گفتوگو در برابر ستیز!
مسعود شاهحسینی
152سال بعد از مرگ غمانگیز کارگرانی که در شیکاگوی آمریکا دست به اعتصاب زدند و به رگبار بسته شدند، در هر اقلیمی که پای بگذاریم، کارگران همچنان در مضیقه نداشتهها، از آمال و آرزوهایشان میگویند. اگر در سده نوزدهم کارگران تعدیل شرایط و کاهش ساعات روزانه کار را طلب میکردند، امروز خواستهها جنسی متفاوت دارد. حیاتی آبرومندانه و سهمی سزاوارانه از تولید در ازای وقت و نیرویی که فروختهاند، آرمان تمام کارگران است. آن هم در روزگاری که سلسله مراتب الگوها و مناسبات تاموتمام در ید اختیار سرمایهداری تکاملیافته بیرقیب است. سود، سکه رایج مناسبات اقتصادی است و امنیت و رفاه اجتماعی قبلهگاه کارگران. با آنکه مبارزات کارگری برای دستیافتن به سطحی رضایتبخش از امنیت و رفاه، قدمتی دیرین دارد، هنوز بسیاری دنبال جوابی برای این پرسش جهانشمول اما دشوار میگردند که برای ارتقای امنیت و رفاه اجتماعی کارگران چه باید کرد. در ایران نیز که بنا به آمارها وضع کارگران چندان تعریفی ندارد، گمشده اصلی همین جواب است. از نظر بسیاری از ناظران و تحلیلگران، ریشه معیشت شکننده و فقر و تنگدستی بسیاری از کارگران ایرانی به تحولات ساختاری سه دهه گذشته کشور بهخصوص در عرصه اقتصاد برمیگردد و تاکید میشود در اولین گام باید سطح دستمزدهای کارگران را تا دیر نشده بالا برد. اما آیا بازنمایی مسائل کارگری در قالب صرف دستمزد و معیشت و بهعبارتی اقتصاد خانوارهای کارگری، منطقی است؟ اساسا کارگران در چه میدانی زیست میکنند و آیا رهایی از زیست آنتاگونیستی ممکن است؟ آیا باید از آینده طبقه کارگر ترسید، بهخصوص اعتراضهای دیماه گذشته را باید با عینک مطالبهگری کارگران نشانهشناسی کرد؟ محمد مالجو اقتصاددان، پرویز صداقت پژوهشگر اقتصادی، مهدی هداوند عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علومسیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و حسین اکبری فعال کارگری به این پرسشها در قالب چهار گفتار پاسخ میدهند. این گفتارها برداشتی از سخنرانی نامبردگان در نشست «امنیت و رفاه اجتماعی» است که گروه علمی- تخصصی صلح انجمن جامعهشناسی روز چهارشنبه در دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران با همکاری انجمن علمی برنامهریزی اجتماعی این دانشگاه برگزار کرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




