
پارادایم فرسوده حکمرانی آب
دیرزمانی است که محققان و متخصصان حوزه آب، هشدار میدهند و مسئولان را به استفاده از روشهای علمی و صحیح حکمرانی در مقوله آب فرامیخوانند. نبودن گوش شنوا اما اوضاع را به اینجا رسانده که شهروندان مجبورند بهطور روزانه قطعی آب را در خانههای خود تحمل کنند. ایران، اقلیمی نیمهخشک و خشک دارد و در تمام ادوار نیازمند هوشمندی و درایت در مدیریت منابع آبی خود بوده است. از سیستمهای پیچیده و پایدار قناتها که قرنها شریان حیاتی این تمدن کهن بودند، تا امروز که با بحران فراگیر بیآبی دست به گریبانیم، حکمرانی آب در این مرز و بوم مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است. این سیر تحول، بازتابی از تعامل پیچیده میان محدودیتهای اقلیمی، تغییرات اجتماعی، توسعه اقتصادی و سیاستگذاریهای دولتی است. حالا که به اینجا رسیدهایم و آبی در سدها و سفرهها و لولهها نیست، شاید نگاهی به نظرات متخصصان حوزه آب و بازخوانی آنها بتواند راهکارهای مؤثر در بهبود شرایط آبی کشور را به دست دهد.
به باور یک جغرافیدان، در حوزه محیط زیست با بحثی به نام بار محیطی مواجهیم. بار محیطی ناظر بر این است که هر محیطی با توجه به تناسب توانشهای جغرافیایی توان پذیرش حجم خاصی از بار را دارد. جمعیت، سازه و فعالیت این بار را شامل میشوند. هرگاه بار محیطی بیشتر از ظرفیت محیطی باشد حتماً محیط خواهد شکست. بار محیطی شهر تهران بسیار فراتر از ظرفیت محیطی آن شده و محیط تهران شکسته است. محققان بیان میکنند که سیستم حکمرانی آب در ایران از نگاه سلسلهمراتبی و از بالا به پایین رنج میبرد. در تصمیمگیریها غالباً مشارکت ذینفعان محلی محدود است. همچنین دانش بومی در مدیریت آب به حاشیه رانده شده است. در بسیاری از دورههای تاریخی، تشکیلات مدنی جوامع شهری و روستایی نظام تسهیم و مشارکت آب بین افراد را در دست داشتهاند (مانند نظام میراب) اما رویکرد دستوری، باعث میشود که برنامهها با واقعیتهای محلی و نیازهای جوامع منطبق نباشد. سیاستگذاریهای آبی عمدتاً بر ملاحظات مهندسی مانند سدسازی و انتقال آب متمرکز بوده و شامل ابعاد اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نیست.
به گفته کارشناسان، ریشه بحران آب نه کمبود قانون، بلکه ضعف در اجرای آن و ناهماهنگی نهادی است. وزارتخانهها و سازمانهای مرتبط، اغلب بدون همافزایی عمل میکنند و این واگرایی منجر به سیاستهای متناقض، نبود نظارت مؤثر و شکست در اجرای راهبردهای پایدار منابع آب شده است.
گزارش خواستار بازطراحی حکمرانی آب با تمرکز بر اصلاح قوانین، شفافیت نهادی، مشارکت مردمی و توجه به عدالت بیننسلی و اکولوژیک است.
در مجموع، دیدگاه متخصصان ایرانی حول محور ضرورت تغییر پارادایم از مدیریت فنی و متمرکز به سمت حکمرانی مشارکتی، یکپارچه، بومی و انعطافپذیر میچرخد. آنها معتقدند بدون این تحول بنیادین، راهکارهای مقطعی و مهندسیمحور به تنهایی قادر به حل بحران آب در ایران نخواهد بود.
به باور یک جغرافیدان، در حوزه محیط زیست با بحثی به نام بار محیطی مواجهیم. بار محیطی ناظر بر این است که هر محیطی با توجه به تناسب توانشهای جغرافیایی توان پذیرش حجم خاصی از بار را دارد. جمعیت، سازه و فعالیت این بار را شامل میشوند. هرگاه بار محیطی بیشتر از ظرفیت محیطی باشد حتماً محیط خواهد شکست. بار محیطی شهر تهران بسیار فراتر از ظرفیت محیطی آن شده و محیط تهران شکسته است. محققان بیان میکنند که سیستم حکمرانی آب در ایران از نگاه سلسلهمراتبی و از بالا به پایین رنج میبرد. در تصمیمگیریها غالباً مشارکت ذینفعان محلی محدود است. همچنین دانش بومی در مدیریت آب به حاشیه رانده شده است. در بسیاری از دورههای تاریخی، تشکیلات مدنی جوامع شهری و روستایی نظام تسهیم و مشارکت آب بین افراد را در دست داشتهاند (مانند نظام میراب) اما رویکرد دستوری، باعث میشود که برنامهها با واقعیتهای محلی و نیازهای جوامع منطبق نباشد. سیاستگذاریهای آبی عمدتاً بر ملاحظات مهندسی مانند سدسازی و انتقال آب متمرکز بوده و شامل ابعاد اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نیست.
به گفته کارشناسان، ریشه بحران آب نه کمبود قانون، بلکه ضعف در اجرای آن و ناهماهنگی نهادی است. وزارتخانهها و سازمانهای مرتبط، اغلب بدون همافزایی عمل میکنند و این واگرایی منجر به سیاستهای متناقض، نبود نظارت مؤثر و شکست در اجرای راهبردهای پایدار منابع آب شده است.
گزارش خواستار بازطراحی حکمرانی آب با تمرکز بر اصلاح قوانین، شفافیت نهادی، مشارکت مردمی و توجه به عدالت بیننسلی و اکولوژیک است.
در مجموع، دیدگاه متخصصان ایرانی حول محور ضرورت تغییر پارادایم از مدیریت فنی و متمرکز به سمت حکمرانی مشارکتی، یکپارچه، بومی و انعطافپذیر میچرخد. آنها معتقدند بدون این تحول بنیادین، راهکارهای مقطعی و مهندسیمحور به تنهایی قادر به حل بحران آب در ایران نخواهد بود.
ارسال دیدگاه