زمین هر روز تشنه‌تر می‌شود

زمین هر روز تشنه‌تر می‌شود

سمیرا مرادی روزنامه نگار

بحران بی‌آبی در ایران اکنون به مرزهای خطرناک خود رسیده است. تابستان امسال برای مردم ایران خشک و داغ و بی‌آب سپری می‌شود. خالی‌شدن سدها و عدم توانایی تأمین آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و کاهش سطح آب سدها، دست به دست هم داده و کشور را در یک مشکل جدی گرفتار کرده، تا جایی که در هفته‌های گذشته برای اولین بار شاهد قطع مکرر آب در مناطق شهری و حتی تعطیلی به‌دلیل گرمای هوا و صرفه‌جویی احتمالی در مصرف آب بودیم. این روزها پیدا کردن راه‌حل این بحران، یکی از اولویت‌های اصلی دولت و مسئولان است. بخشی از ریشه‌های این مشکل را می‌توان در تغییرات اقلیمی که طی چند دهه چهره‌ی سرزمینی ایران را دگرگون کرده، پیدا کرد.

روز صفر آبی
پیش‌تر به‌کرات شنیده بودیم که بحران‌های آینده نه بر سر منابع سوخت‌های فسیلی، بلکه بر سر منابع آب خواهد بود. شواهد نشان می‌دهد که اکنون آن روز فرارسیده؛ روز نزدیک به صفر آبی. تغییرات اقلیمی ناشی از افزایش مصرف و استفاده‌ی بی‌رویه‌ی سوخت‌های فسیلی و گسترش شهرنشینی را می‌توان بخشی از علل این بحران ذکر کرد. سرزمینی که روزگاری با قنات‌ها و کاریزهای بی‌شمار، نماد مدیریت هوشمندانه‌ی آب در دل اقلیم خشک بود، امروز با کاهش چشمگیر نزولات جوی، تبخیر فزاینده، مدیریت ناکارآمد منابع و مصرف بی‌رویه در کشاورزی و صنعت، در آستانه‌ی یک فاجعه‌ی زیست‌محیطی و اجتماعی قرار گرفته که نه‌تنها زندگی روزمره‌ی مردم را مختل کرده، بلکه آینده‌ای ناپایدار را برای این زیست‌بوم باستانی رقم می‌زند.

تغییر الگوی بارش
الگوی بارش باران و برف طی چند دهه‌ی اخیر در ایران تغییر کرده است. این تغییر هم کمّی و هم کیفی بوده؛ یعنی هم میزان بارش کاهش پیدا کرده و هم کیفیت بارش. میانگین بلندمدت بارش در ایران حدود ۲۵۰ میلی‌متر در سال است که این میزان حدود یک‌سوم میانگین جهانی (۸۳۰ میلی‌متر) است. در برخی سال‌ها، میانگین بارش در ایران به زیر ۲۰۰ میلی‌متر هم کاهش یافته است. برخی مناطق مرکزی و شرقی کشور، بارشی کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر در سال دارند که این میزان تقریباً در حد بیابان‌های خشک جهان است. از سوی دیگر، به‌جز کمیت بارش که ایران را جزو کشورهای کم‌بارش دسته‌بندی می‌کند، بارندگی در ایران دچار تغییر کیفی نیز شده است. بارش در اکثر مواقع به‌صورت رگباری و سیل‌آساست؛ این نوع بارش موجب می‌شود فرصت لازم برای نفوذ آب به زمین و تغذیه‌ی سفره‌های آب زیرزمینی وجود نداشته باشد. همچنین این نوع بارش موجب فرسایش خاک می‌شود. طی حدود ۵۰ سال اخیر، میزان بارش در ایران حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یافته است.

افزایش دمای هوا
دمای متوسط ایران نیز طی چند دهه‌ی اخیر افزایش یافته که موجب افزایش تبخیر آب از سطح زمین، دریاچه‌ها، سدها و حتی خاک می‌شود. این پدیده در مناطق خشک ایران (مثل خوزستان، سیستان‌ و بلوچستان، و یزد) تأثیر دوچندان دارد. میانگین دمای سالانه‌ی ایران طی ۵۰ سال گذشته حدود ۲ درجه افزایش یافته است. این در حالی است که میانگین جهانی افزایش دما حدود ۱.۲ درجه بوده، یعنی ایران سریع‌تر از میانگین جهانی گرم شده است. همچنین تعداد روزهای گرم سال که دما از ۴۰ درجه بیشتر است، سال‌به‌سال افزایش یافته و ما شاهد موج‌های گرمای بی‌سابقه؛ به‌ویژه در مناطق گرمسیری کشور هستیم. تغییرات اقلیمی جهانی (گرمایش جهانی)، کاهش پوشش گیاهی و جنگل‌ها که موجب افزایش بازتاب گرما می‌شوند، گسترش شهرسازی و خشک‌شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها به‌مثابه‌ی مکان‌هایی برای تنظیم‌کننده‌های طبیعی دما، از جمله دلایل اقلیمی افزایش دمای هوا در ایران هستند. طبیعی است که هر یک از این دلایل اقلیمی، ریشه‌ها و علل انسانی نیز دارند که موضوع این گزارش نیست.

 کاهش منابع سطحی
رودخانه‌ها، تالاب‌ها و دریاچه‌ها مانند دریاچه‌ی ارومیه، هامون، بختگان و گاوخونی خشک شده یا به‌شدت کوچک شده‌اند. طی سال‌های اخیر، بزرگ‌ترین دریاچه‌ی داخلی ایران یعنی دریاچه‌ی ارومیه به‌کلی خشک شد و مهم‌ترین رودخانه‌ی مرکزی یعنی زاینده‌رود بسیاری از روزهای سال خشک است. بخشی از این خشکی ناشی از کاهش ورودی آب به‌دلیل کاهش بارندگی و ذوب زودهنگام برف‌هاست و بخشی دیگر به‌دلیل برداشت بی‌رویه برای کشاورزی یا ناشی از سیاست‌های نادرست سدسازی و حفر چاه‌های عمیق در اطراف رودخانه‌ها و دریاچه‌ها.

ذخایر برفی کوهستان
ایران در مناطق کوهستانی مانند البرز و زاگرس به ذخایر برفی وابسته است که در بهار ذوب می‌شوند و منابع آب را تأمین می‌کنند. تغییر اقلیم باعث کاهش میزان برف و ذوب زودهنگام آن شده و زمان و حجم آب در دسترس در طول سال را کاهش داده است. رودخانه‌هایی مانند زاینده‌رود، کارون، دز، کرج و هراز وابسته به این ذخایر برفی زمستانه هستند. بنا به گزارش سازمان هواشناسی و پژوهش‌های دانشگاهی، پوشش برفی کوهستان‌ها در ۳۰ سال گذشته حدود ۲۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. در زاگرس مرکزی، سطح برفی در بسیاری از نواحی در برخی سال‌ها تا ۷۰ درصد کاهش یافته و در البرز، یخچال‌های دائمی مانند «یخچال دره‌ی حصارچال» یا «یخچال علم‌کوه» کوچک‌تر شده یا رو به نابودی‌اند. سازمان ناسا (NASA) و داده‌های سنجش‌از‌دور نیز این کاهش را تأیید کرده‌اند.

توالی خشکسالی‌ها
تغییرات اقلیمی باعث شده دوره‌های خشکسالی شدیدتر و با فواصل زمانی کوتاه‌تر تکرار شوند و بسیاری از استان‌های کشور دیگر فرصت بازیابی بین دو خشکسالی را ندارند. داده‌های سازمان هواشناسی ایران و مرکز ملی خشکسالی نشان می‌دهد ایران طی ۵۰ سال گذشته حدود ۳۰ سال خشکسالی را تجربه کرده است و از دهه‌ی ۱۳۸۰ به بعد، خشکسالی‌ها تقریباً به‌صورت پیوسته ادامه داشته‌اند. بسیاری از استان‌ها مانند خراسان جنوبی، یزد، کرمان، سیستان‌ و بلوچستان و اصفهان، ۱۰ تا ۱۵ سال متوالی خشکسالی خفیف تا شدید را پشت سر گذاشته‌اند. قبلاً پس از ۲–۳ سال خشکسالی، سال‌های نسبتاً پُربار دیده می‌شد، اما اکنون این تنفس طبیعی تقریباً متوقف شده است.

افزایش بیابان‌زایی
با کاهش منابع آبی، زمین‌های کشاورزی به‌سرعت خشک و غیرقابل‌کشت می‌شوند، مراتع تخریب شده و جنگل‌ها نیز در معرض نابودی قرار می‌گیرند. در نتیجه، بیابان‌زایی تشدید می‌شود؛ امری که کاهش توان طبیعت برای تنظیم چرخه‌ی آب را در پی دارد. طبق آمار رسمی سازمان منابع طبیعی، حدود ۷۵ درصد از خاک ایران در محدوده‌ی اقلیم خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و دست‌کم ۲۰ تا ۲۵ میلیون هکتار از اراضی کشور (بیش از ۱۲ درصد کل مساحت ایران) تحت تأثیر شدید بیابان‌زایی قرار دارند. در دهه‌های اخیر، سالانه حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار هکتار از زمین‌های کشور به بیابان تبدیل شده‌اند.
بررسی وضعیت اقلیمی ایران نشان می‌دهد بحران بی‌آبی دیگر یک هشدار نیست، بلکه واقعیتی جاری است. از تغییر الگوی بارش تا خشکسالی‌های پی‌در‌پی و تبخیر فزاینده منابع آبی، همه‌چیز حکایت از آینده‌ای ناپایدار دارد. کاهش ذخایر برفی، خشک‌شدن تالاب‌ها، و فرسایش خاک، ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین را به‌شدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، مدیریت منابع آبی نه‌تنها یک الزام فنی، بلکه ضرورتی ملی برای بقاست. اگر امروز تصمیم نگیریم و اقدام نکنیم، فردا دیگر فرصتی برای بازگشت نخواهد بود. اکنون، آخرین فرصت ایران برای بازسازی رابطه‌اش با اقلیم است. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه