشد دوری از خطر و عدم ریسک‌پذیری افراد است. بوروکراسی پیچیده اداری، عدم توانایی افراد در انجام کار گروهی، نبود ثبات در قیمت مواد اولیه، عدم برخورداری از ماشین‌آلات و فناوری‌های به‌روز، موازی‌کاری بعضی ادارات و افزایش میزان صدور پروانه تولید و بهره‌برداری‌، تأثیر تورم بر فعالیت‌های اقتصادی، فقدان بستر مناسب جهت توزیع محصولات و جنس تولید شده، ضعف در شناخت بازار، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و برخی مهارت‌ها از دیگر چالش‌های کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط در کشور است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه