یادداشت
هویت کارگر در زمانه جدید
جعفر خیرخواهان؛ اقتصاددان
دورترها زمانی که از کارگران صحبت میشد، منظور کسانی بودند که فعالیت اصلیشان کشاورزی بود و نیروی کار عموما بهصورت یدی کارها را انجام میداد. در آن دوران از تاریخ فعالیتهای کارگری، آنچه ارزش کار را تعیین میکرد، قدرت و زور بازوی کارگران بود. در آن دوره نهتنها طبقه کارگر عایدی چندانی از معیشت و سطح زندگی شایسته نداشت، بلکه حتی از داشتن حق و بهتبع آن، از بهرهمندی از سایر نیازهای عموما غیرمادی نیز محروم بود. با اختراع ماشینآلات بخار و آغاز دوران صنعتیشدن، انسان بهویژه طبقه کارگران پس از طی دورانی پرفرازونشیب، به عصری وارد شدهاند که ماشینها و روباتها همه جریان قدرت سابق را زیر سیطره خود بردهاند. امروز دیگر صحبت از قدرت فکر، اندیشه و مهارت است و کارگران نیز در این معادله خود را بهروز کرده و صاحب فن و دانش شدهاند. در این پروسه انتقالی تبدیل اختراع به ماشینآلات، بهتدریج نیروی کار به سمت کارهای فکری رفته است. در دنیای امروز دانش و مهارت تعیینکننده وضع کارگر و اقشار کارگری است. در این صورت طبیعی است تعاریف کارگر و صورتبندی نیازهای آنها نیز حول محور تازهای میچرخد. مهارت و دانش، بنیان عصر جدید است و کارگران در پیوند با مهارت تعریف میشوند. طبیعی است کارگری که مهارت دارد، در عصر کنونی تولید ثروت و درآمد میکند، به جامعه کمک میکند و در این فرایند علاوه بر اینکه هویتی متفاوت کسب میکند، حتی نیازهایی سوای نیازهای مادی پیدا میکند و آنچه بایسته است را از دولتها طلب میکند. در این مناسبات تازه، نه کارگران شبیه به گذشتگان خود هستند و نه نیازها و هویتشان از نوع سابق است. یعنی فرهنگ، آموزش و مدنیت و دموکراسی را طلب میکنند و این با گذشتهای که تنها دغدغهشان دستمزد مناسب بود کاملا متفاوت است. ما در عصر روباتیک قدم گذاشتهایم و بسیاری از کارها کمهزینه و دقیق انجام میشود و در این عصر نه ارزشافزوده را کارگران ساده ایجاد میکنند و نه تضمینی هست که کارگر فاقد مهارت به رفاه و امنیت اجتماعی و اقتصادی مورد انتظار برسد. از طرفی نیز لازم است ذهنیتمان را نسبت به نیروی کار عوض کنیم. کارگر امروز کسی نیست که به کارهای ساده مشغول و آگاهیاش از مسائل، محدود و کمینه باشد. کارگر امروز کسی است که با خلاقیت و نوآوری ارزشافزوده ایجاد میکند و نیازمندیهایش نیز از جنس گذشته نیست، آموزش و مهارت روح حاکم بر کنشهای آنهاست و متناسب با این تغییرات در نگرشها خواهان فضای باز و حمایتهای گسترده فرهنگی، رفاهی و حتی سیاسی هستند، بنابراین کمکهای دولتها به اقشار کارگری تنها محدود به بعد مادی و اقتصادی نیست، بلکه خواستههای کارگران، جنسی متفاوت یافته که باید خود را به ابزار پاسخگویی به آنها مجهز کنیم. باید به تحولات حوزه بازار کار و تغییر در برداشتهای کارگران در فرایند خلق ارزشافزوده توجه کنیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم موج دانشگرایی در تولید به کشور ما نیز میرسد و در آن صورت با خیل انبوهی از نیروی کار فاقد تخصص روبهرو خواهیم شد. اقتصاد ایران نیاز به ارتقای نیروی کار دارد و خیل عظیم کارجویان یا کارگران آینده در عین حال که نیازهای پیچیده و قابلتوجهی دارند، باید از مهارت و آموزش کافی نیز برخوردار باشند تا بتوانیم با دنیا و تجارت جهانی ارتباط مناسبی برقرار کرده و علاوه بر بهرهمندی فرد از رفاه بیشتر، رشد و پیشرفت اقتصادی را برای کشور به ارمغان بیاوریم. باید به این موضوع توجه کنیم که ورای بگومگوهای معمول و تدابیر و سیاستهای تصمیمگیران، اقتصاد ایران نیازمند بازگشایی عرصه فعالیتهای مولد و سالم است. در چنین ساختی کارگران بسته به دریافتیهایی که از ناحیه اقتصاد دارند، برای سایر نیازهای خود تصمیم میگیرند. هویت کارگران در این ساخت و مناسبات پیچیده، تنها در این قالب شکل میگیرد که البته ما بسیار از آن فاصله داریم.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




