آموزش مهارت باید عرضه‌محور باشد

مدیرکل دفتر نظارت، بهسازی و هدایت شغلی سازمان آموزش فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای کشور:

آموزش مهارت باید عرضه‌محور باشد

توجه به موضوع مهم اشتغال در کشور و اهمیت و ارتباط این مهم با مقوله مهارت‌آموزی و تمرکز بر مباحث آموزشی و همچنین نگاه و تکالیف قانونی سازمان آموزش فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای کشور در خصوص مهارت‌آموزی در کنار تبیین سیاست‌های این سازمان در قالب برنامه‌ریزی‌های آموزشی ما را بر آن داشت تا با طرح سؤالاتی در خصوص مسائل روز این حوزه و همچنین ارتباط و تعامل سازمان آموزش فنی‌‌‌و‌‌‌حرفه‌ای کشور با بنگاه‌های اقتصادی، مراکز کارگاهی، دانشگاه‌ها و کاریابی‌ها و ارتباط آن با مباحث اشتغال، گفت‌وگویی را با علیرضا طاهرپور به عنوان مدیرکل دفتر نظارت، بهسازی و هدایت شغلی سازمان آموزش فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای کشور داشته باشیم.

احسان احمدی

ارائه خدمات مشاوره آموزشی- شغلی بر مبنای تضمین سازگاری بین مشاغل موجود و نیروی کار یکی از اهداف تعریف شده در حوزه دفتر نظارت، بهسازی و هدایت شغلی سازمان آموزش فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای کشور است. شما این ارتباط را چگونه تشریح می‌کنید؟

فعالیت و برنامه‌ریزی دفتر نظارت، بهسازی و هدایت شغلی در مباحث مشاوره آموزشی- شغلی مورد توجه قرار گرفته است. این مشاوره‌ها به صورت حضوری و الکترونیکی ارائه می‌شود و کسانی که غالباً به ما مراجعه می‌کنند، کارجو و در واقع فاقد شغل و مهارت هستند که خواهان یادگیری و استفاده از مباحث آموزشی سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای هستند. در واقع، هدف اصلی این افراد، کسب مهارت در راستای ورود به بازار کار است. اکنون سؤال اساسی این است که این افراد باید چه آموزشی ببینند تا مهیای ورود به بازار کار شوند. سازمان فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای برای اینکه بتواند به این افراد کمک کند (تا آموزشی را فراگیرند که احتمال اشتغال بیشتری را داشته باشند) در حوزه‌های اطلاعات و گفت‌وگو بر مبنای تعاملات روانشناختی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد تا به یک جمع‌بندی کلی برسند.
اقدام دیگر در حوزه فعالیت‌ها این است که ما در یک منطقه جغرافیایی خاص، به سامانه «سابک» وصل می‌شویم و این اطلاعات را کسب می‌کنیم. اطلاعاتی مانند اینکه در آن منطقه چه نیازهای آموزشی خاصی وجود دارد و صنایع و کارفرمایان به چه نوع آموزش‌هایی برای کارکنان خود نیاز دارند؟ در بخش دوم، ما ظرفیت‌های بالقوه اشتغال را مدنظر قرار می‌دهیم و گزارش‌های مربوط به این حوزه در مشاوره‌های آموزشی به افراد متقاضی اعلام و ارائه می‌شود.
بحث سوم در این بخش از سازمان، استفاده از ظرفیت‌های آموزشی مناطق مختلف است که البته در حال حاضر تعداد آموزشگاه‌های آزاد معمولاً از تعداد مراکز فنی‌‌‌‌و‌‌‌‌حرفه‌ای بیشتر است. در حال حاضر بالغ بر 11 هزار آموزشگاه فعال فنی‌‌و‌‌حرفه‌ای در کشور وجود دارد و تعداد مراکز سازمان به 633 می‌رسد. افرادی که به کارشناسان آموزش سازمان مراجعه می‌کنند، در جریان ظرفیت‌های آموزشی منطقه خود قرار می‌گیرند.
مبحث دیگر فعالیت این دفتر، بازخورد رهگیری اشتغال دوره‌های گذشته آموزشی در مباحث مشاوره‌ای است که مورد توجه و استناد قرار می‌گیرد. 
در آخر، محور نهایی فعالیت ما در این بخش از سازمان، توجه به ویژگی‌های شخصیتی افراد است که در این ارتباط با گرفتن تست‌های مختلف، شخصیت افراد و گرایش‌هایی که متناسب با روحیات و علاقه‌مندی‌های افراد باشد، بررسی و تعیین می‌شود. قطعاً افرادی که تخصص کافی ندارند نمی‌توانند زوایای پنهان شخصیتی خود را کشف کنند و ما با انجام این تست‌ها آنها را مشخص کرده و به افراد در انتخاب آموزش و شغل مورد نظر و مناسب یاری‌رسانی می‌کنیم و آنها را در مسیر تصمیم‌گیری درست قرار می‌دهیم. بخش مشاوره غالباً در ابتدای دوره است و بخش رهگیری به عنوان یکی از فعالیت‌های ما به طور معمول بعد از اشتغال صورت می‌گیرد.
معمولاً رهگیری‌های اشتغال توسط کارشناسان سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای شش ماه تا یک سال بعد از اشتغال افراد صورت می‌گیرد و در واقع از گزارش‌های مورد نظر برای یرنامه‌ریزی‌های آموزشی دوره‌های آینده استفاده می‌شود.
 
بخش عمده‌ای از مهارت‌آموزان سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای تحصیلات دانشگاهی دارند و از طرفی نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بسیار بالا است. چه ارتباط معناداری بین این دو موضوع می‌بینید؟
بحث بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را ‌باید ابتدا از بعد کمی مورد بررسی قرار دهیم. به استناد داده‌های آماری، عرضه و تقاضای نیروی کار در لایه مشاغل آکادمیکی در کشور رعایت نشده است. معمولاً مشاغل یا مهارت‌بنیان هستند و یا دانش‌بنیان. به عنوان مثال، افرادی که مهندس یا پزشک هستند کار دانش‌بنیانی انجام می‌دهند اما معمولاً در مراکز صنعتی افراد به کار مهارت‌بنیانی اشتغال دارند و مابین این دو باید تفاوت قائل شویم. ما در مشاغل دانش‌بنیان به این اندازه در کشور نیاز نداشتیم و در واقع سیستم‌های آموزشی باید بر اساس عرضه و تقاضا عمل کنند.
معمولاً نظام‌های آموزشی یا علم‌محورند، یا آموزش‌های یادگیرنده‌محور ارائه می‌کنند، یا کارایی اجتماعی و یا بازسازی اجتماعی را در دستور کار خود دارند. ما معمولاً با بحث کارایی اجتماعی موافق هستیم و در این راستا نیز آموزشی به افراد داده می‌شود تا زندگی اجتماعی افراد را تأمین کند؛ نه اندوخته عظیم ذهنی که در طول عمر از آن استفاده لازم را نداشته باشد.
در سیستم دانشگاهی کشور، توازنی بین عرضه و تقاضا وجود ندارد. با در نظر گرفتن اینکه اگر ما تحریم نبودیم و کارخانجات ما به صورت چندشیفته فعالیت می‌کردند، باز به این اندازه فارغ‌التحصیل دانشگاهی نیاز نداشتیم شامل همه گرایش‌ها است. ما دانشگاه‌ها را بیش از حد توسعه داده‌ایم و در این راستا باید توجه داشته باشیم افرادی که به دانشگاه می‌روند صرفاً قرار نیست که مرزهای علم را جابه‌جا کنند. تأمین معیشت و اشتغال مهمترین هدف انجام تحصیلات دانشگاهی است. 
در ترسیم هرم نیروی انسانی نیز هر اندازه در لایه‌های تحصیلاتی پیش می‌رویم باید از تعداد افراد کاسته شود. به این معنا که در لایه‌های بالایی ماهیت علمی، تحقیقاتی، پژوهشی بیشتر و در لایه‌های پایین‌تر تعداد افراد اجرایی بیشتر خواهد شد. لایه‌های هرم اساساً باید تناسب داشته باشند. ما در کشورمان با به‌‌هم‌ریختگی این هرم مواجه هستیم و اینگونه است که اشتغال برای لایه‌های مختلف با مشکل مواجه می‌شود و اینجا است که ما آسیب اقتصادی را شاهد خواهیم بود و برگشت سرمایه را نمی‌بینیم. نهایتاً می‌توان گفت عدم تناسب در کمیت تحصیلکردگان و تحصیلات مورد نیاز در کشور از عواملی است که عدم تناسب در حوزه فارغ‌التحصیلی و بازار کار را رقم می‌زنند.
در نظر داشته باشید حدود 35 درصد از مهارت‌آموزان سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای تحصیلات دانشگاهی دارند اما از طریق مدارک دانشگاهی نتوانسته‌اند کار مورد نظرشان را بیابند و به حرفه و مهارت‌آموزی روی آورده‌اند. البته در سازمان محدودیتی در زمینه آموزش وجود ندارد و همه این افراد را در رشته‌های مختلف آموزش می‌دهد اما سؤال این است که چرا این افراد باید تحصیلات دانشگاهی را گذرانده و با عدم وجود اشتغال مجبور به برنامه‌ریزی در حوزه مهارت‌آموزی شوند؟ این سؤالی است که برنامه‌ریزان کلان آموزش عالی باید پاسخگوی آن باشند.
 
حدود 35 درصد از مهارت‌آموزان سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای تحصیلات دانشگاهی دارند اما از طریق مدارک دانشگاهی نتوانسته‌اند کار مورد نظرشان را بیابند و به حرفه و مهارت‌آموزی روی آورده‌اند
 
نوع و میزان تعامل سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای با دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در چه مسیری و بر چه اساس تدوین شده است؟
سازمان فنی‌و‌حرفه‌ای چندین سال است که با سیستم آموزش عالی همکاری‌های گسترده‌ای را در دستور کار دارد و در این ارتباط ما مراکزی را تحت عنوان مراکز کنار دانشگاهی داریم که دانشجویان علاوه بر واحدهایی که در دانشگاه‌ها می‌گذرانند، یکسری واحدهای عملی متناسب با تحصیلات خود را هم می‌توانند در این مراکز بگذرانند که در پایان دوره تحصیل علاوه بر مدرک تحصیلی گواهینامه‌های مهارتی را دریافت کرده و در واقع مهارت هم آموخته باشند. 
دستورالعمل‌های این مراکز از سال 1397 ابلاغ شده و با همکاری دانشگاه‌ها در حال فعالیت هستند که تا به حال بالغ بر 250 مرکز مدیریت مهارت‌آموزی و مشاوره‌ای در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی راه‌اندازی شده و تعداد زیادی از دانشجویان هم توانسته‌اند از این خدمات استفاده کنند.
 
معمولاً مشاغل یا مهارت‌بنیان هستند و یا دانش‌بنیان. به عنوان مثال، افرادی که مهندس یا پزشک هستند کار دانش‌بنیانی انجام می‌دهند اما معمولاً در مراکز صنعتی افراد به کار مهارت‌بنیانی اشتغال دارند و مابین این دو باید تفاوت قائل شویم

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه