درد مزمن چیست و چرا مهم است
علی ملائکه روزنامهنگار
تقریباً هیچ انسانی نیست که در دورهای از زندگی با درد روبهرو نشده باشد؛ از سردردهای ساده و دردهای عضلانی پس از یک روز کاری سخت گرفته تا دردهای ناشی از جراحی، عفونت، آرتروز یا آسیبهای ناگهانی. اما درد همیشه یک تجربه کوتاه و قابلتحمل نیست. در مواردی، درد آنقدر ادامه مییابد که خواب را مختل میسازد، تمرکز را از کار میگیرد و حتی توان لذت بردن از زندگی را کاهش میدهد. آنچه بسیاری از افراد بهدرستی درک نمیکنند این است که دردِ کنترلنشده میتواند به مرور زمان به یک بحران روانی نیز تبدیل شود؛ بحرانی که با اضطراب، افسردگی و فرسودگی ذهنی همراه است. پزشکان تأکید میکنند اگر دردی بیش از سه ماه ادامه پیدا کند، دیگر نمیتوان آن را یک درد معمولی دانست. در این مرحله، درد وارد قلمرو «درد مزمن» میشود؛ پدیدهای که نهفقط جسم، بلکه سلامت روان را هم درگیر میکند و درمان آن به مراتب پیچیدهتر از دردهای کوتاهمدت است.
درد نوسیسپتیو؛ زبان مستقیم آسیب
یکی از شناختهشدهترین انواع درد، «درد نوسیسپتیو» است؛ دردی که در اثر آسیب مستقیم به بافت یا التهاب ایجاد میشود. بریدگی، سوختگی، پیچخوردگی، شکستگی استخوان و حتی التهاب ناشی از عفونت یا جراحت، از جمله عوامل رایج این نوع درد به شمار میروند. در این حالت، بدن از طریق گیرندههای عصبی تخصصی که «گیرنده درد» نام دارند، پیام خطر را به مغز منتقل میکند. این گیرندهها در بخشهای مختلف بدن حضور دارند و در برخی نقاط، تعدادشان بسیار بیشتر است. برای نمونه، نوک انگشتان یا زبان به دلیل حساسیت بالا، هزاران گیرنده درد دارند و به همین علت حتی آسیبهای کوچک در این نواحی، بسیار شدیدتر احساس میشود. پوست، یکی از پرگیرندهترین بافتهای بدن است، اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. گیرندههای درد در عضلات، مفاصل و حتی اندامهای داخلی نیز وجود دارند و به محض بروز آسیب یا التهاب، پیامهای هشدار را ارسال میکنند. درد نوسیسپتیو معمولاً یک پیام روشن دارد: «در این نقطه مشکلی رخ داده است.» به همین دلیل، اگر علت آسیب شناسایی و درمان شود، درد نیز اغلب کاهش مییابد. با این حال، اگر درد رها شود یا درمان به تأخیر بیفتد، میتواند به چرخهای فرساینده تبدیل شود و کیفیت زندگی را بهطور جدی پایین بیاورد.
درد اندامی؛ معمایی در عمق بدن
نوع دیگری از درد، «درد اندامی» است؛ دردی که از اندامهای داخلی سرچشمه میگیرد و معمولاً به شکل فشار، سنگینی یا درد مبهم احساس میشود. برخلاف دردهای سطحی، این نوع درد همیشه دقیق و قابلتشخیص نیست و گاهی به نواحی دیگری از بدن انتشار پیدا میکند. به همین دلیل، پزشکان توصیه میکنند افراد از حدس زدن علت درد اندامی پرهیز کنند و آن را بهعنوان یک نشانه مهم جدی بگیرند.
برای نمونه، محل درد کلیه اغلب در میانه کمر احساس میشود. اگر علت آن سنگ کلیه باشد، درد معمولاً به صورت موجی و حملهای ظاهر میشود؛ دردی که شدت آن کم و زیاد میشود و گاهی فرد را از حرکت بازمیدارد. اما اگر همین درد با تب همراه باشد، احتمال عفونت کلیه مطرح میشود؛ وضعیتی که نیازمند بررسی فوری است. در مورد کبد نیز محل درد اغلب در سمت راست بدن و درست زیر قفسه سینه توصیف میشود، زیرا کبد در همان ناحیه قرار دارد. با این حال، مشکلات کبدی میتوانند درد عمومی شکم ایجاد کنند و تصویر بالینی را مبهم سازند. درد اندامی، به دلیل ماهیت پیچیده اندامهای داخلی، همواره نیازمند ارزیابی پزشکی است. گاهی یک درد ظاهراً ساده، میتواند نشانه یک اختلال جدیتر باشد و بیتوجهی به آن، هزینه درمان را افزایش دهد.
وقتی پیامها دچار اختلال میشوند
«درد عصبی» یا «نوروپاتیک» زمانی رخ میدهد که رشتههای عصبی آسیب ببینند یا دیگر بهدرستی کار نکنند. در این حالت، مسئله فقط وجود آسیب در یک نقطه از بدن نیست، بلکه مشکل در نحوه پردازش پیامهای درد در سیستم عصبی است. به بیان ساده، اعصاب پیامها را به شکل غیرطبیعی تفسیر میکنند و همین امر باعث ایجاد دردهایی میشود که گاهی شدت آنها با محرک واقعی تناسب ندارد. بیماریها و آسیبهای متعددی میتوانند درد عصبی ایجاد کنند؛ از دیابت و اماس گرفته تا آسیب نخاعی، سکته مغزی، عفونتها یا حتی گیر افتادن عصب. نمونههای رایج آن شامل درد شدید پس از زونا در صورت، گردن، قفسه سینه یا تنه است؛ دردی که ممکن است مدتها پس از رفع ضایعات پوستی باقی بماند. همچنین، بسیاری از افراد مبتلا به دیابت با سوزش، گزگز و بیحسی در پاها مواجه میشوند که به آن «نوروپاتی دیابتی» گفته میشود. درد مچ دست در سندرم تونل کارپال نیز از همین جنس است. درد عصبی معمولاً با درد نوسیسپتیو تفاوت دارد و اغلب به صورت سوزش، تیر کشیدن یا احساس آزاردهنده «سوزنسوزن شدن» توصیف میشود. حتی ممکن است با محرکهایی ایجاد شود که در حالت عادی دردناک نیستند؛ مثلاً تماس لباس با پوست یا ساییده شدن کمربند به کمر. از سوی دیگر، این نوع درد میتواند طولانی شود و درمان آن دشوارتر باشد. برخی داروها به کاهش علائم کمک میکنند، اما کنترل کامل آن همیشه آسان نیست.
درد نوسیسپتیو؛ زبان مستقیم آسیب
یکی از شناختهشدهترین انواع درد، «درد نوسیسپتیو» است؛ دردی که در اثر آسیب مستقیم به بافت یا التهاب ایجاد میشود. بریدگی، سوختگی، پیچخوردگی، شکستگی استخوان و حتی التهاب ناشی از عفونت یا جراحت، از جمله عوامل رایج این نوع درد به شمار میروند. در این حالت، بدن از طریق گیرندههای عصبی تخصصی که «گیرنده درد» نام دارند، پیام خطر را به مغز منتقل میکند. این گیرندهها در بخشهای مختلف بدن حضور دارند و در برخی نقاط، تعدادشان بسیار بیشتر است. برای نمونه، نوک انگشتان یا زبان به دلیل حساسیت بالا، هزاران گیرنده درد دارند و به همین علت حتی آسیبهای کوچک در این نواحی، بسیار شدیدتر احساس میشود. پوست، یکی از پرگیرندهترین بافتهای بدن است، اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. گیرندههای درد در عضلات، مفاصل و حتی اندامهای داخلی نیز وجود دارند و به محض بروز آسیب یا التهاب، پیامهای هشدار را ارسال میکنند. درد نوسیسپتیو معمولاً یک پیام روشن دارد: «در این نقطه مشکلی رخ داده است.» به همین دلیل، اگر علت آسیب شناسایی و درمان شود، درد نیز اغلب کاهش مییابد. با این حال، اگر درد رها شود یا درمان به تأخیر بیفتد، میتواند به چرخهای فرساینده تبدیل شود و کیفیت زندگی را بهطور جدی پایین بیاورد.
درد اندامی؛ معمایی در عمق بدن
نوع دیگری از درد، «درد اندامی» است؛ دردی که از اندامهای داخلی سرچشمه میگیرد و معمولاً به شکل فشار، سنگینی یا درد مبهم احساس میشود. برخلاف دردهای سطحی، این نوع درد همیشه دقیق و قابلتشخیص نیست و گاهی به نواحی دیگری از بدن انتشار پیدا میکند. به همین دلیل، پزشکان توصیه میکنند افراد از حدس زدن علت درد اندامی پرهیز کنند و آن را بهعنوان یک نشانه مهم جدی بگیرند.
برای نمونه، محل درد کلیه اغلب در میانه کمر احساس میشود. اگر علت آن سنگ کلیه باشد، درد معمولاً به صورت موجی و حملهای ظاهر میشود؛ دردی که شدت آن کم و زیاد میشود و گاهی فرد را از حرکت بازمیدارد. اما اگر همین درد با تب همراه باشد، احتمال عفونت کلیه مطرح میشود؛ وضعیتی که نیازمند بررسی فوری است. در مورد کبد نیز محل درد اغلب در سمت راست بدن و درست زیر قفسه سینه توصیف میشود، زیرا کبد در همان ناحیه قرار دارد. با این حال، مشکلات کبدی میتوانند درد عمومی شکم ایجاد کنند و تصویر بالینی را مبهم سازند. درد اندامی، به دلیل ماهیت پیچیده اندامهای داخلی، همواره نیازمند ارزیابی پزشکی است. گاهی یک درد ظاهراً ساده، میتواند نشانه یک اختلال جدیتر باشد و بیتوجهی به آن، هزینه درمان را افزایش دهد.
وقتی پیامها دچار اختلال میشوند
«درد عصبی» یا «نوروپاتیک» زمانی رخ میدهد که رشتههای عصبی آسیب ببینند یا دیگر بهدرستی کار نکنند. در این حالت، مسئله فقط وجود آسیب در یک نقطه از بدن نیست، بلکه مشکل در نحوه پردازش پیامهای درد در سیستم عصبی است. به بیان ساده، اعصاب پیامها را به شکل غیرطبیعی تفسیر میکنند و همین امر باعث ایجاد دردهایی میشود که گاهی شدت آنها با محرک واقعی تناسب ندارد. بیماریها و آسیبهای متعددی میتوانند درد عصبی ایجاد کنند؛ از دیابت و اماس گرفته تا آسیب نخاعی، سکته مغزی، عفونتها یا حتی گیر افتادن عصب. نمونههای رایج آن شامل درد شدید پس از زونا در صورت، گردن، قفسه سینه یا تنه است؛ دردی که ممکن است مدتها پس از رفع ضایعات پوستی باقی بماند. همچنین، بسیاری از افراد مبتلا به دیابت با سوزش، گزگز و بیحسی در پاها مواجه میشوند که به آن «نوروپاتی دیابتی» گفته میشود. درد مچ دست در سندرم تونل کارپال نیز از همین جنس است. درد عصبی معمولاً با درد نوسیسپتیو تفاوت دارد و اغلب به صورت سوزش، تیر کشیدن یا احساس آزاردهنده «سوزنسوزن شدن» توصیف میشود. حتی ممکن است با محرکهایی ایجاد شود که در حالت عادی دردناک نیستند؛ مثلاً تماس لباس با پوست یا ساییده شدن کمربند به کمر. از سوی دیگر، این نوع درد میتواند طولانی شود و درمان آن دشوارتر باشد. برخی داروها به کاهش علائم کمک میکنند، اما کنترل کامل آن همیشه آسان نیست.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




