در میزگرد آتیـهنو بررسی شد
صنعت لوازم خانگی از بلای قاچاق تا افزایش تولید
سال 1402 را بسیاری سال سخت صنعت لوازم خانگی دانسته و تأکید کردهاند با وجود ممنوعیتهایی که در حوزه واردات این بخش صورت گرفته، چالشهایی مانند تأمین ارز یا تأمین مواد اولیه و تورم بازار در کنار کاهش تسهیلات و افزایش مالیات تولیدکنندگان، معضلاتی است که روند تولید را با دشواریهای متعدد همراه میکند. در عین حال بحث واردات قاچاق و آسیبی که به اقتصاد مملکت میزند و مشکلاتی که برای تولیدکننده ایجاد میکند، به عنوان یکی دیگر از چالشهای این صنعت شناخته میشود. از سوی دیگر مدتی است زمزمههایی درباره رفع ممنوعیت واردات لوازم خانگی به گوش میرسد. در این زمینه و در ارتباط با وضعیت کلی صنعت لوازم خانگی در میزگردی با حضور محمدرضا شهیدی، دبیر انجمن تولیدکنندگان لوازم صوتی و تصویری و احسان فدایی، کارشناس صنعت و بازار لوازم خانگی به بررسی این مسائل پرداختیم که شرح آن در ادامه آمده است.
رامین بیات روزنامه نگار
شهیدی: تولید لوازمخانگی در ایران انجام میشود، اما باید به خاطر داشت که تولید ما در سطح کشوری مانند ترکیه یا نزدیک به هند است. قاعدتاً به چین نمیرسیم و عمق تولید چین به مراتب بیشتر از ماست. در بحث استفاده از قطعات خارجی در دنیا هم شرایط همینگونه است؛ مثلاً تنها پنج شرکت و کارخانه وجود دارند که پنل تلویزیون تولید میکنند. در تمام کشورها از همین پنج کمپانی که چهارتای آنها در چین و یکی در تایوان است، خرید میشود. دلیلی هم ندارد که کشوری بخواهد خودش این پنلها را تولید کند؛ چراکه اصلاً تولید کمتر از 10 میلیونی آنها توجیه اقتصادی ندارد. بنابراین تولید لوازم خانگی در دنیا به این صورت است که برخی قطعات وارد میشوند، اما این دلیل نمیشود که بگوییم در این کشورها تولید صورت نمیگیرد. در کل ذات تولید در حوزه لوازم خانگی به همین شکل است و وقتی در حوزهای بسیاری از قطعات تولید شده و برای جمع کثیری اشتغالزایی میشود، نمیتوان به دلیل واردات چند قطعه چنین گفت که این کار تولید نیست.
فدایی: من میخواهم از زاویه دیگری به بحث تولید و مونتاژ نگاه کنم. جناب شهیدی با توجه به سوابق و تخصصی که در حوزه صنعت لوازم خانگی دارند، توضیحات مبوسطی ارائه کردند، اما میخواهم به این نکته اشاره کنم که ما هیچ زمانی تعریف مشخص و دقیقی از مفهوم مونتاژ در این صنعت نداشتهایم. در هیچ نقطهای از جهان از نظر اقتصادی توجیه ندارد که یک صنعت بخواهد صفر تا صد یک محصول را خود یا در یک کشور تولید کند. این کار به هیچ عنوان از نظر اقتصادی به صرفه نیست و اصولاً در هیچ کشوری به غیر از چین توجیه اقتصادی ندارد که همه قطعات یک محصول صنعتی در همان کشور تولید شود. به عنوان مثال در تولید محصولی مثل یخچال سایدبایساید که بیش از 150 قطعه به کار رفته، بعید است جز در کشوری مثل چین، برندی را مشاهده کنید که بخش عمده قطعات مورد نیاز محصول نهاییاش را از تأمینکنندههای داخلی آن کشور تهیه کند. در واقع تأمینکنندههای چینی با کمک مشوقهای صادراتی، بهرهمندی از مکانیسم دامپینگ و کاهش هزینههای تولید انبوه، توانستهاند قدرت رقابت را از تمام تأمینکنندگان و پیمانکاران دیگر کشورها سلب کنند. این موضوع به ویژه برای قطعهسازان و تأمینکنندگان کشورهایی چون ایران، به یک بحران لاینحل تبدیل شده است.
این روزها تأمین ارز مشکلات بسیاری دارد. برای تهیه قطعات چگونه باید این مسئله را مدیریت کرد؟
شهیدی: درست است که این روزها با مشکل محدودیت ارزی مواجهیم، اما باید در نظر داشت که ما در اقتصاد همواره چالشهایی داریم و هیچگاه نبوده که مشکلی نباشد. حتی میتوان گفت اقتصاد ما در برخی بخشها گویی دچار نوعی فلج مادرزادی است و این مسئله ربطی به دولت فعلی یا دولت قبل یا بعد ندارد. حال ممکن است در دورهای فروش نفت و شرایط ارزی دولتی بهتر باشد یا با تحریم کمتری مواجه باشد و گشایشی صورت گیرد، اما عموماً برای توسعه اقتصادی با چالشهای متعدد روبهرو هستیم. اکنون هم تنگناهای ارزی داریم که البته بانک مرکزی تلاش کرده این بحث را مدیریت کند، اما به هر حال تنگناهایی وجود دارد و تأمین ارز به سختی انجام میشود. هرچند در نهایت قسمت عمدهای از کار انجام میشود و در این مدت حتی رشد تولید داشتهایم. از نظر تنوع در لوازم خانگی گستردگی خوبی داریم و حدود 360 مدل تلویزیون یا بیش از 200 مدل یخچال در کشور تولید میشود.
فدایی: اگر بحث ارز را با توجه به اینکه گاه به برخی صنایع ارز ترجیحی تعلق میگرفته، نوعی حمایت گلخانهای تفسیر کنیم، باید گفت حمایتهایی که حاکمیت بعضاً از صنایع داشته متأسفانه در مسیر نادرست و با تأکید بر کمیتگرایی انجام شده است. چندی پیش نمایشگاه لوازم خانگی برگزار شد و چینیها هم در این نمایشگاه حضور داشتند. از برخی از آنها پرسیدم که حمایت دولت چین از شما چگونه است؟ پاسخ آنها جالب بود؛ میگفتند دولت به ما وام یا تسهیلات نمیدهد، بلکه حمایتش به این صورت است که وقتی یک تولیدکننده قطعهای را تولید میکند، در یک شعاع و محدوده مشخصی، فرد دیگری اجازه تولید آن قطعه را نخواهد داشت و اگر بخواهد در آن حوزه کار کند، باید در مسیر تکمیل زنجیره تولید آن منطقه فعالیت کند. به نوعی اینجا یک همافزایی و حمایت صورت میگیرد و با ایجاد فعالیتهای کنسرسیومی در چهارچوب یک نقشه راه، روند تولید، تسهیل و تسریع میشود. در کشوری مثل کرهجنوبی که بخش عمده بازار لوازم خانگی را در اختیار خود گرفته ما فقط دو برند را در پیشانی مارکتینگ میبینیم. حال در کشور ما در حوزه لوازم خانگی، بالغ بر 500 شرکت ریز و درشت در حال فعالیت هستند که در بسیاری موارد همدیگر را قبول ندارند. از طرفی قانونی هم برای انسجامبخشی آنها وجود ندارد. اگر ساخت محصول به پشتوانه یک زنجیره تولید منسجم و پایدار انجام شود، قطعاً در تصاحب سهم بازار موفقتر خواهد بود و به تبع حاشیه سود کارخانه بالا میرود و برای تبلیغات، تحقیق، توسعه، خدمات پس از فروش و...، امکان مانور بیشتری ایجاد میشود. زمانی که حاشیه سود پایین میآید، همه این مراحل حذف میشود و در نتیجه روزبهروز سهم بیشتری از بازار را به رقبا واگذار خواهیم کرد. در حال حاضر عملاً پنج، شش برند در صنعت لوازم خانگی ما بر تحقیق و توسعه تمرکز دارند و مابقی برندها بیشتر کپیکاری میکنند و به تعبیر بهتر نمیتوانند ارزش افزودهای از محصول و فعالیت خود ایجاد کنند.
با این تعداد تولیدکننده چند درصد از نیاز بازار در داخل تأمین میشود؟
شهیدی: این آمار برای کالاهای مختلف متفاوت است؛ مثلاً در حوزه تلویزیون ظرفیت تولید ما پنج میلیون در سال است، اما نیاز بازار بیش از 2.5 میلیون نیست. در واقع لوازم خانگی در میان زیرمجموعههای وزارت صمت بعد از خودرو بزرگترین صنعت محسوب شده و گردش مالی آن حتی از مواد غذایی صنعتی نیز بیشتر است. ما ظرفیت تولید بالایی داریم، با ین وجود مثلاً در مورد همان تلویزیون سال گذشته حدود 500 هزار مورد از کالای مورد نیاز بازار از طریق قاچاق تأمین شد.
