آخرین دکان
پیرمرد در آخرین دکان راسته پالاندوزان اردبیل دست روی دست گذاشته، خیره به پالانی است که مشتری آن شاید یک روستایی باشد که صبح برای خریدن آن از روستاهای اطراف به سوی شهر روانه شده. یکی از آخرین دکانهایی که هنوز به اسم این راسته وفادار مانده. یکی از آخرین مقاومتکنندهها در برابر دنیای مدرن. پیرمرد انگار از قرنی دیگر به دوران ما پرتاب شده است. هنوز برای بارکشهای روستاییان پالان میدوزد و هنوز از دسترنج دستهایی که اینگونه متفکرانه برهم نشستهاند نان به خانه میبرد. عصای تکیهدادهشده پشت سرش و چینوچروکهای چهرهاش از سالهای رفته بر پیرمرد میگوید. از سالهایی که دستهایش تواناتر و دکانش پررونقتر بوده. پیرمرد یکی از آخرین بازماندگان یک شغل تاریخی است که آخرین نفسهای خود را میکشد. پالانهایی که دیگر کممشتری شدهاند و در گوشهای از راسته بازاری قدیمی، در اردبیل، آخرین دکان، چراغ آن را روشن نگه داشته است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




