بحران آب یعنی بیکاری کشاورزان

کمبود شدید منابع آبی، کشاورزی را محدودتر کرده، با این وضع چه بلایی سر اشتغال در بخش کشاورزی می‌آید؟

بحران آب یعنی بیکاری کشاورزان

فرشاد عزیزی

آمارها را که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم سهم بخش کشاورزی از اشتغال در اقتصاد ایران، ماه‌به‌ماه رو به کاهش است. اتفاقی که از بهار 1395 تا بهار 1396 به وضوح قابل‌مشاهده است. عده‌ای این مسئله را به مکانیزه‌تر شدن کشاورزی در ایران ربط می‌دهند؛ می‌گویند هر چقدر، کشاورزی، مکانیزه‌تر شود، طبیعتا نیروی انسانی لازم برای کاربست در بخش کشاورزی، کمتر می‌شود و ماشین‌ها جای انسان‌‌ها را می‌گیرند. این روند در کل دنیا نیز مشاهده می‌شود. یعنی روز‌به‌روز اشتغال در بخش کشاورزی کمتر می‌شود. اما این به معنی کاهش ارزش‌افزوده بخش کشاورزی یا کاهش سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی کشورها نیست؛ اما شاید یک دلیل دیگر هم برای این کاهش محسوس در ایران قابل بررسی باشد و آن «بحران آب» است. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی باعث شده تا بسیاری از کارشناسان تأکید کنند که در این وضعیت، بخش کشاورزی را نباید بیش از پیش حجیم کرد. بحران آب قربانی‌هایش را هم می‌گیرد، نمونه‌اش دو هفته پیش که بیطرف، کاندیدای وزارت نیرو با وجود حمایت همه‌جانبه صنعتگران و فعالان صنایع آب و برق، نتوانست رأی اعتماد مجلسیان را بگیرد. «بیطرف» و «کشاورزی»، شاید اولین قربانیان بحران آب در ایران باشند.
رأی اعتماد نگرفتن بیطرف؛ هشداری برای دغدغه «کشاورزی»
همه چیز به روز رأی‌گیری نمایندگان مجلس برای وزیر پیشنهادی نیرو باز‌می‌گردد. روزی که قرار بود حبیب‌الله بیطرف، وزیر نیروی دولت دوازدهم شود. سخنرانی‌‌ها و لابی‌های گسترده نمایندگان مخالف او، یک نخ تسبیح واحد داشت؛ فارغ از گرایش‌های سیاسی، بحث بر سر آب بود. بحران آب، نور خود را حالا به فضای سیاست کشور نیز تابانده است و همه فهمیده‌اند چقدر اوضاع وخیم است. نمایندگان مردم ساکن در استان‌های جنوب غرب کشور و در اصطلاح، زاگرس‌نشین، طلایه‌داران مخالفت با وزیر خوش‌نام پیشنهادی نیرو بودند، آنها مطالبه‌شان واضح بود: «آب زاگرس را به مرکز نبرید!»؛ اما بیطرف که قرار بود وزیر نیرو دولت «همه» ایرانیان شود، نمی‌توانست صلاح یک منطقه را بر منطقه دیگر ترجیح دهد، به همین خاطر رأی اعتماد نگرفت. این یک توجه مهم است، اما مهم‌تر از وزیرشدن یا نشدن بیطرف، بخش کشاورزی است که متهم به استفاده بی‌رویه از منابع آبی است. بخشی از اقتصاد که حالا آمارها از کاهش اشتغال در این بخش خبر می‌دهند. 
کشاورزی؛ یک تهدید برای منابع آبی؟
در چند دهه اخیر رشد جمعیت و توسعه فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی باعث شده تا فاصله بین نرخ تجدید و نرخ بهره‌برداری از آبخوان‌‌ها افزایش یابد و این شکاف، در نتیجه وقوع خشکسالی‌ها، بسیار عمیق شود؛ به طوری که کارشناسان، مدیریت بر مصرف منطقی منابع آبی آبخوان‌‌ها بالاخص در بخش‌های پرمصرف و کم‌صرفه اقتصادی از جمله بخش کشاورزی را گواهی می‌دهد. این نشان می‌دهد بخش کشاورزی با وضعیت فعلی که به طور کلی در کشور ما غیرمکانیزه اداره می‌شود، یک تهدید برای منابع آبی به شمار می‌آید.
روی اشتغالزایی کشاورزی حساب کنیم؟
تحقیقی در سال 1394 در استان همدان با عنوان «تحقق توسعه اقتصادی از طریق اشتغال بخش کشاورزی» انجام شده است. این تحقیق که توسط احمدرضا خرمی، دکترای مدیریت و کارشناس برنامه‌ریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی صورت گرفته نشان می‌دهد خیلی هم نباید روی اشتغالزایی مستقیم بخش کشاورزی حساب کرد. نتایج این مطالعه نشان داده که بخش کشاورزی، رتبه هفتم را در ایجاد اشتغال مستقیم دارد اما دارای پتانسیل بالایی در ایجاد اشتغال غیرمستقیم است. گویا ایجاد و توسعه صنایع غذایی است که به اشتغالزایی و تولید کمک می‌کند. اما در مقابل، تحقیقی در استان خراسان رضوی با عنوان «بررسی پتانسیل اشتغالزایی بخش کشاورزی در عرصه‌های اقتصاد شهر و روستا» در سال 1391 انجام شده است که نتایجی متفاوت را به دست داده. به این ترتیب که بخش کشاورزی از نظر شاخص‌های کشش اشتغالزایی رتبه دوم را در این استان داشته و درخصوص اشتغالزایی مستقیم در رتبه اول خراسان رضوی قرار دارد. علاوه بر این یک تقسیم اشتغالزایی میان شهر و روستا نیز در همین پژوهش صورت گرفته که براساس آن، کشش اشتغالزایی مردان و زنان در بخش کشاورزی مناطق روستایی به ترتیب 397/0 و 399/0است. حسین صادقی و مسعود همایونی‌فر، دو عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس در پژوهشی با عنوان «نقش کشاورزی در تامین اشتغال و کاهش بیکاری» می‌گویند: «سهم اشتغال در بخش کشاورزی در حال کاهش است و در عین حال بهره‌وری نیروی کار در این بخش به سمت بهبود پیش می‌رود. آنها پا را از حد هم فراتر گذاشته‌اند. ما به یک سال گذشته توجه کرده‌ایم و آنها به بازه زمانی 1335 تا 1375. به گفته این دو پژوهشگر، سهم اشتغال کشاورزی در ایران از 56درصد در سال 1335 به 23درصد در سال 1375 کاهش یافته است. آنها پیشنهاد می‌دهند توجه کافی به افزایش سطح زیر کشت در شرایط کنونی بخش کشاورزی ایران برای بهبود نقش اشتغال کشاورزی می تواند راهگشا باشد. بیژن باصری و اسفندیار جهانگرد در سال 86 با انجام دادن پژوهشی با عنوان «بررسی و تحلیل ظرفیت اشتغالزایی بخش کشاورزی ایران» به این نتیجه رسیده‌اند که ظرفیت ایجاد اشتغال پایدار و مولد براساس الگوهای برآوردی در زیربخش‌های کشاورزی در مقایسه با سایر بخش‌های اقتصادی بر مبنای کشش اشتغال نسبت به سطح زیر کشت، رشد ارزش‌افزوده، روند فناوری تولید و انباشت سرمایه، پایین است. به این ترتیب به نظر می‌رسد نتیجه هر فعلی در بخش کشاورزی، کاهش اشتغال است. بحران آب، در گام اول، خود به کاهش سطح زیرکشت کشاورزی می‌انجامد که نتیجه این اتفاق، کاهش اشتغال در بخش کشاورزی است. از سوی دیگر، اگر بخواهیم سایه تهدید بحران آب را از سر کشاورزی برداریم، باید به مکانیزه کردن صنعت کشاورزی رو بیاوریم. در این صورت نیز اشتغال در این بخش کاهش می‌یابد.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه