برف در پایتخت، غبار در بندر

بحث داغ شبکه‌های اجتماعی

برف در پایتخت، غبار در بندر

صدرا محقق

 
 
 
 
بحث داغ شبکه‌های اجتماعی از ابتدا تا انتهای هفته قبل تحت تاثیر پدیده‌های هواشناسی و جوی بود. ابتدای هفته بحث آلودگی داغ بود، کمی بعد ماجرای سرمای شدید و بارش برف غالب شد و همزمان در گوشه دیگری از کشور موضوع افزایش شدید غلظت گردوغبار و ریزگردها فضای شبکه‌های اجتماعی را به خود اختصاص داد. آلودگی هوا در تهران مثل همه سال‌های گذشته در این فصل، ناشی از آلاینده‌های تولیدشده خودروهاست، آلاینده‌هایی که به واسطه وقوع پدیده وارونگی بر میزانشان افزوده می‌شود و آلایندگی هوا را دوچندان می‌کند. با این حال از میانه‌های هفته در این مورد هم مثل همیشه آسمان به کمک تهران آمد و بارش برف و باران هوا را تلطیف کرد و آلودگی را از شهر فراری داد. همزمان اما در نقطه‌ای دیگر از کشور، در بندرعباس، استان هرمزگان، افزایش شدید غلظت آلاینده‌های ناشی از گردوغبار زندگی و تنفس را بر اهالی آنجا تنگ کرد. درست در لحظاتی که پایتخت‌نشینان با عکس‌های برفی خود و تصاویر و متن‌های همراه با چای از یخبندان حرف می‌زدند، اهالی بندر عکس‌هایی از حجم بسیار زیاد گردوخاک و آسمان تیره‌وتار شهرشان منتشر می‌کردند. این موضوعات مثل همیشه گروه زیادی را در شبکه‌های اجتماعی به نوشتن مطالبی مرتبط با این پدیده‌های هواشناسی طبیعی و غیرطبیعی ترغیب کرد. آنچه در ادامه می‌آید بخشی از این نوشته‌هاست. یکی از کاربران توییتر به نام «آقای پژمان» وضعیت بسیار متفاوت شمال و جنوب ایران را در قالب توییتی توضیح داد و به سریال خارجی «بازی تاج‌وتخت» و فضاهای عجیب لوکیشن‌هایش اشاره کرد: «جاده‌های شمال که تقریبا بسته‌ست به خاطر برف و سرما، بندرعباس هم که به خاطر گردوخاک تعطیله، فکر کنم قسمتای آخر سریال بازی تاج‌وتخت (گیم آف ترونز) رو دارن تو ایران می‌سازن.»  شهروندان زیادی هم موضوع بارش برف تهران و ترافیک شدیدی را که همراهش در خیابان‌های شهر به وجود آمد سوژه نوشتن مطلب کردند. کاربری در همین رابطه در فیس‌بوکش نوشت: «چندساله هی به خودمون می‌گیم امسالم غافلگیر شدیم و بدبختی اینه که هرسال غافلگیر می‌شیم! نمی‌دونم این سرمای هوا دیگه چطور باید آدما رو خبر کنه و برف پاییزی یا زمستونی دیگه چطور باید بباره که کسی غافلگیر نشه؟ همیشه تجربه نشون داده وقتی یه نم بارون بزنه تو خیابونا، یه کلاف سردرگم از ترافیک پیدا می‌شه و تعداد تصادف‌هایی که اتفاق می‌افته به‌شدت زیاد می‌شه. بارون بیاد و بشه سیل، برف بیاد و ماشینا سُر بخورن و یکی‌یکی و ده‌تا ده‌تا تِپ‌تِپ تو بزرگراه‌ها بخورن به هم، چیز عجیبی نیست، ولی خب این مسئله هی ما رو غافلگیر می‌کنه!» کاربری به نام یاسمین، که حالا جایی خارج از ایران زندگی می‌کنه، از خاطره بازی خودش و بارش برف نوشته: «مامان یه عکس فرستاده از برف که از پنجره خونمون گرفته. چشمامو بستم و سعی کردم بوی برف بعد از یه آلودگی ماسیده رو بپیچونم تو دماغم. بعد حتی برگردم و خود اون آلودگی رو فرو بکشم. برف، بارون، صبح زود، ظهر، عید، انواع عید، رمضون، صبح شنبه، تابستون، بارون! فکر کن حتی اون بوی بارون یه چیز مکان‌محور باشه!»
امیرهادی انواری، روزنامه‌نگار، هم موضوع برف و ترافیک و آلودگی و تعطیلی را در قالب مطلبی در فیس‌بوکش تحلیل کرد و پیشنهادی داد به این شکل: «تو شرایط فعلی تعطیلی عمومی ضربه می‌زنه به اقتصاد، درسته! ولی مدارس و دانشگاه‌ها رو تعطیل کنید کلی بار ترافیک کم می‌شه و طبیعتا آلودگی هم کمتر می‌شه. از طرفی یک‌سری صنایع اطراف تهران تعطیل بشن... اصلا می‌شه یه فهرستی تهیه کرد و مشاغل رو براساس تاثیرشون در آلودگی هوا دسته‌بندی کرد. گروه الف و ب و جیم و دال و... الی‌آخر. تو هر شرایط شاخص یک‌سری از اینا رو تعطیل کنید تا درنهایت که هوا برای تمام گروه‌ها ناسالم می‌شه، تعطیلی عمومی باشه. مدارس و دانشگاه‌ها حالا سه روز تعطیل شن، چی می‌شه مگه؟ تو یک سال تحصیلی، یه فصل پاییزه (آبان و آذر بیشتر) بنا بر سابقه تو این دو ماه آلودگی زیاده. خب حالا تو این دو ماه، سر جمع یه 10 روز رو تعطیل کنید چه اتفاقی می‌افته؟» توییتری‌ها هم موضوع برف و واکنش‌های بقیه به‌خصوص اینستاگرامی‌ها و عکس‌های پرتعدادشان از برف را دستمایه نوشتن توییت‌های طنز و تحلیل کردند. آیدین سیارسریع، طنزنویس، در همین باره در توییترش نوشت: «عکس گرفتن داره می‌شه لذت اعلی. غذا خوردن، رفتن زیر برف و بارون، خوندن کتاب، جمع شدن دور هم و... همه در خدمت یک هدف هستند: عکس و اینستاگرام!» یکی دیگر از کاربران هم به موضوع نشستن برف روی برخی ماشین‌ها و چرخیدنشان در خیابان اشاره‌ کرد و این‌طور نوشت: «اینکه صبح رو ماشینتون برف نشسته باشه کلاس نداره. فقط نشون میده خونه‌تون پارکینگ نداره و شب ماشین رو تو کوچه پارک می‌کنین!» کاربری دیگر هم این بیت شعر را توییت کرد، بیت شعری از شاعری به نام محمد شیخی که به تضاد طبقاتی بالا و پایین ‌شهر و ارتباطش با بارش برف اشاره دارد: 
«از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده برف تجریش است و سوزش می‌رسد پایین ‌شهر!»
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه