یادداشت
تقاضای القایی چیست و چه ابعادی دارد؟
زهرا حاجیهاشمی؛ دانشجوی دکترای خطمشیگذاری
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، به گزارش خبرگزاری «خانه ملت»، در بهمنماه 96، اعلام کرد، مخارج سلامت در ایران در حال افزایش است. دلاتر و همکارانش، اساتید حوزه سلامت در سوئیس، (2003) در پژوهشی افزایش مخارج سلامت را متأثر از عواملی همچون سطح درآمد، توسعه فناوری و ترکیب سنی جمعیت دانستهاند. بهعلاوه اقتصاددانان و سیاستگذاران در این زمینه بر ناکارآمدی بخشهای عرضه و تقاضا تاکید میکنند که به علت رفتار ارائهکنندگان خدمات سلامت، میتواند موجب القای تقاضا به بیماران شود. القای ارائه، مراقبت یا فروش خدمت غیرضروری به مراجعان نظام سلامت که با اِعمال قدرت از طرف ارائهکنندگان خدمت، همراه است را «تقاضای القایی» میگویند. با فرض خوشبینانه توجه ویژه سیاستگذاران به افزایش مخارج سلامت، پرداختن به مسائل مربوط به تقاضای القایی نیز درخورِ اهمیت میشود، اما سیاستگذاران هنگام توجه به تقاضای القایی، با چالشهای مهمی مواجه هستند. بیکِردایک و همکارانش، پژوهشگران حوزه سلامت، این چالشها را شامل تعریف تقاضای القایی و فرمهای متفاوت تقاضای القایی میدانند. در چالش «تعریف تقاضای القایی» دو سطح وجود دارد؛ در سطح کلان، دولت نگران افزایش هزینههای سلامت است و تقاضای القایی را عامل مهمی در این رابطه میداند و برای سنجش آن، سنجههایی در نظر میگیرد، مانند تعداد پزشکان، که افزایش این عدد را عاملِ افزایش استفاده از خدمات درمانی و لذا افزایش هزینههای سلامت در نظر میگیرد. اما ابهام در تشخیص این مسئله است که آیا واقعا افزایش تعداد پزشکان گواهی بر افزایش تقاضای القایی است؟ در سطح خرد، ماهیت چندوجهی تصمیمگیری در حوزه درمان و ماهیتِ ناهمگون پزشک-بیمار، تشخیص رفتارهای موجدِ تقاضای القایی از دیگر رفتارها را دشوار کرده است. چالش جدی دیگر که پرداختن به تقاضای القایی را از نگاه سیاستگذاران دشوار کرده، برآمده از این واقعیت است: تقاضای القایی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد یا متأثر از عوامل بسیاری باشد. کیوانآرا و همکاران، پژوهشگران مدیریت سلامت، (1392) عوامل بسیاری را در قالب سه دسته عوامل زیربنایی (مانند پیچیده بودن پزشکی، نامتقارن بودن اطلاعات بین ارائهکننده خدمت و مصرفکننده آن و...)، عوامل اجتماعی (همچون اطلاعرسانی ضعیف، تبلیغات غیرواقعی، ناآگاهی بیمار از حقوق خود، فرهنگ جامعه و...) و عوامل ساختاری (نبود نظارت دقیق و متمرکز بر عملکرد پزشکان، بیتوجهی به حقوق پزشکان، پزشک-سالاربودن ساختار، تاجرمآببودن پزشکان، یکی بودنِ سرمایهگذار و تصمیمگیرنده در بخش سلامت و...) دستهبندی کردهاند.
تقاضای القایی، پدیدهای پیچیده و چندوجهی است. اینکه چه عواملی باعث ایجاد تقاضای القایی شدهاند، راهحل و رویکرد سیاستی متفاوتی را بهدنبال دارد. این پیچیدگی و تنوع، سیاستگذاران را در مواجهه با این موضوع، دچار چالش کرده است. تجمع بیش از ۱۵۰۰نفر متخصص رادیولوژی در پی اعتراض به اعطای مجوز سونوگرافی به متخصصان زنان و زایمان در مقابل وزارت بهداشت در بهمن ماه ۹۶، مثال خوبی برای این دشواری است. اعتراض آنها حاکی از این بود که نباید ابزار تشخیص و درمان در دست یک نفر باشد و این در ابتدا به صلاح بیمار است و در این مجوز منفعت مالی پزشکان متخصص غیررادیولوژیست بر سلامت بیمار ارجح است، اما همزمان با این اعتراضات، چراغ یک سوال در ذهن مردم روشن میشود: آیا این اعتراض ناشی از ترس رادیولوژیستها از تشخیص اشتباه پزشکی و تقاضای القایی بوده یا از ترس محدودشدن منابع درآمدی خودشان؟!
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