یک بحث مهم این است که برخی مردم با وجود کیفیت محصول داخلی، کالای خارجی را ترجیح میدهند؛ دلیل این مسئله از نظر شما چیست؟
فدایی: ببینید، این یک بحث فرهنگی است و مربوط به امروز و دیروز نیست. زمانی که ما از ساخت کالاهای صنعتی در داخل صحبت میکنیم، با این چالش مواجهیم که متأسفانه طی سالهای گذشته به واسطه اتفاقات رخ داده در عرصههای مختلف، به نوعی سرمایه اجتماعی کم شده است. برخی اگر کالای داخلی دارای درجه بالای کیفیت هم باشد ولی نمونه خارجی در دسترس باشد از آن استفاده میکنند. در یکسری از لوازم خانگی مانند اجاق گاز بحث تکنولوژیکی وجود ندارد و تولیدکنندگان در این زمینه نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارند، اما در بحثی مانند تلویزیون با توجه به اینکه هر روز یک فناوری جدید وارد میشود، طبعاً مردم به برندهای خارجی نگاه میکنند، اما باز هم این بحث فرهنگی و سرمایه اجتماعی از اهمیت بسزایی برخوردار است. به بیان دیگر به دلیل اینکه در دولتهای مختلف سرمایه اجتماعی روزبهروز تقلیل یافت، مردم خیلی به صحبتهای تولیدکنندگان مبنی بر اینکه کیفیت داخل بالاتر رفته اعتماد نمیکنند. از سویی شما وقتی به یک واحد صنفی برای خرید مراجعه میکنید، عمده فروشندهها برند خارجی را تأیید میکنند. اگر بحث ضمانت و گارانتی را مطرح کنید، میگویند بحث ضمانت کلاً در ایران محلی از اعراب ندارد. در واقع ای کاش تصمیمگیران با نگاهی آسیبشناسانه و جامعهشناختی به سراغ حل این پرسش میرفتند که چرا فروشنده ایرانی، برند خارجی را تأیید میکند؟ این بحث خیلی ربطی به این دولت و آن دولت ندارد، یک بحث ریشهدار است. مدام در رسانهها میگوییم مردم جنس ایرانی بخرید، قاچاق نخرید، اما چون اعتماد به رسانههای مرجع در این سالها کم شده این توصیهها تأثیر خود را نمیگذارد. بنابرابن این موضوع یک مسئله چندبعدی است که هر ازچندگاهی تنها یکی از اضلاع آن مورد بازنگری قرار میگیرد و با این روال مشکل حل نخواهد شد.
تصور این است که در این سالها با ممنوعیت واردات لوازم خانگی گام بزرگی در حمایت از این صنعت برداشته شده؛ این امر تا چه حد کمککننده بوده است؟
شهیدی: واقعیت این است که ممنوعیت واردات بهصورت کامل انجام نمیشود. بله واردات قانونی چند سالی است ممنوع شده، اما راه برای واردات قاچاق همچنان باز است. به عبارت دیگر اگر فردی بخواهد بهشکل قانونی کالایی را با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی و مالیات وارد کند راه برای آن بسته استف حالا اگر بخواهد کالای قاچاق وارد کند و هیچیک از این هزینهها را نداشته باشد آزاد است. پس واردات بهطور کلی ممنوع نشده و تنها واردات قانونی ممنوع است. برای واردات لوازم خانگی نیز شیوههای بسیاری مانند پیلهوری، کولبری، تهلنجی و غیره وجود دارد. فکر نکنید نماد واردات قاچاق پیرمردی است که مثلاً یک یخچال روی دوش دارد، اکنون واردات قاچاق در این حوزه با حجم بالا و با کانتینر انجام میشود و گذری به فروشگاههای لوازم خانگی یا حتی کانالهای تلگرامی و اینستاگرامی به خوبی نشان میدهد تا چه اندازه عرضه کالاهای قاچاق گسترده است.
فدایی: در بحث قاچاق تا زمانی که تقاضا وجود دارد، برای آن عرضه نیز وجود خواهد داشت. مگر چقدر میتوان مرزها را کنترل کرد و بست؟ نکته دیگر اینکه اکنون قاچاق به منشأیی برای پولهای خاکستری و پولشویی تبدیل شده و به همین دلیل میزان آن بالاست.
با وجود قاچاق، واردات بهصورت غیرقانونی ادامه دارد و شاید تعجب کنید اگر بدانید گاه تعدادی از برندهای مطرح و شناخته شده، برخی لوازم خانگی را از خارج به شیوه قاچاق وارد میکنند و با تغییر لوگوی آنها اسم برند خود را روی کالای خارجی ثبت کرده و آن را با سودی بالا در بازار به فروش میرسانند.
در سالهای گذشته شاهد بودیم که به دلایل متعدد تولیدکنندگان داخلی قدرت رقابت با کالاهای خارجی را نداشتند. حتی فروشندگان لوازم خانگی بسیاری مواقع کالای آنها را با اما و اگر بسیار برای فروش میگذاشتند، اما بعد از ممنوعیت واردات، شرایط به نوعی تغییر کرد و اینبار این تولیدکنندگان بودند که برای فروشندهها شرط میگذاشتند. بخصوص در ایام کرونا، تولیدکنندگان اجناس را بهصورت سبدی به فروشگاهها میدادند. این موضوع به دلیل رکودی که وجود داشت، برای فروشگاهها شرایط سختی ایجاد کرد و آنها از عهده خرید سبدی برنیامدند. به همین دلیل تولیدکنندگان برندشاپها را راه انداختند. پس از مدتی به این نتیجه رسیدند که برندشاپ هم مناسب نیست و به همین دلیل فروشگاههای زنجیرهای فروش لوازم خانگی را تأسیس کردند و دیگر خیلی به فروشگاههای سطح شهر نپرداختند. در همین شیوه نیز مشکلاتی وجود دارد؛ به عنوان مثال کافی است در این فروشگاهها کالایی به هر دلیل مثلاً هزار تومان بالاتر از قیمت مصوب به فروش برسد تا آن فروشگاه با چالشهایی از تهدید به بسته شدن تا جریمه و غیره روبهرو شود. این رویکرد در حالی است که بهطور همزمان جنس قاچاق به راحتی فروخته میشود و حاشیه سود آن نیز در دست خود فروشنده است. بنابراین خیلی از فروشندهها به فروش جنس قاچاق رو آوردند چون مالیات و عوارض و... ندارد.
آمارهای متناقض درباره قاچاق گاهی به 20 تا 30 هزار میلیارد دلار میرسد. از این رقم چه سهمی مربوط به لوازم خانگی میشود و چطور میتوان جلوی آن را گرفت؟
شهیدی: واقعیت این است که برای مبارزه با این پدیده در گام اول باید اراده باشد. یعنی قبل از راهکار باید تصمیم بگیریم که میخواهیم با قاچاق مبارزه کنیم. اکنون با این حجم واردات قاچاق به نظر میرسد تصمیمی جدی برای مبارزه با آن وجود ندارد. مگر میشود این حجم یخچال سایدبایساید موجود در بازار از راه کولبری وارد شده باشد؟ گمرک که مسئول حفظ و حراست مرزهای اقتصادی کشور است، برخی ورودیها را در نظر گرفته و تأکید دارد ورودی این گیتها باید قانونی باشد، اما همزمان برخی ورودیها بدون نظارت کافی بوده و از طریق آنها به راحتی اجناس قاچاق وارد کشور میشود. اصلاً ما نمیگوییم برای مبارزه با کالای قاچاق به مرزهای گمرکی بروید. در همین شهرها و استانهای مختلف هم کافی است تراکنشهای بانکی بررسی شوند. بسیاری از فروشندگان این کالاها به راحتی تمام در فضای مجازی به تبلیغ اجناس خود پرداخته و شماره حساب خود و آدرس فروشگاه را اعلام میکنند. از سوی دیگر بانکهای ما مدتهاست اعلام کردهاند حسابهای تجاری را از حسابهای شخصی تفکیک کردهاند. اکنون تنها در حوزه لوازم خانگی حدود دو میلیارد قاچاق وجود دارد. چطور ورود این مبالغ کلان به حساب افراد چک نمیشود؟ برای بررسی وضعیت این حسابها قوانین متعددی مانند قانون مبارزه با پولشویی، قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و غیره هم داریم.
با این وجود به هرحال با ممنوعیت واردات حتی اگر ممنوعیت واردات قانونی باشد، سهم لوازم خارجی در بازار کاهش یافته، آیا این موضوع منجر به حمایت از تولیدکننده نمیشود؟
شهیدی: برای تولیدکننده داخلی حدود 30 درصد قیمت تمامشده پرداخت دولتی است؛ یعنی اگر بهطور مثال یک تلویزیون با قیمت 10 میلیون تومان در بازار به فروش میرسد، هفت میلیون آن برای تولیدکننده است و سه میلیون به نهاد دولت پرداخت میشود؛ چراکه انواع مختلف مالیات را داریم. حال اگر قرار باشد فردی واردات قانونی داشته باشد، مکلف به پرداخت این 30 درصد خواهد بود و قیمت تمامشده کالا بالا رفته و شرایط رقابتی میشود، اما در واردات قاچاق عدم پرداخت این مالیاتها موجب میشود قیمت آنها به مراتب کاهش یافته و ما در رقابتی نابرابر قرار بگیریم. بر همین اساس بیش از اینکه با واردات قانونی مشکل داشته باشیم، با قاچاق کالا مشکل داریم.
نکته دیگر مسئله مالیات است. اکنون ما مکلف هستیم فروشگاهی که کالای خود را به آن میفروشیم اعلام و اطلاعات را درج کنیم. بر همین اساس خریدار نیز بابت آن کالا مکلف به پرداخت مالیات است، اما اگر جنس قاچاق خریداری کند مالیاتی هم پرداخت نخواهد کرد.
موضوع دیگری که درباره صنعت لوازم خانگی مطرح میشود بحث قیمتگذاری دستوری است. تأثیر این رویکرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهیدی: قیمتگذاری دستوری در اقتصاد سالم امری بیهوده است. اگر عرضه کالایی در حد نیاز بازار و شرایط هم رقابتی باشد، چه لزومی دارد برای آن قیمت تکلیفی تعیین شود؟ جدا از این بحث این روزها مشکل ما، ضابطه قیمتگذاری دستوری است که این مشکل مربوط به این دولت هم نبوده و قدیمی است. طبق ضوابط قیمت تمامشده شما برای هرکالا هرقدر که باشد مجاز هستید برای آن 17 درصد سود در نظر گرفته و کالا را به فروش برسانید. با این شیوه هرچه قیمت تمامشده بیشتر باشد طبیعتاً سود هم بیشتر خواهد بود و در این نظام کاهش هزینه تولید معنایی غیر از ضرر به تولیدکننده نخواهد داشت. این شیوه از سالها قبل وجود داشته و مشکلات متعدد ایجاد میکند. این کاملاً برخلاف اصول علم اقتصاد است و به شما میگوید هرچه هزینه شما بیشتر شود سود بیشتری هم کسب خواهید کرد. چنین شیوهای اگرچه ممکن است عجیب به نظر برسد، اما آییننامه صریح سازمان حمایت است و جدا از قیمتگذاری دستوری، این ضوابط تعیین قیمت، آسیبهای متعددی به همراه داشته و در چندین دولت نیز تغییر نکرده است.
در این سالها در دولتهای مختلف بیش از 15 وزیر صمت روی کار آمده و همچنان این مشکل پابرجاست. اکنون سود تولیدکننده در آن است که قیمت تمامشده کالا بالاتر باشد و این شرایط در صنایع مختلف از جمله صنعت خودرو نیز حاکم است. اینکه میگویند چرا هم خودروهای تولیدی گران هستند و هم شرکتها زیانده هستند، به همین رویکرد برمیگردد. سالها خودروسازان ما با این شیوه پیش رفتهاند که قیمت تمامشده آنها باید بالا باشد. در چنین شرایطی مصرفکننده چارهای ندارد جز اینکه با شرایط بازار کنار بیاید، چون شرایط رقابتی در بازار حاکم نیست.
ما از سال 1396 تاکنون حدود 9 وزیر و سرپرست در وزارت صمت داشتهایم و این تغییرات مداوم مدیریتی موجب میشود هربار هر وزیر با برنامه توسعهای خاص خود روی کار آمده و زمانی برای رسیدگی به این دست مشکلات نداشته باشد.
در صحبتهای خود گفتید که در تولید لوازمخانگی بسیاری از قطعات در تمام دنیا وارداتی است. با این حساب چرا گاه کیفیت محصولات ایرانی در قیاس با نمونه خارجی پایینتر است؟
شهیدی: اگر بخواهیم محصولی مانند بنز را با خودرویی مانند سمند قیاس کنیم، برای هر دوی آنها چندین تن فولاد استفاده شده است. شاید در مواد مورد استفاده این دو خودرو یکسان باشند، اما تفاوت از بخش دانشمحور این دو محصول نشأت میگیرد و دانش تولیدکننده است که منجر به کیفیت میشود.
در بحث تعدد تولیدکنندگان داخلی لوازم خانگی، این موضوع چه تبعاتی به همراه دارد؟
فدایی: در دولتهای پیشین و بعد از ممنوعیت واردات رسمی، یکسری آمدند ارز گرفتند و کارخانه زدند، اما از عهده آن برنیامدند و به دلیل کیفیت پایین نتوانستند جنس خود را بفروشند و به تعهدات خود در قبال تسهیلات عمل کنند. به نوعی آن سرمایهها اکنون رسوب کرده و نقد نمیشود و دولت نیز به دلیل مشکلات ارزی دیگر حمایت نمیکند. این همان نکتهای است که به آن اشاره شد؛ عدم وجود یک نقشه راه مناسب در این صنعت که بهشدت به تولید ضربه زده است. بر همین اساس یک سال مثلاً تب یخچالسازی، یک سال کولر گازی و...، در این صنعت داغ میشود. در نمایشگاه امسال دهها تولیدکننده یخچالساز شده بودند، در حالی که بسیاری از آنها حرفی برای گفتن ندارند. اکنون برندهای معدودی هستند که واحد تحقیق و توسعه دارند و میتوانند با برخی رقبای خارجی رقابت کنند، اما بخش قابلتوجهی از این شرکتها توان رقابت داخلی را هم ندارند. اینگونه است که در نبود چشماندازی مشخص، وضع صنعت مذکور به این روز افتاده و تا زمانی که این وضعیت ساماندهی نشود، نمیتوان انتظار خاصی داشت.
در مورد صادرات آیا محصولات ایرانی توان رقابت بخصوص در بازارهای منطقه و همسایه را دارند؟
فدایی: تا حدودی این امکان وجود دارد، اما مشکلات زمینهای و پایهای وجود دارد. از جمله محدودیتهای ناشی از تحریمها در مراودات بانکی، عدم تخصیص مشوقهای صادراتی و پیمان سپاری ارزی که باید حلوفصل شود. در مرحله بعد باید ببینیم مزیت رقابتی ما در بازارهای هدف چیست. بحث صادرات را باید با برنامهریزی مبتنی بر نگاه واقعبینانه دنبال کرد.
و به عنوان سؤال پایانی؛ چه مشکلات دیگری پیش پای این صنعت قرار دارد؟
فدایی: عدم وجود یک نقشه راه درست و مناسب در صنعت لوازم خانگی باعث شد که ما در دورهای در دولتهای پیشین به سمت کمیتگرایی حرکت کردیم تا فقط بگوییم این تعداد واحد صنعتی و اشتغال ایجاد کردهایم. در واقع بهصورت کلی کیفیت را فدای این موضوع کردیم و به کشش بازار و بحثهای دیگر در این رابطه توجهی نکردیم. جناب شهیدی اشاره کردند که در بحث تلویزیون ما سالانه ظرفیت تولید 2.5 میلیون دستگاه را در سال داریم، اما این موضوع برای زمانی است که وضعیت اقتصادی عادی باشد و قدرت خرید مردم نیز به اندازهای باشد که این محصول را تهیه کنند. این در حالی است که در این چندساله فاصله بین قدرت خرید مردم و قیمتها بهشدت افزایش یافته و اکثریت مردم به تعمیرات لوازم خانگی و استفاده مجدد از آن روی آوردهاند. در حال حاضر ما امروز بیش از 300 تولیدکننده یخچال در کشور داریم، بدون اینکه به ظرفیت و نیاز داخل در این رابطه توجه شده باشد. الان اگر از خود شما سؤال کنند که چند برند را در حوزه لوازم خانگی نام ببرید، شما در حالت خوشبینانه نام پنج برند را میبرید، اما تعداد بسیار بالایی شرکت در این زمینه فعالیت دارند که نام برخی از آنها حتی برای فعالان این صنعت هم ناشناخته است. گاه در رویدادهایی مانند نمایشگاه لوازمخانگی شاهدیم که کیفیت پایین محصولات این برندها حاشیهساز شده و نام تولید داخل را خراب میکند. چنین اتفاقاتی به این دلیل رخ میدهد که نقشه راه مناسب با ضمانت اجرایی لازم وجود ندارد تا بر اساس آن توسعه صنعتی مناسب در این حوزه رخ دهد.




