گریه عالی برای جیب خالی!

طنز کارگری

گریه عالی برای جیب خالی!

عبدالله مقدمی

یادش بخیر، قدیم‌ها یکی از سرگرمی‌های مهم کارمندها پشت میز اداره و بازنشستگان روی نیمکت پارک، حل‌کردن جدول بود. به قول شاعر:
 
بود به حل کردن جدول قدیم
از فضلا، از علما کارمند!
 
اما امروزه همه چیز پیشرفت کرده است. دیگر کسی مجله جدول نمی‌خرد. حالا مدتی است حلالان جدول، صبح به صبح یک روزنامه می‌خرند و سعی می‌کنند با خواندن چند حرف الفبا، اسامی مختلسان و وام‌گیرندگان و بدهکاران آن روز را کشف کنند. بحمدالله در هفته گذشته هم این دوستان بی‌روزی نماندند و خوردند به پست موسسه «ث» و حضرات «ح.ه» و «م.م» و «ا.ع» و «م.م» و «ح.ص» و... فقط حیف که این اسم‌ها کلا خوراک نصفِ روز این بندگان خدا شدند.
البته فقط هیجان کشف اسامی نبود. عده‌ای هم که قدیم‌ترها به جداول ریاضی و سودوکو علاقه داشتند، چند روزی با محاسبه عدد هدیه‌ها و وام‌های فس‌درصد! و حقوق‌های پیش‌پیش و قیمت زمین در یزد و... سرشان حسابی گرم شد.
صفرهای وامش دوش کله مرا افروخت
آن‌قدر شمردم تا، آخرش فیوزم سوخت!
به هر حال این هم در نوع خودش سرگرمی‌ است. واقعا از مسئولان ممنونیم که این هیجان و تفریح رایگان را از مردم دریغ نکرده‌اند.
اما از این‌ها گذشته، صداقت بعضی عزیزان سلبریتی، هیچ‌کس را نکشته باشد، من یکی را کشت، رفت پی کارش. یعنی طرف درست موقعی که چک چند صدمیلیون تومانی موسسه فلان، توی جیبش بوده، زار زار برای مشکلات اقتصادی مردم گریه می‌کرده است. مشکلاتی که مسبب بسیاری از آن‌ها، همین موسسات بوده‌اند. یعنی شما بروید توی بحر هنر این دوستان. حالا اگر به من یکی، یک چک صدهزارتومانی بدهند، در اندرونم چنان جشن و شادمانی‌ به پا می‌شود که در دم، همه چیز را تابلو می‌کنم. بس که بی‌جنبه‌‌ام. واقعا بعضی از این‌ها، این سختی‌ها را فقط به خاطر ما مردم تحمل می‌کنند. دیدید که خودشان هم همیشه می‌گویند: «ما خاک پای مردمیم!» 
 
من کی‌ام؟ خاک‌ترینِ کف پای مردم
همه عمر نشستم به عزای مردم
منصفانه شده قسمت همه امکانات 
چک برای خودم و گریه برای مردم 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه