تفریحات سالم
در نقد خودبزرگبینی و توهم توطئه!
انتشارات فرهنگ معاصر نسخهای شکیل و تروتمیز از رمان «داییجان ناپلئون» ایرج پزشکزاد را تجدید چاپ کرده است و همین بهانهای شد که در ستون «تفریحات سالم» این شماره کمی از این رمان مفرح حرف بزنیم، که یکی از بهترین رمانهای طنز ادبیات معاصر ایران است. رمانی پر از شخصیتهای کمیک بهیادماندنی و موقعیتها و دیالوگهای طنزآمیزی که با نکتهسنجی ساختهوپرداخته شدهاند. یکی از نقاط قوت این رمان خلق شخصیتی است که امروز به یک شخصیت مثالی در فرهنگ ایرانی بدل شده است و هرکس را که توهم توطئه دارد، برای خودش جایگاهی غیرواقعی قائل است و خود را بالاتر از آنچه هست میپندارد و گذشتهای دروغین برای خود و ایلوتبارش جعل میکند، به داییجان ناپلئون تشبیه میکنند. از طرف دیگر رمان «داییجان ناپلئون» یکی از بهترین طنزهای ایرانی نوشتهشده درباره زوال خانوادهای است که به دروغ برای خودشان اصلونسب تراشیدهاند و دچار خودبزرگبینی شدهاند. داستان بهظاهر روایت عشق سعید به دخترداییاش لیلی است و با همین عشق آغاز میشود، اما این عشق فقط بهانهای است برای شرح وقایعی دیگر و روی آب ریختن پته خاندانی تازهبهدوران رسیده که اینطور وانمود میکنند که از ازل از ثروت و مکنت و جاه و مقام و اعتبار برخوردار بودهاند، ولی در طول رمان اتفاقاتی میافتد که از یکطرف کذب بودن این ادعا را نشان میدهد و از طرف دیگر داییجان – که خود را ناپلئون بناپارت ثانی میپندارد - خاندان پرفیسوافادهاش را وادار میکند به چیزهایی تن بدهند که پیش از این آنها را در شان خود نمیدانستند. طنز موقعیت در این رمان در خدمت برملا کردن چنین تناقضاتی است. «داییجان ناپلئون» رمانی است پرشخصیت و موفق در شخصیتپردازی. همچنین در هرفصل این رمان حادثهای جدید اتفاق میافتد که منشأ بروز بحران تازهای در خانواده داییجان میشود و هر بحران، داییجان و خانوادهاش را که بهظاهر پیوندی مستحکم دارند، یک گام به زوال نزدیکتر میکند و در همین حین خود داییجان نیز پلهپله مراحل زوال عقل را طی میکند. البته در این میان نقش آقاجان، شوهرخواهر داییجان، را هم نباید فراموش کرد. آقاجان یکی از جذابترین شخصیتهای این رمان است. مردی که داییجان او را در شان خانواده خود نمیداند و از نظرش وصله ناجوری است که به خانواده او چسبیده است. آقاجان هم یواشکی داییجان را میچزاند و حتی از جایی به بعد با او صلح میکند و آنقدر خود را به داییجان علاقهمند نشان میدهد که میشود دستِ راستِ داییجان هنگام گرفتن تصمیمات خطیر. آقاجان با این ترفند به توهمات داییجان، که مدام خاطراتی جعلی از نبردهایی قهرمانانه را در جمع بازمیگوید، دامن میزند و او را هرچه بیشتر به سمت دیوانگی هُل میدهد. از دیگر شخصیتهای بهیادماندنی این رمان مشقاسم – نوکر وفادار داییجان – است که او هم خود را در نبردها و دلاوریهای کذب داییجان سهیم کرده است. هرچه بحرانهای خانوادگی بیشتر میشود سعید بیشتر از لیلی دور میافتد و بهرغم تلاشهای اسدالله میرزا، شخصیتی رند که مدام داییجان و خاندانش را دست میاندازد، عشق سعید به لیلی ناکام میماند. داستان در دوره ورود متفقین به ایران اتفاق میافتد و پزشکزاد در این رمان با مهارت و خوشذوقی سرنوشت داییجان را به شیوهای کمیک به این دوره تاریخی گره زده است، چون داییجان خیال میکند انگلیسیها با ورود به ایران میآیند و او را دستگیر میکنند. «کار کار انگلیسهاست» اصطلاحی است که با همین رمان وارد فولکلور جمعی ایرانیها شده است. یکی از صحنههای بهیادماندنی رمان آنجاست که داییجان به تحریک آقاجان به هیتلر نامه مینویسد تا در صورت بروز هر خطری از جانب انگلیسیها، هیتلر به یاری او بشتابد. همچنین آن صحنهای که یک هندی را جای انگلیسی به داییجان قالب کردهاند و مشاجرهای خانوادگی باعث میشود ماجرا لو برود. ناصر تقوایی از این رمان سریالی ساخته که یکی از بهترین سریالهای ایرانی است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




