وقتی مشتری‌ها کتاب می‌خوانند، خوشحالم!

روایت زندگی ناصر بلباسی؛ نانوایی که در نانوایی‌اش، کتابخانه راه انداخت

وقتی مشتری‌ها کتاب می‌خوانند، خوشحالم!

منیره یحیایی

قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب، مردان مریخی زنان ونوسی، مجموعه شعرهای سهراب سپهری، مجموعه مجلات داستان همشهری ... این‌ها تنها تعدادی از کتاب‌هایی هستند که آقاناصر از میان مجموعه شخصی کتاب‌هایش، دستچین کرده و به مغازه نانوایی‌اش آورده. بابلی‌ها، 4سال است که وقتی به مغازه آقاناصر می‌رسند و برای خرید نان در صف می‌ایستند، برای اینکه حوصله‌شان سر نرود، کتاب‌ها را باز می‌کنند و حتی اگر حال خواندن هم نداشته باشند، عکس‌هایش را تماشا می‌کنند و گوشه‌ای می‌گذارند. همین هم، حال آقاناصر را خوب می‌کند. مغازه‌اش، در شهرک لاکانشهر در 5کیلومتری شمال رشت است. ناصر بلباسی، از کودکی کتابخوان بود و هنوز هم هست. حتی وقت‌هایی که خسته و کوفته، خمیرها را چانه زده و تک‌تکشان را داخل تنور گذاشته و بعد از پخت، دست مشتری داده، می‌نشیند و کتابش را باز می‌کند و می‌خواند. او به معجزه کتاب‌خواندن ایمان پیدا کرده و می‌خواهد هرطور که شده، همشهری‌هایش هم این معجزه را در زندگی‌شان پیدا کنند و کتاب بخوانند. به قول خودش که می‌گوید: «کتاب‌خواندن، صبر آدم را بالا می‌برد و دیدش را به مسائل، عمیق‌تر می‌کند.» 
تجربه خوب خودم را در مغازه‌ام اجرا کردم
ناصر، سال‌ها پیش، ساختمان نانوایی را به حال خود رها کرده بود و سراغ مشاغل دیگری رفته بود و حالا دوباره به این نتیجه رسیده که نانوایی را راه بیندازد و حالا که چندسال از آن روز می‌گذرد، همه اهالی او را به لبخندهایی که همیشه بر لبش است، می‌شناسند؛ به نظافت محل کارش که خیلی به آن اهمیت می‌دهد و به زندگی مشتریان که می‌خواهد هرطور شده کتاب بخوانند و رویاهایی را که در زندگی واقعی، رسیدن به آنها امکان‌پذیر نیست، تجربه کنند. ناصر می‌گوید: «ایده اینکه در نانوایی، کتابخانه راه بیندازم از آنجایی به ذهنم رسید که خودم یک‌روز در صف نانوایی بودم و کتاب می‌خواندم. اصلا این معطلی، به چشمم نیامد. هم هیجان خواندن کتاب بود و هم اینکه در صف، انتظار نمی‌کشیدم که زودتر نان بگیرم و بروم.» از موارد دیگری که ناصر برای راه‌انداختن کتابخانه در نانوایی‌اش به آن اشاره می‌کند، این است که مردم در صف نانوایی‌ها برای نوبت، خیلی با هم بگومگو می‌کنند و گاهی کار به درگیری می‌رسد. اما وقتی یک کتاب آنجا باشد، دیگر سرشان به کتاب‌خواندن و کتاب‌دیدن، گرم می‌شود و با هم سر نوبت نان‌خریدن، درگیر نمی‌شوند.
جملات داخل کتاب‌ها را روی دیوار نانوایی می‌نویسم
ناصر، شب‌ها در خانه ساعت‌های زیادی را به مطالعه می‌گذراند و هر جمله‌ای را که در کتاب‌ها بخواند و به‌نظرش برای مشتری‌ها جالب بیاید، داخل کاغذ با ماژیک یا خودکار می‌نویسد و فردا روی دیوار مغازه می‌چسباند. مشتری‌ها بوی نان شیرمال تازه و خوش‌طعم آقا ناصر را با خواندن این جمله‌های زیبا، بیشتر به یاد می‌سپارند. 
ناصر می‌گوید: «بعضی از کتاب‌ها را هم از دوستانم یا فامیل‌های‌مان قرض گرفته‌ام. به‌خاطر همین باید خیلی حواسم باشد تا بعضی از آنها در نانوایی خراب نشوند. ناصر، درباره تاثیر کتابخوانی در زندگی شخصی‌اش، می‌گوید: «تاثیر کتاب‌خواندن را در زندگی‌ام زیاد دیده‌ام و همه دور و اطرافیانم را هم به کتاب‌خواندن تشویق می‌کنم. به همین خاطر، به فکر افتادم تا برای مشتریان نانوایی که وقت زیادی را اینجا می‌گذرانند، چاره‌ای بیندیشم. برای اینکه مشتریان از وقتی که در نانوایی می‌گذرانند، خوب استفاده کنند، به فکرم رسید که تعدادی کتاب از کتابخانه شهرک قرض بگیرم و با کتابهایی که خودم داشتم، گوشه نانوایی گذاشتم تا مشتریان وقتی در صف نانوایی هستند، هرچند کم، ولی از این کتابها مطالعه کنند.»
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه