انگار رشد بچه‌هایم را می‌بینم

گفت‌و‌گو با بازنشسته‌ای که 12سال است باغبانی می‌کند

انگار رشد بچه‌هایم را می‌بینم

المیرا حسینی

بسیار گفته و شنیده می‌شود که سال‌های بازنشستگی، ایام بی‌حاصلی نیست که افراد را خانه‌نشین کند، بلکه می‌تواند آغاز یک کار جدید و شکوفایی آن‌ها باشد. این چیزی است که سیدرضا میری، بازنشسته  نیروهای نظامی، در عمل اعتقاد خود را به آن نشان داده است. او 55سال دارد و از 12سال پیش که بازنشسته شده، باغی را در جنوب دماوند و در نزدیکی سمنان خریداری کرده است و خودش کارهای باغبانی آن را انجام می‌دهد.
دنبال یک کار سالم بودم
میری می‌گوید، دوچیز باعث شده، او به سمت کار باغبانی سوق پیدا کند؛ خاطرات کودکی و اقناع روحی. او درباره این دو علت توضیح می‌دهد: «من از بچگی به کارکردن روی زمین علاقه داشتم. علتش هم این بود که در دوران کودکی، زیاد به این منطقه رفت‌و‌آمد داشتیم و اقواممان بیشتر کارهای کشاورزی می‌کردند. معمولا تابستان‌ها که مدارس تعطیل بود، به دماوند می‌رفتیم و همانجا می‌ماندیم. از همان روزها علاقه من به این کار شکل گرفت و احساس کردم از انجام آن لذت می‌برم.»اما سال‌ها طول می‌کشد تا او فرصتی پیدا کند که به کار مورد علاقه کودکی‌اش بپردازد. میری در ادامه می‌گوید: «بعد از بازنشستگی با سرمایه‌ای که داشتم، می‌توانستم دو کار انجام دهم؛ وارد حوزه کارهای اقتصادی ناسالم شوم و پولم را چندبرابر کنم. در این صورت هم درآمد خوبی داشتم و هم از نظر جسمی و روانی در آسایش بودم. کار دومی که با این پول می‌شد انجام داد، فعالیت اقتصادی سالم بود که از نظر روحی نیز من را تامین می‌کرد.
 راستش از همان ابتدا دنبال بحث افزایش درآمد نبودم که به هر قیمتی یک ریالم را تبدیل به دو ریال کنم. دوست داشتم فعالیت سالمی انجام دهم. به همین خاطر هم، سراغ علاقه کودکی‌ام و کار باغبانی رفتم. دلم می‌خواست آن‌قدری دستم باز باشد که سفره‌ای پهن کنم و چند جوان مستحق در کنار آن نان بخورند و مشغول شوند، ولی به‌دلیل مشکلاتی که وجود دارد، هنوز موفق به این کار نشده‌ام.»او درباره این مشکلات می‌گوید: «تا روزی که این باغ را خریدم و وارد این کار شدم، با وضعیت سیستم دولتی آشنا نبودم. متاسفانه هیچ هدایت و حمایتی از طرف سازمان‌های متولی مثل وزارت جهاد کشاورزی صو رت نمی‌گیرد. به‌خصوص این حمایت در مورد خرده‌پاهایی که من هم جزوشان هستم، اصلا وجود ندارد. چون خودم به‌شدت انگیزه کار داشتم، چندبار پیگیری کردم که از کمک کارشناسان جهاد و امکانات استفاده کنم، ولی موفق نشدم. البته می‌شد به روش‌های ناصحیح به هدفم برسم، اما دلم نمی‌خواست کار را این‌‌طور پیش ببرم. در این 10، 12سال باغبانی و باغداری، فقط یک بار توانستم درخواست بدهم و کارشناسی به باغم بیاید، چون باغ دچار آفتی شده بود، می‌خواستم بدانم چه نوع سمی با چه دُزی باید زده شود. کارشناس هم از باغم نمونه برداشت تا آزمایش و راهنمایی‌ام کند. ولی متاسفانه چیزی که فهمیدم این است که اگر همه هزینه‌های کارشناسی را هم تقبل کنید، به این راحتی جواب نمی‌گیرید.»
هوای آزاد، نور خورشید، غذای سالم
میری معتقد است که مهم‌ترین نکته کار باغبانی، آرامش روحی است که او و همسرش این روزها دارند. آرامشی که همسرش به سبب بیماری‌ که از سر گذرانده، به آن احتیاج داشته است: «همسرم بعد از شیمی‌درمانی و رادیوتراپی، مثل تمام کسانی که چنین دوره‌های بیماری را از سر می‌گذرانند، شرایط خاصی پیدا کرده بود و نیاز به هوای آزاد و پاک، نور خورشید و غذای سالم داشت. برای خودم هم پی گرفتن علاقه بچگی بود. اتفاقا در روایت‌ها و احادیث هم به این مسئله اشاره شده که وقتی انسان درخت یا نهال یا گلی می‌کارد، احساس خاصی نسبت به آن موجود پیدا می‌کند. انگار دارد رشد بچه خودش را به چشم می‌بیند و لذت می‌برد. یکی ممکن است با داشتن یک ماشین خیلی خوب، لذت ببرد و فردی دیگر با خانه یا ویلایی لوکس. اما من با کار باغبانی و تماشای رشد نهال‌هایم از زندگی لذت می‌برم.»
این عشق قابل توصیف نیست
میری معتقد است، تماشای درختی که گل و میوه داده است، جزء لذت‌هایی است که به طریق دیگری قابل احصا نیست و با وجود تمام مرارت‌ها همین هم، او را پایبند باغ و باغبانی کرده است. او درباره سختی‌های کارش می‌گوید: «هوا که سرد می‌شود، باغ به خواب می‌رود و کار چندانی ندارد. کار من دقیقا از وقتی شروع می‌شود که هوا رو به گرمی می‌رود. یعنی از بهار که درخت‌ها هشیار می‌شوند. آن زمان است که کوددهی و بیل‌زدن دور درخت‌ها شروع می‌شود که ریشه‌ها بتوانند نفس بکشند. باید به‌موقع غذای مرغوب به خاک داده شود و به‌موقع هم سم‌پاشی شود که میوه‌ها «کرمو» نشوند. چون منطقه کم‌آبی هستیم، از همان ابتدا مجبور شدم درخت‌های قدیمی را از باغ خارج کنم و نهال جدید بکارم، چون درخت‌های قدیمی با روش غرق‌آبی آبیاری شده بودند و به روش قطره‌ای عادت نداشتند، ولی نهال‌هایم را با روش قطره‌ای آبیاری کرده‌ام و ریشه‌هایشان به این میزان آب عادت کرده است.»
او بخشی از کار را از بچگی می‌دانسته، برای باقی مسائل هم به کتابخانه دانشگاه تهران مراجعه کرده و با مطالعه به‌دست آورده است. اطلاعات افراد باتجربه و محلی‌ها هم به کارش آمده است و خود او نیز در این سال‌ها تجربیات زیادی کسب کرده. در کنار باغی که دارد، سبزی خوردن و صیفی‌جات هم برای مصرف شخصی کاشته است. همین‌ طور چند مرغ و خروس و شترمرغ پرورش می‌دهد که بتواند نیازهای اولیه خانواده‌اش را تامین کند، اما بیشترین انرژی‌اش را برای باغ می‌گذارد: «تنها کسانی حال من را می‌فهمند که خودشان این کار را انجام داده باشند. گلدانی را قلمه زده و از آن پذیرایی کرده باشند. کسانی که این کار را کرده باشند، تایید می‌کنند که موقع به ثمر نشستن آن، حسی که به آدم دست می‌دهد، قابل توصیف نیست. در میان باغ که قدم می‌زنم و از کنار درخت‌هایی که کاشته‌ام، می‌گذرم و می‌بینم یک متر و نیم رشد کرده یا وقتی درختی که مشکل داشته و نارس بوده، پیوند زده‌ام و می‌بینم که گل و میوه داده، غرق در لذت می‌شوم.»میری می‌گوید با وجود اینکه شرایط سنی‌اش باعث شده کار در روزهای گرم سال برایش سخت و طاقت‌فرسا باشد، ولی از اینکه پولش را در این کار سرمایه‌گذاری کرده است، پشیمان نیست: «اگر پولم را در هر کار دیگری سرمایه‌گذاری کرده بودم، طی این 10، 12سال چندین برابر شده بود و خودم هم می‌توانستم استراحت کنم و از نظر جسمی در آرامش باشم، ولی باغبانی نیازهای روحی‌ام را تامین می‌کند و من به‌خاطر فضایی که در آن زندگی می‌کنم و نوع کارم، بسیار راضی هستم و به هیچ عنوان احساس پشیمانی نمی‌کنم.»
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه