عنوان:اشتیلر/نویسنده/ ماکس فریش/ مترجم: علیاصغر حداد/نشر ماهی
هویت گمشده
مریم فرهنگی
«انسان هرچیزی را میتواند بازگو کند، مگر زندگی واقعی خودش؛ همین امرِ غیرممکن است که محکوممان میکند آن چیزی باشیم که همراهانمان میبینند و بازمیتابانند. آنهایی که وانمود میکنند مرا میشناسند، کسانی که خود را دوست من میدانند و نمیگذارند تغییر کنم، هر معجزهای را (که نمیتوانم بازگو کنم، آن رویداد بیاننشدنی را که نمیتوانم اثبات کنم) نابود میکنند، فقط برای اینکه بگویند: «من تو را میشناسم.» کتاب «اشتیلر» نوشته «ماکس فریش» روایتی روانکاوانه از زندگی مردی است به نام «مستر وایت» که وقتی پس از شش سال از آمریکا به وطنش زوریخ بازمیگردد، به اتهام جاسوسی و تغییر هویت دستگیرش میکنند! آنها او را به نام «لوودویگ اشتیلر» مجسمهساز مشهور سوئیسی میشناسند در صورتی که او زیر بارِ پذیرش آن نمیرود. بخش اول کتاب، «مستر وایت» در زندان برای اثبات اینکه اشتیلر نیست شروع به نوشتن خاطرات خود از آمریکا و جاهایی که دیده است، میکند و بخش دوم مربوط به دادستان پرونده است که افراد و اسنادی را برای اشتیلِر بودن او ارائه میدهد. اشتیلر در این میان خاطراتی را بیان میکند که شرح استحاله اوست. اتفاقها، انتخابها و کُنشها در مسیر زندگی، بخشی از هویت هر فرد را در بر میگیرد که ناگسستنی است. «ماکس رودُلف فریش» داستاننویس و نمایشنامهنویس سوئیسی است که با نوشتن رمان «اشتیلر» به شهرت جهانی رسید. ملاقات و دوستیاش با «برشت» تاثیر عمیقی بر او داشت بهویژه در آثار نمایشیاش بهوضوح نمایان است. فریش هنگام دریافت جایزه ادبی «شهر زوریخ» در پاسخ به این سوال که چرا مینویسد گفت: «عدهای برای این مینویسند که جهان را تغییر دهند، اما من مینویسم برای اینکه جهان را بهتر تحمل کنم». متاسفانه تعداد کمی از آثار او در ایران ترجمه شده است. «دیوار چین»، «آندورا» و «وقتی که جنگ تمام شد» از نمایشنامههایی هستند که به ترجمه و چاپ رسیده است. رمان «اشتیلر» در سال 1386 توسط نشر «ماهی»، با ترجمه بسیار خوب «علیاصغر حداد» در 447 صفحه به چاپ رسید که تنها رمان ترجمهشده از اوست. این کتاب با نام دیگر «هویت گمشده» با ترجمه «حسن نقرهچی» توسط انتشارات «نیلوفر» نیز چاپ شده است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




