کولی کنار آتش
«من هم روزگاری نامی داشتم. اکلیما...» «تنها زندگی میکنی اکلیما؟» «نه، یاد کسی با من است، چه کسی میتواند تنها زندگی کند...»
منیرو روانیپور، استاد نوشتن جملاتی است که خواننده را سر جای خود میخکوب میکند. او ترکیباتی بهکار میبرد که مختص خود منیرو روانیپور و امضای نویسندگی اوست. مثل جایی که شخصیت اول داستانش در قهوهخانه بینراهی تنها مانده و «غصه در جانش سنگ شده» یا جایی که در میان رهگذران، ناگهان احساس میکند که «انگار تمام شاهزادگان جهان گریختهاند و دستی در کار بسامان کردن تاریکی است...» منیرو روانیپور، در بوشهر متولد شده و شاید از ادای احترام و دلبستگی او به جنوب ایران است که اکثر داستانهایش در جنوب کشور میگذرد. اولین کتابش به نام «کنیزو» شهرت قابلقبولی برایش به همراه آورد. پس از آن، تعداد زیادی داستان کوتاه و چند رمان نوشت و داستان «رعنا»یش از مجموعه نازلی، برنده دوره سوم جایزه گلشیری شد. رمان «کولی کنار آتش» از قلم توانای این نویسنده، در سال 1378 توسط نشر «مرکز» منتشر شد. این رمان 218صفحهای، داستان دختری به نام «آینه» است که تحتتاثیر رفتار افراد قبیلهاش که نشأت گرفته از سنتهای قدیمی است، گام در سفری ناشناخته میگذارد، با آدمهای زیادی آشنا میشود و ماجراهای بسیاری را از سر میگذراند. از نقاط قابل توجه این کتاب، فاصلهگذاریهایی است که نویسنده ایجاد کرده. او در مواقعی خودش وارد داستان میشود و با شخصیت اول رمانش گفتوگو میکند. از دیگر نکات قابل اشاره، طرح جلد زیبایی است که توسط ابراهیم حقیقی طراحی شده. این کتاب در سال 1396 به چاپ چهاردهم رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها
تیتر خبرها




