جای خالی قوانین راهگشا
سیده فاطمه مقیمی عضو هیاترئیسه سازمان ملی کارآفرینی
یکی از موضوعات کمککننده و راهگشا در تمام حوزهها دسترسی به آماری دقیق و قابل استناد است. طبیعتاً در حوزه کارآفرینی هم برای بررسی وضعیت عملکرد سالیان گذشته و چشمانداز آینده نیاز به چنین آماری وجود دارد. اما رصد آمارهای موجود و تطبیق آن با آنچه در فضای واقعی کار حاکم است این تصور را تقویت میکند که در موارد متعدد میان آمارهای ما با واقعیت اختلافاتی وجود دارد. برهمین اساس در شرایطی که برخی آمارهای داخلی از رشد و توسعه کارآفرینی در کشور حکایت دارد، در گزارشهای بانک جهانی که طی سالهای گذشته منتشر شد شاهد بودیم که بهطور مثال در یک دوره ایران جایگاه 118 را کسب کرده و در سال بعد همچنان تنزل کرده و از میان 180 کشور به رتبه 132 در زمینه رشد اقتصادی و توسعه کسبوکارها رسیده است. این بررسیها تا سال 2023 بوده و احتمالاً اگر قرار بود برای سالهای بعدی نیز مطالعه شود این جایگاه پایینتر هم میآمد. بنابراین در استناد به آمارها لازم است دقت بسیاری صورت گیرد. در این زمینه آمارهای سازمان دیدهبان کارآفرینی که سازمانی جهانی است از دقت بالایی برخوردار است. البته در ایران هم بررسیهایی که در سازمان ملی کارآفرینی داشتهایم حاکی از این است که بعضاً در زمینه شاخصهای بینالمللی کارآفرینی روند رو به رشدی نداریم و برای توسعه بیشتر کارآفرینی یا توسعه نوآوری و خلاقیت نیازمند حمایتهای قانونی و توجه دولتها هستیم.
یک تصور اشتباه که وجود دارد آنکه حمایت دولتی و قانونی برای توسعه کارآفرینی الزاماً به معنای حمایتهای مالی محسوب می شود، در حالی که اگر تفکر درست کارآفرینی مورد حمایت قرار گیرد بسیاری از مشکلات این بخش مرتفع خواهد شد. بهطور مثال ما شاهدیم که در تعیین مالیات چالشهای بسیاری برای شرکتها ایجاد میشود و در موارد متعدد فرمهای خوداظهاری آنها مورد بیتوجهی قرار گرفته و به آن اعتماد نمیشود. مثال دیگر قوانینی است که با روح کسبوکارهای نوین همخوانی ندارد. اکنون شاهدیم که طبق برخی مقرراتی که از قدیمالایام وجود داشته گفته میشود صاحب یک کسبوکار باید مثلاً دفترکاری در متراژ خاص داشته باشد، در حالی که ممکن است با توجه به الکترونیک شدن کسبوکارها، آن فرد فعالیت خود را حتی در منزل و با کمک اینترنت دنبال کند. بنابراین نمیتوان گفت برای حمایت از کارآفرینی تنها نیازمند حمایتهای مادی و مالی هستیم بلکه در بسیاری موارد حتی اگر قوانین و مقررات دستوپاگیر حذف شده یا تغییر کنند، سنگی بزرگ از پیش پای فعالان این حوزه برداشته میشود.
البته این نکته به معنای نفی تأثیرگذاری حمایتهای مادی نیست، اما حتی در مورد تسهیلات مالی نیز گاه چهارچوبها چنان سخت و محکم است که یک شرکت برای دریافت وام بانکی ملزم به ارائه ضمانتهایی بسیار سنگین و دشوار میشود، بهگونهای که از پس تأمین ضمانت برنیامده و مجبور میشود عطای آن را به لقایش ببخشد. از سوی دیگر اگر قرار است در این حوزه حمایت مالی صورت گیرد باید شرکتها و افراد شناسایی شوند و این رقم به کسانی اختصاص یابد که در این فضا مشغول بوده و فعالیت خود را به درستی انجام میدهند.
بحث نیاز به آموزش نکته بااهمیت دیگر است. اگرچه در این حیطه کتابهای بسیاری ترجمه شده اما لازم است این آموزهها به نوعی بومیسازی شوند. آموزش در اصل کلید دروازه کار است و اگر نباشد شرکتها باید با آزمون و خطا فعالیت خود را دنبال کنند. این در حالی است که در این محدوده الگوهای بسیار موفقی در سطح دنیا وجود داشته و تجربیات درخشانی ثبت شده که تنها باید بومیسازی شوند.
یک تصور اشتباه که وجود دارد آنکه حمایت دولتی و قانونی برای توسعه کارآفرینی الزاماً به معنای حمایتهای مالی محسوب می شود، در حالی که اگر تفکر درست کارآفرینی مورد حمایت قرار گیرد بسیاری از مشکلات این بخش مرتفع خواهد شد. بهطور مثال ما شاهدیم که در تعیین مالیات چالشهای بسیاری برای شرکتها ایجاد میشود و در موارد متعدد فرمهای خوداظهاری آنها مورد بیتوجهی قرار گرفته و به آن اعتماد نمیشود. مثال دیگر قوانینی است که با روح کسبوکارهای نوین همخوانی ندارد. اکنون شاهدیم که طبق برخی مقرراتی که از قدیمالایام وجود داشته گفته میشود صاحب یک کسبوکار باید مثلاً دفترکاری در متراژ خاص داشته باشد، در حالی که ممکن است با توجه به الکترونیک شدن کسبوکارها، آن فرد فعالیت خود را حتی در منزل و با کمک اینترنت دنبال کند. بنابراین نمیتوان گفت برای حمایت از کارآفرینی تنها نیازمند حمایتهای مادی و مالی هستیم بلکه در بسیاری موارد حتی اگر قوانین و مقررات دستوپاگیر حذف شده یا تغییر کنند، سنگی بزرگ از پیش پای فعالان این حوزه برداشته میشود.
البته این نکته به معنای نفی تأثیرگذاری حمایتهای مادی نیست، اما حتی در مورد تسهیلات مالی نیز گاه چهارچوبها چنان سخت و محکم است که یک شرکت برای دریافت وام بانکی ملزم به ارائه ضمانتهایی بسیار سنگین و دشوار میشود، بهگونهای که از پس تأمین ضمانت برنیامده و مجبور میشود عطای آن را به لقایش ببخشد. از سوی دیگر اگر قرار است در این حوزه حمایت مالی صورت گیرد باید شرکتها و افراد شناسایی شوند و این رقم به کسانی اختصاص یابد که در این فضا مشغول بوده و فعالیت خود را به درستی انجام میدهند.
بحث نیاز به آموزش نکته بااهمیت دیگر است. اگرچه در این حیطه کتابهای بسیاری ترجمه شده اما لازم است این آموزهها به نوعی بومیسازی شوند. آموزش در اصل کلید دروازه کار است و اگر نباشد شرکتها باید با آزمون و خطا فعالیت خود را دنبال کنند. این در حالی است که در این محدوده الگوهای بسیار موفقی در سطح دنیا وجود داشته و تجربیات درخشانی ثبت شده که تنها باید بومیسازی شوند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




