نگاهی به پیمان آرسپ و تأثیر آن بر آمریکا
جنگ تجاری وارد دوره جدیدی شده است. چین که با حدود 12 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی، چشماندازی در تعقیب آمریکای 20 هزار میلیارد دلاری نمیدید، اکنون در یک ائتلاف جدید کلیت «جهان غرب» را تهدید میکند؛ تهدیدی اقتصادی، اما آزاردهنده برای رهبران اروپا و آمریکا که با ناباوری به خروج غول از چراغ مینگرند.
برگ برنده شرق برای غرب
خبر برای غرب تکاندهنده بود. چین، ژاپن و ۱۴ کشور آسیا و اقیانوسیه بزرگترین توافق تجاری جهان موسوم به RCEP (Regional Comprehensive Economic Partnership) را امضا کردند. این پیمان که یک سوم تولید ناخالص داخلی کل جهان را شامل میشود، به منزله اعلان جنگ رسمی به آمریکا خواهد بود؛ آمریکایی که بعد از بحران کرونا و کشمکش در انتخابات ریاست جمهوری، به نظر میرسد روزهای خوبی را پیش روی نخواهد داشت. پیمان آرسپ در عمل یک توافقنامه تجارت آزاد در منطقه آسیا و اقیانوسیه بین 10 کشور
آ سه آن (برونئی، کامبوج، اندونزی، لائوس، مالزی، میانمار، فیلیپین، سنگاپور، تایلند و ویتنام) و پنج کشور استرالیا، چین، ژاپن، نیوزیلند و کره جنوبی است و این 15 کشور در یک نشست آنلاین بر سر این قرارداد به توافق رسیدند. به گفته سازمان ملی رادیو تلویزیونی ژاپن (NHK) با همه تلاشهای توکیو، هند به دلیل رقابت شدید با چین در نهایت به این توافق تجاری ملحق نشد، اما ژاپن توانست چین را راضی به حضور در این پیمان کند. البته اعضا گفتهاند درهای این پیمان همیشه برای هند باز خواهد بود. اما حتی بدون احتساب هندوستان، این اتحادیه حدود 30 درصد از جمعیت جهان (حدود 2.5 میلیارد نفر) را در بر گرفته و بیش از 30 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی (25 هزار میلیارد دلار) را در اختیار دارد. البته اتحادیه اروپا همچنان حدود ۳۳ درصد کل بازرگانی جهان را در اختیار دارد.
این پیمان تعرفهها را کاهش داده یا لغو میکند. علاوه بر این، قوانین مشترکی وضع خواهد کرد که انتظار میرود ضمن تقویت زنجیره تأمین در بخش کالاهای صنعتی (شامل اتومبیل و قطعات الکترونیکی مصرفی) باعث تحریک تجارت و سرمایهگذاری بیشتر شود. همچنین آرسپ با گذشت زمان تعرفههای پایینتری برای تجارت بین کشورهای عضو در نظر خواهد گرفت. حال ژاپن، چین و شرکایشان با این اعداد میتوانند اتحادیه اروپا را با حدود 500 میلیون نفر جمعیت و بیش از 19 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی پشت سر گذاشته و به بزرگترین اتحادیه تجاری جهان تبدیل شوند.
از بین بردن میراث اوباما
شاید ذکر این نکته که انتخابات اخیر آمریکا جنگ بین جهانی شدن و انزواطلبی است، تکراری باشد. اما با نگاهی به نقاط مختلف جهان، سیاستهای انزواطلبانه ترامپ و جهانیسازی توسط اوباما، به عمق این بحران بیشتر پی خواهیم برد.
در سال 2016 پیمانی به نام «پیمان تجاری اقیانوس آرام یا شراکت ترنس-پسیفیک (Trans-PacificPartnership)» به عنوان یک پیمان مشابه آرسپ بسته شد. این پیمان بعد از هفت سال مذاکره در نهایت بین کشورهای استرالیا، برونئی، کانادا، شیلی، ژاپن، مالزی، مکزیک، نیوزیلند، پرو، سنگاپور، ایالات متحده آمریکا و ویتنام منعقد شد. نکته جالب اینکه در این پیمان اثری از چین دیده نمیشد و این بدان معنا بود که سیاست اوباما در کاخ سفید توانسته بود کشورهای این منطقه را از چین دور و گرد ایالات متحده جمع کند. این قرارداد (TPP) باعث نزدیک شدن کشورهای همسایه چین به آمریکا و کاهش وابستگی آنها به تجارت با چین میشد و قدرت این کشور در روابط تجاری را کاهش میداد.
اما با روی کار آمدن دونالد ترامپ، همه چیز تغییر کرد. او همچون بقیه تعهدات آمریکا، خصوصا پیمانهایی که اوباما برای آنها تلاش کرده بود (همچون برجام)، در سال 2017 از این معاهده خارج شد. حالا چهار سال از آن روزها گذشته و بخش بزرگی از این کشورها در پیمانی جدید، اینبار گرد چین جمع شدهاند.
چرا چین پیروز این پیمان است؟
با نگاهی به لیست کشورهای عضو پیمان آرسپ، درمییابیم که جز پنج کشور چین، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و اندونزی، تولید ناخالص داخلی باقی کشورها چندان چشمگیر نیست. حتی چین به تنهایی، از مجموع بقیه این کشورها تولید ناخالص بالاتری دارد، پس احتمالا اغلب این کشورها به لحاظ اقتصادی نقاط جذابی برای چین نخواهد بود. اما با نگاهی به نقشه درخواهیم یافت که ارزش ژئواستراتژیک این کشورها، برای چین بسیار چشمگیرتر است. یعنی جدای از ارزش مبادلات بازرگانی که حدود ۲۹ درصد کل بازرگانی جهان خواهد بود، یک سپر امنیتی در برابر آمریکا نیز خواهد داشت. البته چین در میان کشورهای همسایه چندان محبوب نیست و ممکن است تصویب این معاهده برای دولتهای دیگر دردسرساز باشد. اما این کشور برنده قطعی این معاهده است، چون علاوه بر گسترش در سطح منطقه، شرکایش اکنون از منطقهای محافظت میکنند که آمریکا درسال 2016 با پیمان ترنس-پاسیفیک به دست آورده بود. برای آمریکا چه خبری بدتر از این خواهد بود؟
امید کمرنگ آمریکا
همانطور که ذکر شد، شکست ترامپ در انتخابات اخیر آمریکا و سکانداری بایدن، فقط سیاستهای داخلی ایالاتمتحده را تغییر نخواهد داد و شامل بخش عظیمی از جهان نیز خواهد شد. شاید هیچکس نمیتوانست مانند دونالد ترامپ به چین و روسیه فرصت توسعه دهد، اما سیاستهای انزواطلبانه و خروج از پیمانهای آمریکا به بهانه تمرکز بر تولید در داخل این کشور (هدفی که در نهایت و با چهار سال تلاش هم محقق نشد)، نهتنها وضعیت داخل را بهبود نبخشید، بلکه بخش وسیعی از سیطره آمریکا در مناطق مختلف جهان (از جمله همین منطقه حساس جنوب چین) را نیز از میان برد. حال بایدن پس از چهار سال تلاشهای ترامپ در جهت تخریب آنچه رؤسایجمهور قبلی کردهاند، روی کار آمده و با یک آمریکای بحرانزده روبهروست.
البته ترامپ نشان داد که آمریکا به دلیل حجم بالای تأثیرگذاری، توان زیادی برای تخریب بازی کشورهای دیگر دارد. از همین جهت حالا بایدن برای بازگشت به چندجانبهگرایی شاید دست بالاتری هم داشته باشد. اروپا، قطعا گزینه نخست بایدن برای ورود دوباره به صحنه جهانی است. اروپا و ایالات متحده نزدیک به نیمی از تولید ناخالص جهان و حجم عظیمی از تجارت را در اختیار دارند که این میتواند به نوعی برگ برنده تلقی شود. همچنین جریان اصلی رسانه (که مهمترین اهرم تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان است) نیز در اختیار آمریکا و اروپاست. از طرف دیگر، بازی چندجانبهگرای آمریکا با حفظ فشار بر چین و کشورهای اتحادیه آرسپ (با توجه به عدم محبوبیت چین در کشورهای منطقه) میتواند بازی را به نفع آمریکا تغییر دهد. موفقیت در این بازی، به همراهی نیروهای جمهوریخواه در سنا و تلاش برای پر کردن شکاف عمیق جامعه آمریکا بستگی دارد. همچنین وضعیت پیچیده در افغانستان و البته مشکل عمیق با ایران نیز در این بازی بسیار ایفای نقش خواهد کرد. در نهایت چین و روسیه که به گفته بایدن «رقیب» و «تهدید امنیتی» آمریکا محسوب میشوند هم دیگر کشورهای چهار سال قبل نیستند و قدرتمندتر از چهار سال قبل در انتظار مصافی جانانه با آمریکای بایدن به سر میبرند. با این حساب به نظر میرسد دهههای آینده آبستن رویدادهای بزرگی خواهد بود. اژدها و خرس از چراغ بیرون آمدهاند و زمان دیگر به عقب بازنخواهد گشت.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




