روایت اول
انسانیت در میزند
مینو حسنی- خارج از ایران، پناهجویان ترسیده و ناخوش به مرزهای کشورهای دیگر میرسند و روزبهروز خبرهای ترسناکی از زندگی آنها که پشت در ماندهاند منتشر میشود. مینو حسنی زنی 44 ساله است که در کشوری دیگر زندگی میکند و داستان متفاوتی به زبان میآورد.
در کشوری که من زندگی میکنم، پناهجویان زیادی آمدهاند. روزهاست غذا نخوردهاند، ترسیدهاند و جایی در کشورشان نداشتهاند. در کشوری که من زندگی میکنم، بعضیها هستند که فکر میکنند پناهجویان جای ما را تنگ میکنند و بعضی دیگر فکر میکنند ما آنقدر غذا داریم که به آنها جا و مکان بدهیم. اما درنهایت، وقتی فکر میکنی کسی به کمک نیاز دارد، باید کاری انجام دهی.
فکر میکنم باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا آدمها بهتر زندگی کنند. برای همین چند روز که گذشت، به یونیسف سر زدم، چون میدانستم آنها موافق همراهی با پناهجویان هستند. آنجا فرم پر کردم و نوشتم که میخواهم کمک کنم. کار زیادی هم نیست، سروسامان دادن به وضعیت آنهایی است که از سوریه و کشورهای جنگزده دیگر به اروپا آمدهاند. برایشان فرم پر میکنیم، سعی میکنیم با انگلیسی ساده با آنها صحبت کنیم، غذایشان را آماده کنیم و از همین کارها که کمتر کسی باورش میشود اهمیتی داشته باشند. اما برای من دلگرمی است، احساس اینکه میتوانم کاری ولو کوچک انجام دهم تا آنها راحتتر زندگی کنند، دلم را گرم میکند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




