پیادهرو
حیف است نیازمندان ازغذای نذری، بینصیب بمانند
منیره یحیایی
«حاج عباس پورسنج» 60 سال دارد. او آشپزی قدیمی و اهل تهران است. اجداد و نیاکان او آشپز بودهاند و از کودکی، در کنار دیگ و ملاقه و لوازم آشپزی هیئت، بزرگ شده است. از همان روزهای نوجوانی، کنار پدر ایستاد و فوتوفن غذاهای نذری را یاد گرفت. عطر پلو و خورشتهایش در تکیههای زنجیرزنی و نوحهخوانی، هوش از سر عزاداران میبرد. به خاطر همین است که اسمش در تکیههای شمال تهران، بر سر زبانها افتاده است. او درباره تاریخ پخت قیمه نذری در تکیهها و مساجد تهران در روزهای عزاداری میگوید: «قدیمترها به قیمه، خورش نخود هم میگفتند؛ اما بیشتر، طبقه مرفه آن را میخورد. ایرانیها معمولابهترین غذایشان را برای مراسم عزاداری امام حسین (ع) درست میکردند. قیمه و قرمهسبزی هم از غذاهای لذیذ ایرانی است که درستکردن آن هم سخت است. البته الان ۱۰۰ یا ۱۵۰ سال است که این غذاها را میپزند. بعدتر، زرشکپلو با مرغ و فسنجان و آبگوشت هم به لیست غذاها اضافه شد.» عطر و طعم غذای امام حسین(ع)، در هر تکیه و مسجدی که باشد، تا چند کوچه و گاهی یک خیابان آنطرفتر میرود. زنهای خانهدار، هزاربار سعی کردهاند غذایی با همان عطر و طعم درست کنند؛ اما نتوانستهاند. حاجعباس آقا میگوید: «گاهی پیش میآید که غذای هیئت هم خراب شود؛ مثلا شفته شود یا ته بگیرد؛ اما باز هم غذای امام حسین (ع) است و برکت دارد. تابهحال هیچوقت غذای من نسوخته است. چون همیشه کنار دیگ میایستم و هر لحظه، از غذایم خبر میگیرم؛ اما یکبار میخواستند از روی عمد، غذایم را خراب کنند؛ یکسال برای عاشورا در تکیه تجریش باید ۷۵۰ کیلو برنج میپختیم. وقتی صحبت کردیم، دیدیم ۲۷ تا دیگ میشود. در مسجد، خیلیها گفتند که برای کمک میآیند. من بودم و پسرم مهدی و یک کارگر. اما شب عاشورا، موقع کار هیچکس نیامد. به ساعت دو شب که رسیدیم، فهمیدیم که میخواهند کار ما را خراب کنند. خلاصه میخواستند که دستمان را توی پوست گردو بگذارند. ۷۵۰ کیلو برنج!از ساعت دوی شب شروع به کار کردیم و آخرین دیگمان را هم هفت صبح دم کردیم. شواهدش هست. ۲۷ دیگ! همه هم تهچیندار و هیچ سالی هم غذای ما به آن خوبی نشد. امروز هم که آن آدمها را میبینم، چیزی نمیگویم. به خاطر همین مسائل، من از پای دیگم تکان نمیخورم. غذا را که پختم و سالم تحویل دادم، میروم استراحت میکنم.» آقای پورسنج به تهدیگ هم خیلی حساس است و میگوید تهدیگ همه غذاهایش را تهچین میزند. آشپزخانه تکیهای که این روزها حاجآقا پورسنج در آن آشپزی میکند، در خیابان امام حسین ((ع) است. یک آشپزخانه بزرگ با دیوارها و کف سنگی. صبح است و خادمان، دیگها و آبکشها و ظرف و ظروف شب قبل را شستهاند و برای شب آماده میشوند. قرار است امشب شویدپلو با مرغ، برای عزاداران درست کنند. مرغها را شستهاند و در تشتهای بزرگ زردرنگ گذاشتهاند. برنجها را هم در تشتهای بزرگ خیس کردهاند و گوشه آشپزخانه گذاشتهاند. پیرمردی با کلاه سبز، گوشه آشپزخانه نشسته و دارد دستههای شوید را پاک میکند. هنوز ساعت پنج بعدازظهر است و عطر غذای نذری، در آشپزخانه راه افتاده. عباسآقا پورسنج میگوید:«این روزها بچههای کار و کارتنخوابها و مردمی که حتی یک وعده غذا را به سختی تهیه میکنند، زیاد هستند.. کاش نذریهای امام حسین (ع)، به دست آنهایی برسد که نیاز به خوردن یک وعده غذای گرم دارند یا مدتها در زندگیشان، نتوانستهاند قیمه یا قورمهسبزی درست کنند. اگر تبرک امام حسین(ع) باشد و برای شفای بیمار، همان یک دانه برنجش هم کفایت میکند.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




