رویای پول آسان و واقعیت بازار

رویای پول آسان و واقعیت بازار

محبوبه نقره‌خامه روزنامه نگار

  رویای داشتن شغل پردرآمد محدود به یک کشور و یک گستره جغرافیایی و حتی یک دوره زمانی خاص نبوده و همواره در تمام قرن‌ها و سراسر جهان این رویکرد طرفداران خاص خود را داشته است. در این گوشه دنیا هم وضعیت مشابه تمام جاهای دیگر است و شاید به همین دلیل هم هست که همواره عده‌ای از رویافروشی به درآمدهای نجومی می‌رسند.
کافی است سری به اینستاگرام یا سایر نرم‌افزارها بزنید تا با حجمی نه‌چندان کم از تبلیغات مشاغل پردرآمد و معجزات پولسازی آشنا شوید. اصلاً برای بسیاری همین شیوه راهی شده تا به معنای واقعی کلمه پردرآمد شوند.
حال در این آشفته بازار یکی از طریق یک پیج و صفحه در فضای مجازی کسب درآمد می‌کند و دیگری با متدهایی که در ادامه به آنها پرداخته شده است. به هر صورت همواره جمعیت قابل توجهی سودای ثروتمند شدن در سر دارند و حتی اگر خودشان به این رویا نرسند می‌توانند مسیر را برای عده‌ای دیگر هموار کنند تا پا بر گرده آنها گذاشته و بالا روند. 
حتماً شما هم دیده‌اید که عده‌ای با استفاده از جملات انگیزشی مختلف و معرفی چند نمونه موفق دستیابی به درآمدهای میلیاردی را کاری بسیار ساده می‌دانند و همگان را به شرکت در دوره‌های موفقیت و ثروت دعوت می‌کنند. 
طبیعی است که برای حضور در این دوره‌ها نیز مبالغی هنگفت دریافت می‌کنند، اما آیا ضمانتی هم برای موفقیت وجود دارد؟

مشاغل پولساز با سرمایه اندک
جدا از بحث دوره‌های پولسازی، بسیاری هم هستند که به معرفی مشاغلی می‌پردازند که ممکن است برای برخی یا بسیاری ناشناخته باشد؛ مشاغلی که گفته می‌شود با سرمایه اندک درآمدی سرشار دارند.
بعضی از نمونه‌های رایج این مشاغل عبارتند از: «تولید سفره یک‌بارمصرف، تولید لیوان و ظروف پلاستیکی یا کاغذی، تولید اسکاچ و سیم ظرفشویی، بسته‌بندی خشکبار یا حبوبات در خانه، دستگاه تولید دستمال کاغذی، چاپ روی تیشرت یا لیوان، تولید جوراب با دستگاه‌های خانگی و غیره.»
شما می‌توانید جستجویی کوتاه در فضای مجازی داشته باشید و با عبارت مشاغل پردرآمد به بررسی بپردازید تا ببینید چه حجمی از مطلب و چه میزان شغل به شما پیشنهاد می‌شود. یکی بهترین شغل‌های پردرآمد با سرمایه کم را معرفی می‌کند، دیگری از مشاغل پردرآمد با سرمایه کم برای آقایان در روستا می‌گوید. یکی مدعی معرفی 17 شغل پردرآمد است و دیگری روی 20 او 21 آورده و 30 شغل پولساز معرفی می‌کند؛ یکی آقایان را مخاطب می‌دهد و دیگری به خانم‌ها اشاره دارد. برخی هم لیست را سال به سال به روز کرده و در هر سال مشاغل خاص همان دوره را معرفی می‌کنند.
دامنه این مشاغل هم بسیار گسترده است؛ از مباحث مرتبط با اقتصاد دیجیتال و فناوری‌های نو گرفته تا بورس و ارز دیجیتال، کسب درآمد از یوتیوب، دستگاه جوراب بافی، پرورش قارچ، پرورش زالو، طراحی داخلی، دستگاه سبزی خردکنی، ساخت زیورآلات دست‌ساز، بازاریابی، تولید محتوای متنی، تولید کتاب‌های «پی‌دی‌اف» و صوتی تا بسیاری موارد دیگر که حتی ممکن است بسیاری از ما در همان لحظه خواندن آگهی در اطراف خود آشنایانی را داشته باشیم که به این موارد مشغول هستند و اتفاقاً وضع مالی چندان خوبی هم ندارند.
اما آنچه در نهایت اتفاق می‌افتد به نوعی رویافروشی و استفاده از تکنیک‌های روانشناسانه است، برای اینکه فرد قانع شود که حالا وقت آن رسیده که زندگی‌اش را متحول کند. شکی نیست که به هرحال وقتی فرد کسب‌وکاری ایجاد می‌کند از محل آن درآمدی هم خواهد داشت، اما اینکه این درآمدها تا چه اندازه ممکن است با آنچه وعده داده شده منطبق باشد، موضوع دیگری است.
پیشرفت با توسعه مهارت
میثم دادخواه، کارآفرین و بنیانگذار چندین شرکت استارتاپی در گفتگو با آتیه‌نو به ارائه توضیحاتی در این باره پرداخته که اگرچه به طور مشخص این مشاغل را خطاب قرار نداده، اما تصویری واضح از این روزهای بازار و کسب‌وکارها به دست می‌دهد.
او در این باره می‌گوید: «برای کسب درآمدها اولین موضوع آن است که فرد مهارت‌های خود را ارتقاء دهد و در گام اول به دنبال توسعه فردی باشد.»
دادخواه ادامه می‌دهد: «به ویژه در این دوره فضای کسب‌وکار نسبت به همیشه مبهم‌تر شده و در این وضعیت شاید داشتن مهارت بتواند فرصت‌های خوبی برای فرد ایجاد کند.»
این کارآفرین با اشاره به رویکردی که برخی در این آگهی‌ها دنبال کرده و به طور مثال می‌گویند با خرید یک دستگاه، سفارش کار را ما برای شما تأمین می‌کنیم، اشاره کرده و می‌گوید: «طبق همان ضرب‌المثل قدیمی اگر به فردی ماهیگیری یاد دهیم به مراتب بهتر از آن است که به او ماهی داده باشیم. در اقتصاد یک ضرب‌المثل وجود دارد که می‌گویند هیچ ناهار مجانی‌ای وجود ندارد. ما در هر مسیری در حرکت باشیم شیوه‌های دیگری نیز برای ایجاد درآمد وجود دارد و به همین دلیل هم هست که اگر به طور مثال فردی به دنبال آن است که با یک دستگاه درآمد ایجاد کند، فرد دیگر به این فکر می‌کند که چگونه از طریق فروش همان دستگاه برای خود درآمد داشته باشد.»

سود واقعی کسب‌وکار
دادخواه با تأکید مجدد بر مختصات اقتصادی این مقطع خاص تاریخی، تصریح می‌کند: «شاید در این دوران بهتر این باشد که هر فردی در هرجا مشغول است بماند و طی این شش تا هفت ماه به همان کسب و کار کمک کند. به عبارت دیگر شاید این مقطع کوتاه چند ماهه خیلی زمان مناسبی نباشد که بخواهیم خیلی در زندگی تحول ایجاد کنیم و احتمالا راهکار درست‌تر آن است که در این برهه کمی مهارت‌های خود را ارتقا دهیم.»
به گفته این فعال کسب‌وکارهای اینترنتی، این روزها در بازار کسب‌وکاری نداریم که بیش از 6 تا 7 درصد سود داشته باشد و این رقم در نهایت خوش‌شانسی به 10 درصد سرمایه افراد می‌رسد. حال اگر فردی با خرید یک دستگاه به دنبال آن است که از آن درآمد چند ده یا چند صد میلیونی داشته باشد خوب است این نکات را هم مد نظر داشته باشد. اگر فردی در شرایط فعلی بازار به شما چنین وعده‌هایی می‌دهد جا دارد به این حرف‌ها شک کنید.
دادخواه ادامه می‌دهد: «در مورد ترید یا بازار سهام هم همین وضعیت حاکم است و کسب سودهای سرشار از این فضاها داستانی است که منسوخ شده است. در این بازارها هم 10 درصد افراد سود و 90 درصد ضرر می‌کنند. حال فرد چطور انتظار دارد از همان ابتدای فعالیت آنقدر شانس و مهارت داشته باشد که از 90 درصد سرمایه‌گذاران آن عرصه پیشی گیرد و همین روند را برای بلند مدت هم ادامه دهد.» این کارآفرین می‌گوید: «اکنون یکی از کسب‌وکارهایی که در بازار گفته می‌شود سود بسیار خوبی دارد، واردات کالا از چین است؛ چراکه عده‌ای بر این باورند که شما هر باری از این کشور وارد کنید با دو برابر قیمت خواهید فروخت؛ چرا که استعلام قیمت عمده محصولات در چین و مقایسه با قیمت آنها در بازار ایران نشان می‌دهد واردات آنها 80 تا 100 درصد سود به همراه دارد. اما حتی در همین فضا هم اگر دقت کنید نهایت سود ماهانه به بیش از 10 درصد نخواهد رسید.»
او ادامه می‌دهد: «برخی حوزه‌ها مانند واردات تلفن همراه این روزها چنان شرایطی دارند که حتی ممکن است سود واردات آنها به پنج درصد رسیده باشد. حال اگر فردی یک دوره گوشی وارد می‌کند و بعد بر حسب اتفاق قیمت دلار یکباره بالا می‌رود و این سود به 20درصد می‌رسد؛ قاعده نیست. واقعیت آن است که بسیاری بازارها بسیار به هم ریخته است. اما بازارهایی مانند لوازم خانگی، بازار فناوری‌ها و گجت‌های جدید و مواردی از این دست هم چنانچه بررسی شوند حتی با اینکه تصور سود 100 درصدی از آنها وجود دارد، فراتر از حد بازار نیست. اگر فرد یا شرکتی اقدام به واردات در این حوزه کند، با طی روند ثبت سفارش، حمل‌ونقل دریایی، ترخیص و غیره در بهترین حالت دو تا دو ماه‌ونیم زمان صرف می‌شود.»
دادخواه می‌افزاید: «پس از رسیدن این بار نیز حدود یک تا یک ماه و نیم زمان لازم است تا این کالاها در انبار مرتب و دسته بندی شوند و بدین ترتیب از لحظه‌ای که تصمیم به واردات گرفته شده تا فروش حدود چهار ماه زمان لازم است. در گام بعدی وقتی شما قصد فروش کالا را دارید در بازار رقابت چنان زیاد شده که دیگر کسی بار شما را نقد خرید نمی کند و همه با چک‌های دو تا چهار ماهه خرید می‌کنند. بنابراین هشت ماه زمان صرف می‌شود تا سرمایه شما بازگشت داشته باشد و در این مدت حتی اگر این محموله سود 80 درصدی هم داشته باشد سود ماهانه آن به 10 درصد می‌رسد. این در حالیست که شما هزینه‌های متعددی مانند گمرکی، حمل و نقل، انبار و غیره هم دارید که تمام این موارد سود شما را کاهش می‌دهد.»
این فعال بازار کسب‌وکار همچنین به گروهی که ممکن است از رانت‌های مختلف و تسهیلاتی مانند وام‌های کلان بانکی برخوردار می‌شوند، اشاره کرده و می‌گوید: «اگر شما 10 میلیارد سرمایه داشته باشید با معادلات مذکور ماهانه حدود 300 میلیون سود به شما می‌دهد که اگر همین پول را در بانک هم بگذارید ماهانه 250 میلیون تومان سود دارد که اگر هزینه‌های سرمایه را هم کسر کنید، می‌بینید در نهایت حدود همان هفت درصد سود ماهانه خواهد بود.»
دادخواه در پایان می‌گوید: «در نظر داشته باشیم که برخی کسب‌وکارها نیاز به گارانتی و خدمات پس از فروش هم دارند که آن نیز هزینه‌های خاص خود را به فرد تحمیل می‌کند. برخی محصولات نیز ممکن است نیاز به مرجوع کردن داشته باشند. کالاهایی که گارانتی ندارند مانند پوشاک هم سال‌هاست واردات رسمی ندارند و هر آنچه در بازار مشاهده می‌شود، واردات قاچاق است.» 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه