بیکاری افراد بدون مهارت و اشتغال فارغالتحصیلان ماهر
مرتضی برکاتی کارشناس حوزه کار
بنا به اعلام سازمان آموزش فنی و حرفهای بیش از ۴۰درصد مهارتآموزان دورههای مختلف فنی و تخصصی را دانشآموختگان دانشگاهی تشکیل میدهند. این در حالی است که حدود ۶۰درصد فارغالتحصیلان حاضر در این دورهها در یافتن شغل و جذب شدن در بازار کار موفقتر از دیگران بودهاند.
سهم بالای دانشآموختگان از نرخ بیکاری و در مقابل آن، سهم قابلتوجه افراد دارای مهارت در قالب نیروی کار دانشآموخته یا افراد بدون تحصیلات دانشگاهی، نشان از کارکرد مؤثر سطح مهارت در اشتغال کارجویان بهویژه جامعه دانشآموختگان دانشگاهی دارد. به عبارتی، در راستای ایجاد کانال ارتباطی بین دانشگاه و بازار کار و اشتغال فارغالتحصیلان پس از دوره دانشگاهی، مهارت یکی از تعیینکنندهترین شاخصها بهشمار میرود. البته در دهههای گذشته باور نادرست و غیرکارآمد اشتغال از مسیر دانشگاه زمینه گسترش بیرویه، بدون ضابطه و به دور از سیاستگذاری و برنامهریزی درست جهت ایجاد تناسب بین دانشآموختگان و نیاز بازار کار را فراهم کرد. به این واسطه در سالهای اشاره شده شاهد خیل ورود و خروج نیروی جوان به دانشگاهها بودیم، در حالی که مهارت به عنوان یکی از کلیدیترین مؤلفههای اشتغال به میزان کافی دیده نشد. به دنبال استمرار این شرایط و نبود تعادل بین خروجی تحصیلکردگان دانشگاهی و بازار اشتغال، وضعیتی نامتعادل در عرضه و تقاضای حوزه اشتغال ایجاد شد. در این بین خلأ مهارتی کارجویان بهویژه دانشآموختگان بسیاری از رشتههای دانشگاهی شکل گرفت. این شرایط، ایجاد و گسترش فاصله بین فارغالتحصیلان و فرصتهای شغلی موجود را بر مبنای دوری از مهارت رقم زد. با وجود نیاز امروز بازار کار به جذب نیروی کار ماهر بهویژه افراد دارای مهارتهای بهروز و دارای کاربرد چندوجهی در بخش فناوری، طبیعتاً این وضعیت باید انگیزهبخش کارجویان برای تقویت توانمندی برای حضور در بازار کار باشد. رقابت سنگین جهت اشتغال در بازار کار با توجه به نرخ بیکاری 7.6درصدی در پاییز سال 1402 و تعداد بیش از ۲میلیون و ۴۰۰هزار نفری کارجویان، به ابزار مهارت برای رشد توان رقابتی نیاز دارد. این در حالی است که تعداد بیش از 4میلیون و ۵۰۰هزار نفر به صورت غیررسمی کارجو یا بیکار محسوب میشوند و این، شرایط افراد برای اشتغال را سختتر میکند. در این بین اما مهارت را باید ابزار جداسازی ماهران از دیگر کارجویان محسوب کرد. به گونهای که حرکت افراد در مسیر کسب مهارتهای ویژه و برجستهسازی خود از نظر رشد مهارتهای فنی و دانش روز، علاوه بر ایجاد مزیت رقابتی، اشتغال راحتتر را برای آنها ممکن میکند. نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار در پاییز امسال نشان میدهد که دانشآموختگان مراکز آموزش عالی 42.8درصد بیکاران کشور را تشکیل میدهند. این سهم در تابستان سال گذشته 42.4درصد ثبت شده است. روند رو به رشد این شاخص حوزه بیکاری با توجه به اثرگذاری آماری حضور ماهران در بازار کار و احتمال بیشتر اشتغال کارجویان دانشآموخته ماهر، تأکیدی بر ضرورت توسعه مهارت و بهروزرسانی آن با استانداردهای مهارتی براساس نیاز بازار است. از طرفی سهم 29.6درصدی مردان فارغالتحصیل از مجموع افراد بیکار در مقابل سهم 70.4درصدی زنان دانشآموخته در این حوزه، علاوه بر نگاه تبعیضآمیز صاحبان مشاغل به کارجویان زن، اقبال کمتر زنان به فراگیری مهارت را نشان میدهد. بر این اساس مسئله ارتقای سطح مهارتی برای ورود به بازارکار برای زنان اولویت اساسی محسوب میشود. در وضعیت ترسیم شده دانشآموختگان در حوزههای مهارتی، اشتغال و بیکاری در کنار انتخاب مسیر اشتغال از طریق تحصیلات دانشگاهی توسط کارجویان، تأکیدی بر لزوم بازتعریف ارتباط دانشگاه و مراکز آموزش مهارت و همچنین سیاستگذاری آموزش عالی با تلفیق مهارتآموزی است. تربیت نیروی کار دانشآموخته ماهر برای ورود به بازار اشتغال علاوه بر تأمین نیاز نیروی کار برای کسبوکارها در قالب فارغالتحصیلان ماهر، رشد بهرهوری و کاهش نرخ بیکاری را به همراه خواهد داشت.
سهم بالای دانشآموختگان از نرخ بیکاری و در مقابل آن، سهم قابلتوجه افراد دارای مهارت در قالب نیروی کار دانشآموخته یا افراد بدون تحصیلات دانشگاهی، نشان از کارکرد مؤثر سطح مهارت در اشتغال کارجویان بهویژه جامعه دانشآموختگان دانشگاهی دارد. به عبارتی، در راستای ایجاد کانال ارتباطی بین دانشگاه و بازار کار و اشتغال فارغالتحصیلان پس از دوره دانشگاهی، مهارت یکی از تعیینکنندهترین شاخصها بهشمار میرود. البته در دهههای گذشته باور نادرست و غیرکارآمد اشتغال از مسیر دانشگاه زمینه گسترش بیرویه، بدون ضابطه و به دور از سیاستگذاری و برنامهریزی درست جهت ایجاد تناسب بین دانشآموختگان و نیاز بازار کار را فراهم کرد. به این واسطه در سالهای اشاره شده شاهد خیل ورود و خروج نیروی جوان به دانشگاهها بودیم، در حالی که مهارت به عنوان یکی از کلیدیترین مؤلفههای اشتغال به میزان کافی دیده نشد. به دنبال استمرار این شرایط و نبود تعادل بین خروجی تحصیلکردگان دانشگاهی و بازار اشتغال، وضعیتی نامتعادل در عرضه و تقاضای حوزه اشتغال ایجاد شد. در این بین خلأ مهارتی کارجویان بهویژه دانشآموختگان بسیاری از رشتههای دانشگاهی شکل گرفت. این شرایط، ایجاد و گسترش فاصله بین فارغالتحصیلان و فرصتهای شغلی موجود را بر مبنای دوری از مهارت رقم زد. با وجود نیاز امروز بازار کار به جذب نیروی کار ماهر بهویژه افراد دارای مهارتهای بهروز و دارای کاربرد چندوجهی در بخش فناوری، طبیعتاً این وضعیت باید انگیزهبخش کارجویان برای تقویت توانمندی برای حضور در بازار کار باشد. رقابت سنگین جهت اشتغال در بازار کار با توجه به نرخ بیکاری 7.6درصدی در پاییز سال 1402 و تعداد بیش از ۲میلیون و ۴۰۰هزار نفری کارجویان، به ابزار مهارت برای رشد توان رقابتی نیاز دارد. این در حالی است که تعداد بیش از 4میلیون و ۵۰۰هزار نفر به صورت غیررسمی کارجو یا بیکار محسوب میشوند و این، شرایط افراد برای اشتغال را سختتر میکند. در این بین اما مهارت را باید ابزار جداسازی ماهران از دیگر کارجویان محسوب کرد. به گونهای که حرکت افراد در مسیر کسب مهارتهای ویژه و برجستهسازی خود از نظر رشد مهارتهای فنی و دانش روز، علاوه بر ایجاد مزیت رقابتی، اشتغال راحتتر را برای آنها ممکن میکند. نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار در پاییز امسال نشان میدهد که دانشآموختگان مراکز آموزش عالی 42.8درصد بیکاران کشور را تشکیل میدهند. این سهم در تابستان سال گذشته 42.4درصد ثبت شده است. روند رو به رشد این شاخص حوزه بیکاری با توجه به اثرگذاری آماری حضور ماهران در بازار کار و احتمال بیشتر اشتغال کارجویان دانشآموخته ماهر، تأکیدی بر ضرورت توسعه مهارت و بهروزرسانی آن با استانداردهای مهارتی براساس نیاز بازار است. از طرفی سهم 29.6درصدی مردان فارغالتحصیل از مجموع افراد بیکار در مقابل سهم 70.4درصدی زنان دانشآموخته در این حوزه، علاوه بر نگاه تبعیضآمیز صاحبان مشاغل به کارجویان زن، اقبال کمتر زنان به فراگیری مهارت را نشان میدهد. بر این اساس مسئله ارتقای سطح مهارتی برای ورود به بازارکار برای زنان اولویت اساسی محسوب میشود. در وضعیت ترسیم شده دانشآموختگان در حوزههای مهارتی، اشتغال و بیکاری در کنار انتخاب مسیر اشتغال از طریق تحصیلات دانشگاهی توسط کارجویان، تأکیدی بر لزوم بازتعریف ارتباط دانشگاه و مراکز آموزش مهارت و همچنین سیاستگذاری آموزش عالی با تلفیق مهارتآموزی است. تربیت نیروی کار دانشآموخته ماهر برای ورود به بازار اشتغال علاوه بر تأمین نیاز نیروی کار برای کسبوکارها در قالب فارغالتحصیلان ماهر، رشد بهرهوری و کاهش نرخ بیکاری را به همراه خواهد داشت.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




