بحث داغ شبکههای اجتماعی؛ حادثه تلخ ریزش ساختمان پلاسکو
سوگوار فرشتهها
صدرا محقق
عزای پلاسکو و فرشتههای نجاتی که زیر آوار این ساختمان سوخته و 54 ساله دفن شدند، در شبکههای اجتماعی داغ داغ است. تقریبا هیچ کسی بین کاربران ایرانی نیست از داخلی و خارجی، از چهرههای شناختهشده تا مردم عادی که در اینباره عکس و مطلب ننوشته باشد. متنها و نوشتههای کاربران از همان اولین لحظاتی که نشانههای دود از طبقات بالایی این ساختمان 17 طبقه به چشم آمد، آغاز شد. هرچه لهیب آتش و سیاهی دود بیشتر میشد، حجم نوشتهها هم بالاتر میرفت و در ادامه وقتی ساختمان سوخت و خاکستر شد و در دل خودش چندین آتشنشان شجاع دل را مدفون کرد تا همین لحظه، بار غم پلاسکو برای کاربران کم نشده است. بسیاری از نوشتهها در ستایش آتشنشانها است و برخی دیگر درباره ابعاد و جزئیات دیگر ماجرا، از نوع واکنش مردم و مسئولان گرفته تا شیوه عملیات امدادونجات و آواربرداری و... هرچه هست فروریختن پلاسکو یک کشور را عزادار خودش کرده است.
بخش زیادی از نوشتههای کاربران، متنهای احساسی و شاعرانه در اندوه کشتهشدن آتشنشانها و در ستایش تلاشهای قهرمانانه آنها بود. یکی از متنهایی که کاربران زیادی آن را در اینستاگرام و توییتر و فیسبوک با ضمیمه عکسها و طرحهایی از آتشنشانها و یا صحنه آواربرداری منتشر کردند، این شعر از شخصی با نام «میلاد عرفانپور» بود: «طلوع ناگهانها زیر آوار - غروب قهرمانها زیر آوار
کماکان میتپد با عشق مردم - دل آتشنشانها زیر آوار...»
کاربران دیگری هم متنهایی از این دست را برای نشان دادن غم و اندوه خود منتشر کردند: «به سوختن شما جگرمان سوخت، یادمان نمیرود سوختید تا ما نسوزیم.» یکی از کاربران هم در کنار هشتگ آتشنشان، این متن را نوشت: «امروز مشخص شد از مادر فداکارتر هم هست.»
بحثها پیرامون حضور و ازدحام جمعیت در مناطق اطراف ساختمان پلاسکو هم داغ و پردامنه بود، برخی مردم را مقصر میدانستند و برخی هم نبود آموزش و اطلاعرسانی ضعیف و غیرشفاف را عامل مشکل میدانستند. در همین رابطه، ایمان پاکنهاد، روزنامهنگار، در توییتر خود نوشت: «من حتی یکدرصد هم مردم رو مقصر پلاسکو نمیدونم؛ اونها نه در مدرسه، نه در دانشگاه، نه در صداوسیما و نه در محیط شهری هیچ آموزشی ندیدند.»
عکسها و متنهای زیادی هم منتشر شد که نشان میداد مردم زیادی در چهارگوشه کشور از آبادان در خوزستان گرفته تا تبریز در آذربایجان و زابل در سیستانوبلوچستان و... مردم به احترام و یاد آتشنشانان کشتهشده در پلاسکو، به ایستگاههای آتشنشانی شهر خود رفته و با گذاشتن گل، نسبت به آنها ادای احترام کردهاند. در همین رابطه، یکی از کاربران در فیسبوک خود نوشت: «در روزی که عزای عمومی است، تهران برف و باران میبارد و تنهای سوختهشان هنوز زیر آوار است. اگر مثل من خیلی غمگینید، چند شاخه گل بخرید و ببرید ایستگاه آتشنشانی نزدیکتان. هنوز آتشنشانها هستند. با صورتهای غمگین و چشمهای از گریه قرمز، اما فروتن که از همدردی تشکر میکنند. ترکیدن بغض کنارشان، دل آدم را یک کم، خیلی کم تسکین میدهد.»
در این بین بسیاری از کاربران هم حادثه تلخ ریزش پلاسکو را فرصتی مغتنم دانستند که همه ما بهعنوان شهروندان ایران باید آن را مطلعی برای جدی گرفتن موضوع آموزش و رعایت نکات ایمنی برای خود فرض کنیم. در همین رابطه ماهان شیرازی، معمار ایرانی و پژوهشگر سیاستگذاریهای شهری درباره آتشنشانی ساکن نیویورک، با نوشتن متنی در فیسبوک خود نکاتی مهم را یادآوری کرد، متنی به این شرح: «حدود یکصد سال پیش، ساختمان 10 طبقهای در مرکز شهر نیویورک آتش گرفت و بیش از یکصد نفر کشته شدند. بخشی از تلفات بیش از انتظار این حادثه، بهعلت کوتاه بودن نردبانهای آتشنشانی نیویورک بود که تنها تا طبقه ششم ساختمان میرسید، در حالی که کارخانه نساجی که حریق از آنجا شروع شده بود، در طبقه هشتم تا دهم قرار داشت. پلههای فرار ساختمان، آنقدر بد ساخته شده بود که با هجوم عدهای از کارگرها از بدنه ساختمان جدا شد و همهشان درجا کشته شدند. صاحب کارخانه درهای پله فرار داخل ساختمان را قفل کرده بود، مبادا که کارگرها چیزی بدزدند و یواشکی در بروند. بنا به روایات، خیابانهای اطراف پر شده بود از آدمهایی که البته موبایل دوربیندار نداشتند، اما ایستاده بودند و کاری جز نظاره مرگ دیگران هم از دستشان برنمیآمد. بعدها در دادگاه، مالکین کارخانه مجبور شدند بهازای هر کشته، 75 دلار جریمه بدهند و بعدترش بهازای هر کشته، 400 دلار از بیمه خسارت گرفتند. اینها را گفتم که به اینجا برسم: پیامد این فاجعه، جنبشی راه افتاد که مطالبهاش امنیت ساختمانها و فضای کار بود. پای مطالبهشان هم اینقدر ایستادند که حریق کارخانه تراینگل، شد نقطه عطف قانونهای پیشگیری از حریق. اصلا کارکرد سازمان آتشنشانی عوض شد و این سازمان بیشتر از آنکه مسئول اطفای حریق باشد، موظف به برقراری و اعمال ضوابطی برای پیشگیری از حریق شد. دفتر «پیشگیری از حریق» بهعنوان یک نهاد همان موقع در شهرداری شروع به کار کرد و الان، هر ساختمانی برای هر تعمیر ناچیزی هم بدون تأیید این نهاد نمیتواند از شهرداری مجوز بگیرد. نصب آبپاش در سرتاسر ساختمان اجباری شد. ضوابط مسیر فرار ساختمانهای بلندمرتبه، سختگیرانهتر شد.»
کاربران دیگری هم اعلام کردند برای ادای دین به آتشنشانان قربانی، رویه خود در زمینه انجام کارهای پرخطر را تغییر بدهیم. در همین زمینه عدهای تلاش کردند از الان درباره چهارشنبهسوری اطلاعرسانی کنند و از مردم بخواهند دست به کاری نزنند که برای آتشنشانان مشکلی درست کند. یکی از کاربران در اینباره چنین نوشت: «وقتی که میبینیم شرایط کاری آتشنشانهای فداکار ما چقدر سخت است، خوب است اگر نمیتوانیم باری از دوششان برداریم، دستکم باری به دوش آنها ننهیم! ای کاش حوادث ناگوار هرساله چهارشنبهسوری برای ما درس عبرت شود و تصمیم بگیریم رسوم و سنتها و عادتهای نادرست خود را تغییر دهیم، تصحیح کنیم، یا اگر از تغییر و تصحیح و بازسازی آنها ناتوانیم، در پویش و کارزاری جمعی، آنها را تحریم کنیم!»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




